تبليغاتX
بینش

یکی از تمرینات بسیار مؤثر در ایجاد خلأ فکری و قرار گرفتن در وضعیت بی فکری که برای تمرکز حواس فوق العاده مفید و لازم است، روشی است به نام “مراقبه” یا “مدیتیشن (Meditation) ”این تکنیک، که امروزه علم آن را کاملاً تأیید کرده است، نقش مؤثری در ایجاد آرامش دارد. کسانی که روزی ۲ بار و هر بار ۲۰ دقیقه تمرین را به طور مداوم انجام دهند، پس از مدتی از تمرکز حواس، خلاقیت، آرامش و سلامت بیشتر برخوردار می گردند. مراقبه و مدیتیشن تکنیکی برای دستیابی به لایه های عمیق فکر است و شخص می تواند با این تمرین، به منشأ ایجاد فکر دست پیدا کند.

آنچه که ما آن را فکر می نامیم، انرژی است که به سطح مغز آمده است یعنی از منشأ خود به مرور بالا آمده تا به سطح مغز رسیده است. تولید و ایجاد فکر را غالباً به سطح و عمق دریا تشبیه می کنند. همان طور که یک حباب، ابتدا در عمق دریا به صورت بسیار کوچک ایجاد می شود و کم کم بالا می آید و هم زمان با بالا آمدن بزرگ و بزرگتر می شود تا به سطح آب می رسد، فکر نیز چنین روندی را طی می کند. ابتدا از لایه های عمیق مغز عبور می کند و آنجا ما آن را احساس و تجربه می کنیم و می گوییم که فکری به ذهنمان خطور کرد .

در دریا، سطح آب پر از موج و تلاطم است و حرکت، نوسان فراوان دارد. اما عمق دریا کاملاً ساکت و آرام است و آن تلاطم و نوسانی که در سطح مشاهده می شود، ابداً در عمق نیست. با آنکه همه حبابها که در سطح به چشم می خورند از همین قسمتهای عمیق می آیند اما اینجا کاملاً ساکت و آرام است .
ما معمولاً با سطح مغز خود در ارتباطیم. آنجا که همه چیز، شلوغ و پر هیاهوست. ما اگر قادر باشیم به قسمتهای عمیق تر مغز دست پیدا کنیم و به منشأ فکر راه یابیم، عملاً هم سکوت و سکون ذهنی برایمان میسر می شود و هم به جایی می رسیم که منشأ خلاقیت، تدبیر و تمرکز فراوان است. مراقبه، چنین کاری می کند. مراقبه شما را به قسمتهای عمیق مغز می برد. به سکوت ذهن، و به سکون فکر . با تمام فواید فوق العاده ای که یک مراقبه مداوم دارد، تمرین آن بسیار ساده و آسان است .


چگونه مراقبه کنیم ؟مبعث پیامبراکرم مبارکبادمبعث پیامبراکرم مبارکباد

شما در هر وضعیتی که دوست دارید بنشینید. توجه دارید که مراقبه حتماً باید در حالت نشسته انجام شود. مراقبه در حالت خوابیده نداریم. وضعیتی راحت به خود می گیریم. چشمهای خود را می بندیم و سکوت می کنیم.


مانترامبعث پیامبراکرم مبارکبادمبعث پیامبراکرم مبارکباد

مانترا یا ذکر در مراقبه، غالباً واژه ای بی معنی است که صرفاً یک فرکانس صوتی دارد. یک صدا و صوت است و دیگر هیچ. نه معنی دارد نه مفهوم، و نه فکر را به خود مشغول می کند. ذکر در ابتدا باید با معنی باشد و سپس در اثر تکرار بر زبان و در ذهن بی معنی می شود. در مدیتیشن وقتی به مراقبه نشستید و چشمها را بستید، حالا باید واژه ای بی معنی را مدام در ذهن خود تکرار کنید. این واژه به میل خودتان، هر واژه بی معنایی می تواند باشد.

در نزد یوگیها مهمترین و متداول ترین مانتراها صوت “اوم” می باشد. یعنی شخص می نشیند، چشمها را می بندد و مدام در ذهن خود تکرار می کند: اوم، اوم، اوم . . . و این عمل را ۲۰ دقیقه مداوم انجام می دهد.

روان شناسی امروز ثابت کرده است که با ذکر یک مانترا عملاً بعد از دقایقی تمام قسمتهای ذهن را خستگی و رخوت می گیرد و صرفاً یک نقطه فعال باقی می ماند. مانترای شما نیز می تواند واژه “اوم” یا هر واژه بی معنای دیگری باشد که انتخاب می کنید. اما آنچه بسیار مهم است این است که این مانترا همیشه ثابت باشد و هیچ وقت آن را تغییر ندهید و همیشه با این مانترا مراقبه کنید. اشتباه مسلمی که بعضی از معلمان تکنیک مدیتیشن مرتکب می شوند و امروزه علم آن را به شدت مردود اعلام می کند، این است که می گویند هر کس مانترا یا صوتی مخصوص به خود دارد و ادعا می کنند که قادرند مانترای هر کسی را کشف کنند و مانترای مخصوصش را به طور خصوصی اعلام کنند و حتی به او می گویند که این واژه صرفاً مال شماست و مراقب باشید که آن را با هیچ کس در میان نگذارید. علم این موضوع را امروزه کاملاً رد کرده است. شما می توانید هر واژه ثابتی را که دوست دارید انتخاب کنید و همیشه از آن استفاده کنید .


نکات مهم
1- مراقبه یا مدیتیشن را روزی دوبار صبح و بعد ازظهر و هر بار۲۰ دقیقه انجام دهید.
2- در مراقبه همه چیز باید طبیعی پیش برود و هیچ قصد و منظوری نباید داشته باشید. اگر چه مراقبه دستاوردهای فراوانی از جمله بهبود تمرکز دارد اما هنگام انجام تکنیک، مطلقاً نباید انتظار چیزی را داشته باشید. حتی به این فکر نکنید که دارید با قسمتهای عمیق مغز ارتباط برقرار می کنید. فقط تکنیک را به مدت ۲۰ دقیقه انجام دهید و مانترا را تکرار و تکرار کنید. پس هر انتظاری در طول مراقبه، خود نوعی فکر محسوب می شود که این تفکر با فلسفه انجام مدیتیشن منافات دارد.
3- فکرهایی که در طول مراقبه به ذهن شما خطور می کند کاملاً طبیعی است. مثلاً شاید حدوداً یک دقیقه از جریان مراقبه شما نگذشته باشد که فکری یا خاطره ای به ذهنتان خطور کند. این کاملاً طبیعی است و مطلقاً نباید جلوی این روند طبیعی را بگیرید. بگذارید فکر، شما را با خود به هر جایی که می خواهد ببرد و دوباره به مانترای خود بازگردید. دوباره فکر ایجاد می شود و دوباره مانترا. همان قدر از تکرار مانترا استقبال کنید که از فکر استقبال می کنید. هر دو را به عنوان یک طبیعت و یک واقعیت بپذیرید.
4- در طول مراقبه لحظاتی هست که در ذهن شما فقط مانترا وجود دارد و لحظاتی هم هست که می بینید از مانترایتان غافل شده اید و دارید فکر می کنید. لحظاتی وجود دارد که شما در ذهن خود هم مانترا دارید و هم فکر، و سرانجام زمانی پیش می آید که شما نه مانترا دارید نه فکر. همه اینها طبیعی است. چه مانترا، چه فکر، چه فکر و مانترا با هم و چه هیچ کدام. برای همین است که می گویند در مدیتیشن همه چیز طبیعی است. بگذارید با تکرار مانترایی که اراده کرده اید، فکرتان به هر سو که می خواهد برود؛ یا در مانترا غوطه ور شوید یا در فکر، یا در هردو و یا در هیچکدام. تأکید می کنیم هر مقاومتی در مقابل جریانهای فکری که به ذهنتان خطور می کند غلط است. فقط آسوده بنشینید و به تکرار مانترا بپردازید و این را بیست دقیقه ادامه دهید.
5- فکرهایی که به ذهن شما خطور می کند، در حقیقت نوعی پالایش است. این فکرها از قسمتهای عمیق ذهن یا ناخودآگاه یا حافظه بلند مدت به سطح می آیند و خالی می شوند. گاهی اوقات خاطره دیروز، رؤیای فردا و گاهی اوقات رویدادهای گذشته شما به ذهنتان می آیند. بگذارید همه اینها بیرون آیند و درونتان پالایش شود. پس از چند روز تا چند هفته انجام تمرین مداوم این تمرین، به چنان پاکی درون و خلأ ذهنی می رسید که تجربه اش برایتان بسیار جالب و دوست داشتنی است.
6- شرایط محیطی که در آن به انجام مراقبه می پردازید با شرایط ریلکسیشن تفاوتی ندارد. محیطی آرام، نسبتاً ساکت و بی دغدغه.


فرآیند مراقبه:

اما ببینیم مراقبه یا مدیتیشن چگونه پالایش ذهن را موجب می شود و درون را از تنشهای عصبی و فشارهای روحی پاک می کند. با تکرار مانترا، کم کم ذهن آسوده و خالی و راحت می شود و به دنبال آن، جسم راحت می شود. وقتی جسم راحت شد و ذهن آسوده بود، شما در یک حالت استراحت عمیق به سر می برید که می گویند این استراحت عمیق دو برابر، مؤثرتر از خواب است .

در یک استراحت عمیق، شما به ناخودآگاه دسترسی دارید و با لایه های عمیق مغز مانند خواب که در آن رؤیا می بینید، ارتباط برقرار می کنید. در این آرامش و استراحت عمیق و ارتباط با ناخودآگاه، تنشهای عصبی، فکرهای مزاحم و خصوصاً شاید افکار ناراحت کننده شما از عمق به سطح بیاید. بیرون آمدن این خاطرات، شاید کمی جسم را پر تنش و منقبض کند. این انقباضات عضلانی ذهن را فعال می کند و در نتیجه این فعالیت فکر، تولید می شود. پس از لحظاتی فرو رفتن در فکر، مجدداً به مانترای خود باز می گردید و مانترا ذهن را آسوده می کند و این چرخه مجدداً تکرار می شود. شاید در بیست دقیقه مراقبه یک وعده شما این چرخه چندین بار تکرار شود و این پالایش چندین بار صورت گیرد .


مدیتیشن واقعی
عده زیادی از این مسأله نگران هستند که آیا تمرین را درست انجام می دهند یا خیر. علت این نگرانی و وسواس، غالباً بدان خاطر است که شخص در جستجوی انبوهی از جنبه های سحرآمیز است .
ریلکسیشن (Relaxation) و مراقبه یا مدیتیشن (Meditation)، تمرینات بسیار ساده و راحت و معمولی هستند که عمدتاً به هدف آرامش و تمرکز و آگاهی خالص انجام می شود. به هیچ عنوان تصورات عجیب و غریب درباره این تمرینات نداشته باشید و منتظر نباشید که اتفاق خاصی بیفتد. مدیتیشن باید یک روند ساده، آرام، دایمی و همراه با زندگی داشته باشد. مشکل دیگر این است که عده ای ادعا می کنند که نمی توانند در مدیتیشن تمرکز داشته باشند و با ناراحتی می گویند افکار نمی گذارند من در مانترا متمرکز شوم. مجدداً تأکید می کنیم که افکار، بخشی از مدیتیشن هستند. البته به تدریج که تمرین را به طور مستمر انجام می دهید، ذهن شما کمتر متفرق می شود و دیگر از این شاخه به آن شاخه نمی پرد و آن تمرکز فکری که مد نظر شماست به تدریج خود را نشان می دهد .

http://www.kodak.com/US/images/en/corp/membersGallery/wallpaper/640_480/GARDEN.JPG

تلفیق ریلکس و مراقبه برای تمرکز:

گاهی اوقات ما حتی توصیه می کنیم ریلکسیشن و مدیتیشن را با هم و با کمی تفاوت انجام دهید. ابتدا وارد مرحله ریلکس شوید و این سؤال را به طور ذهنی از باطن خود بپرسید که: “من چه کسی هستم؟”. پاسخ شما این است که “من جسم نیستم.” بر این معنی فکر و تعمق کنید. مجدداً از خود بپرسید: “من چه کسی هستم؟” و پاسخ دهید:”من اضطرابها و هیجانها نیستم.” بر این معنی فکر و تعمق کنید. دوباره سؤالی را مطرح کنید: “من چه کسی هستم؟” جواب این است: “من افکارم نیستم”. بر این معنی فکر و تعمق کنید. سؤال کنید: “من چه کسی هستم؟” “پس من چه کسی هستم؟” و جواب نهایی شما این است: “من یک مرکز شعور ناب هستم.” بر معنی این فراز تعمق و دقت کنید. گاهی اوقات توصیه می شود که هر بار یکی از این سؤالات را از خودتان بپرسید و گاهی می توانید این سؤالات را به همان ترتیبی که گفتیم در یک مراقبه به طور کامل انجام دهید.برگرفته از پورتال جوانان
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در جمعه سی ام مرداد 1388 ساعت 8:16 | لینک ثابت |

نکاتی مرتبط با مباحث روانشناسی ومشاوره : روانشناسي، علم كاربردي مطالعه رفتار و فرايندهاي ذهني بر اساس يافته هاي علمي و تحقيق شده مي باشد. رفتار به فعاليت ها و اعمالي اشاره دارد كه قابل مشاهده و قابل اندازه گيري مي باشند، مانند صحبت كردن و راه رفتن، اما فرایندهاي ذهني به اعمال و فرايند هايي اشاره دارد كه به صورت مستقيم قابل ديدن و درك كردن نيست و نمود آنها را مي توان در رفتار و ديگر فرايند ها مشاهده كرد، مانند تفكر و يا هيجان و ترس.

روانشناسي امروز به حدود 54 رشته و شاخه متفاوت از قبيل روانشناسي باليني، روانشناسي كودكان و كودكان استثنائي، روانشناسي صنعتي و سازماني، روانسنجي، روانكاوي، روانشناسي مهندسي، روانشناسي فيزيولوژيك, روان شناسي ورزش, روان شناسي مديريت و ... تقسيم شده است. روانشناسي به مطالعه مفاهيمي مانند هوش، رفتار، هيجان‌ها (احساسات)، روابط دروني و روابط اجتماعي و شخصيتي فرد مي‌پردازد. در واقع با مطالعات روانشناسانه ومشاوره با شخص بیمار همه چيز و گاه همه خصوصیات فرد مشخص مي‌شود؛ در واقع بيمار با بيان اين علائم، ناراحتي خود را بروز مي‌دهد مانند حالات افسردگی ویا مسایل دیگری که دارد.

افسردگي:

 مجموعه‌اي از حالات مختلف روحي و رواني است كه از احساس خفيف ملال تا سكوت و دوري از فعاليت روزمره بروز مي‌كند. براي‌ بيماري‌ افسردگي‌ هيچ‌ علت قطعي و روشني‌ نمي‌توان‌ متصور بود، در برخي موارد يك زندگي پر استرس مي‌تواند محركي براي افسردگي شود و در برخي موارد علت كاملاً به شخصيت فرد مربوط است. در كل به نظر مي‌رسد

 استرس: وقايع پراسترس زندگي، به ويژه از دست دادن يا تهديد به از دست دادن يك فرد كه افسردگي بدون يك علت تعيين شده مشخص و به طور خود به خودي روي مي‌دهد..

  • وقايع پراسترس زندگي، به ويژه از دست دادن يا تهديد به از دست دادن يك فرد محبوب با شغل مي‌تواند محرك افسردگي باشد.
  • عوامل‌ اجتماعي: نارضايتي از جامعه‌ و عوامل رواني مرتبط با اجتماع نيز مي‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند.
  • شخصيت: صفات شخصيتي خاصي مانند اعتماد به نفس پايين و وابستگي شديد، بدبيني و حساسيت در برابر استرسها مي‌تواند فرد را مستعد افسردگي نمايد. شخصيتي‌ وسواسي‌، منظم‌ و جدي‌، كمال‌گرا، يا شديداً وابسته‌ نيز احتمال ابتلا به افسردگي را افزايش مي‌دهند.
  • ارث: محققين چند ژن را كه ممكن است با اختلالات دو قطبي مربوط باشند را مشخص كرده‌اند، آنان به دنبال ژنهايي مي‌گردند كه با ساير اشكال افسردگي مرتبط باشند. اما همه افرادي كه سابقه فاميلي افسردگي را دارند به اين اختلال دچار نمي‌شوند.(۲)
  • اعتياد: الكل، نيكوتين و سوء استفاده از مواد، كارشناسان تصور مي‌كردند افراد افسرده الكل، نيكوتين و داروهاي تغيير دهنده خلق را به عنوان راهي براي كاهش افسردگي استفاده مي‌كنند. اما در واقع استفاده از اين مواد مي‌تواند با افسردگي و اختلال اضطرابي مرتبط باشد.
  • داروها : استفاده طولاني مدت از برخي داروها مانند داروهايي كه جهت كنترل فشار خون استفاده مي‌شوند، قرصهاي خواب يا قرصهاي پيشگيري از بارداري مي‌توانند علائم افسردگي را در بعضي افراد ايجاد كنند. مصرف قرص‌هاي ضد بارداري تاثير مستقيم در افسردگي زنان دارد[نيازمند منبع].
  • بيماريها : ابتلا به يك بيماري مزمن، مثل بيماري قلبي، سكته مغزي، ديابت، سرطان يا آلزايمر باعث مي‌شود كه فرد در خطر بيشتري براي افسردگي قرار بگيرد. مطالعات يك ارتباط ثابت نشده بين افسردگي و بيماري قلبي را نشان مي‌دهد[نيازمند منبع]. افسردگي در بسياري افرادي كه حمله قلبي داشته‌اند اتفاق مي‌افتد. افسردگي درمان نشده مي‌تواند شما را در خطر بيشتري براي مرگ در سالهاي اول پس از سكته قلبي قرار دهد. ابتلا به كم كاري تيروئيد حتي اگر خفيف باشد هم مي‌تواند باعث بروز افسردگي شود.(۳)
  • شكست‌ در زندگي: شكست در كار، ازدواج‌، يا روابط‌ با ديگران مي‌تواند باعث بروز افسردگي شود، مرگ‌ يا فقدان‌ يكي‌ از عزيزان‌، از دست‌ دادن‌ يك‌ چيز مهم‌ (شغل‌، خانه‌، سرمايه‌)، تغيير شغل‌ يا نقل‌ مكان‌ به‌ يك‌ جاي‌ جديد، انجام‌ بعضي‌ از اعمال‌ جراحي‌ مثل‌ برداشتن‌ پستان‌ به‌ علت‌ سرطان‌، گذر از يك‌ مرحله‌ از زندگي‌ به‌ مرحله‌اي‌ ديگر، مثلاً يائسگي‌ يا بازنشستگي‌.

 میلاد فرخنده حضرت حجت ابن الحسن امام زمان مهدی موعود مبارک بادمیلاد فرخنده حضرت حجت ابن الحسن امام زمان مهدی موعود مبارک بادمیلاد فرخنده حضرت حجت ابن الحسن امام زمان مهدی موعود مبارک بادمیلاد فرخنده حضرت حجت ابن الحسن امام زمان مهدی موعود مبارک باد

  • درمان :

درمان‌هاي ضدافسردگي را مي‌توان به دو دسته كلي دارويي و غيردارويي تقسيم كرد. اثربخشي هر دو اين درمان‌ها در مطالعات فراواني مشاهده شده است. در موارد شديد استفاده از داروهاي ضد افسردگي بهترين گزينه است. اين داروها در دهه‌هاي اخير از نظر كمي و كيفي رشد فراوني داشته‌اند به شكلي كه امروزه ديگر فاقد عوارض شديد و ناتوان‌كننده هستند. رواندرماني‌هاي شناختي-رفتاري و در برخي موارد تحليلي نيز در درمان افسردگي موثر هستند. در موارد خفيف‌‌‌‌‌تري كه هنوز افسردگي در حد يك اختلال ظاهر نشده است، انجام كارهايي براي كاهش فشار و استرس از جمله خرد كردن كارهاي بزرگ به كارهاي كوچك، حق تقدم (براي) برخي (كارها) قرار دادن و انجام دادن هرآنچه كه مي‌توانيد به همان اندازه كه مي‌توانيد، ورزش معتدل (مـلايـــم)، رفتن به يك سينما، شركت كردن در يك (مراسم) مذهبي، اجتماعـي، يـا ساير فعاليتهايي كه ممكن است به شما كمك كنند، صحبت و همنشيني با دوستان‌ و خانواده‌، خودداري از مصرف الكل، برخورداري از رژيم غذايي‌ متعادل‌ و كم‌چرب‌، مثبت انديشي، تماشاي فيلم‌هاي‌ خنده‌دار و شاد، رفتن به مسافرت، سهيم شدن در فعاليتهايي كه مي‌تواند مفيد باشد و احساس بهتري براي شما به‌وجود بياورد. (۵).

 میلاد فرخنده حضرت حجت ابن الحسن امام زمان مهدی موعود مبارک بادمیلاد فرخنده حضرت حجت ابن الحسن امام زمان مهدی موعود مبارک بادمبعث پیامبراکرم مبارکبادمیلاد فرخنده حضرت حجت ابن الحسن امام زمان مهدی موعود مبارک باد

اضطراب:

اضطراب عبارت است از يك احساس منتشر, ناخوشايند و مبهم هراس و دلواپسي با منشاء ناشناخته، كه به فرد دست مي‌دهد و شامل عدم اطمينان، درماندگي و بر‌انگيختگي فيزيولوژي است. وقوع مجدد موقعيت‌هايي كه قبلاً استرس زا بوده‌اند يا طي آن‌ها به فرد آسيب رسيده است باعث اضطراب در افراد مي‌شود. همه‌ي انسان‌ها در زندگي خود دچار اضطراب مي‌شوند، ولي اضطراب مزمن و شديد غير‌عادي و مشكل‌ساز است. تحقيقات و بررسي‌ها نشان مي دهند كه اضطراب در خانم‌ها, طبقات كم‌در‌آمد و افراد ميان‌سال و سال‌خورده بيش‌تر ديده مي‌شود.

 علايم شايع اضطراب

از علايم اضطراب مي‌توان موارد زير را نام برد:

  • احساس خستگي
  • عصبي بودن و بي‌قراري
  • ترس و نگراني
  • بي خوابي يا بد‌خوابي
  • تپش قلب و تنفس نامنظم و سريع
  • عرق كردن
  • سردرد و سرگيجه
  • مشكل در تمركز و حافظه
  • لرزش يا پرش عضلات
  • تكرر ادرار

درمان اضطراب:

در بعضي از موارد اضطراب بدون نياز به مراجعه به پزشك ميتواند درمان شود. به اين موارد، اضطراب طبيعي مي گويند كه طي آن اضطراب به خوبي توسط بيمار كنترل و برطرف مي‌شود (مثل ترس ناشي از امتحان). در چنين شرايطي اضطراب ميتواند توسط اعمال و روشهايي از قبيل حمام گرفتن به مدت طولاني، تنفس عميق، صحبت كردن با شخصي مورد اعتماد، استراحت در يك اتاق تاريك و ... تحت كنترل درآيد.

مراجعه به پزشك زماني ضروري مي شود كه خود درماني فرد جواب ندهد، يا فرد دچار هراس بيش از حد يا علايمي جديد و غير قابل توجيه شود. در آن صورت پزشك درمان دارويي يا درمان غير دارويي (روش هاي كلاسيك) را به او پيشنهاد مي كند. از دارو هايي كه امروزه براي درمان اضطراب مورد استفاده قرار مي گيرند مي توان پروزاك [۹]، دارو هايي از خانواده ي بنزوديازپين ها (براي مدت كوتاه)، سرتالين [۱۰] و ... را مثال زد. عده اي از متخصصان استفاده از بعضي از اين دارو ها را (مانند پروزاك، كه طبق تحقيقاتي كه به تازگي انجام شده است احتمال خودكشي در جوانان را افزايش مي دهد) توصيه نمي كنند و درمان هاي غير دارويي را پيشنهاد مي كنند. در اين زمينه مي توان تن‌آرامي (آرام‌سازي) [۱۱], حساسيت زدايي، توقف تفكر، سرمشق دهي و ... را مثال زد. در اين روش ها به بيمار آموزش داده مي شود كه بدن خود را براي مقابله ي مؤثر و مستقيم با عوامل تنشزا آماده كند

اضطراب در كودكان و نوجوانان

تشخيص اضطراب و درمان آن در كودكان و نوجوانان بسيار مهم است، چون شخصيت آنان طي اين دوره شكل مي گيرد. بسياري از كودكان زماني كه در شرايط جديدي قرار مي گيرند, دچار اضطراب مي شوند و واكنش هاي متعددي را از خود بروز مي دهند ( لكنت زبان، آويزان شدن به پدر و مادر، خجالتي شدن، جويدن ناخن، ...). وظيفه ي والدين در اين موقعيت اين است كه با او با صبر و حوصله بر خورد كنند و به او اعتماد به نفس لازم را براي مواجهه با آن شرايط بدهند. تشويق والدين در ارتباط بر قرار كردن فرزندان با محيط خارج از خانه و افراد غير فاميل بسيار مؤثر است. بسياري از والدين از اين احساس فرزندشان تا روزي كه به مشكل برخورند (مثل اولين روز مدرسه) بي اطلاع هستند. يكي از شايع ترين دلايل دل درد و حالت تهوع كه در كودكان دبستاني ديده مي شود, ترس و اضطراب آن ها از مدرسه است. نگراني پدر و مادر ( از ورود تازه ي كودك به مدرسه, وضعيت درسي او و ...) باعث انتقال آن به فرزند مي شود و اضطراب او را افزايش مي دهد. از اختلالات اضطرابي شايع در كودكان مي توان اضطراب اجتماعي, ترس از مدرسه, اضطراب امتحان و اضطراب جدايي را نام برد.

با بزرگ شدن كودك و پا گذاشتن به دوران نوجواني ممكن است اختلالات اضطرابي جديدي در او پديد آيد. در اين زمينه مي توان به عوامل زير اشاره كرد:

  • اضطراب ناشي از پذيرفته نشدن از جانب همسالان

نوجوانان در اين مرحله از زندگي خويش به شدت به همسالان خود گرايش دارند و به دنبال برقراري ارتباط و دوستي با آنان هستند. والدين بايد نياز طبيعي مورد توجه همسالان قرار گرفتن فرزندشان را درك كنند و براي دوستان او احترام قائل باشند. همچنين حفظ اعتبار و شخصيت نوجوان در مقابل همسالان بسيار مهم است. ترس از برقرار كردن روابط عاطفي و اجتماعي و سرزنش هاي والدين در انتخاب دوستان به دليل متفاوت بودن فرهنگ و آداب و رسوم و ارزش هاي خانواده ها, باعث اضطراب در نوجوان مي شود. براي جلوگيري از پنهان كاري, پدر و مادر بايد در زمان مناسب و با منطق و ملايمت او را متوجه نتايج نامطلوب بعضي از معاشرت ها كنند.

  • تغييرات جسمي

نگراني و اضطراب در اين مورد مي تواند ناشي از ديررسي يا زودرسي بلوغ، احساس خجالت، نا آگاهي و يا ترس از شرايط جديد و ناتواني در تطابق دادن رفتار خود با اين شرايط باشد. براي جلوگيري از اضطراب، پدر و مادر يا مربيان بايد به طور مناسب و شايسته، نوجوان را (قبل از پيدايش علايم ثانويه ي بلوغ) در جريان مسائل مربوط به تغييرات جسماني و آثار رواني آن بگذارند.

  • بروز رفتار هاي پرخاشگرانه

مخالفت با افراد مختلف در خانه و يا خارج از آن، از خصوصيات بعضي از نوجوانان است كه ممكن است با پرخاشگري كلامي يا غير از آن همراه باشد. عدم توانايي كنترل اين رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب در بسياري از نوجوانان مي شود. براي جلوگيري از اين حالت، تربيت مناسب والدين، مقاوم ساختن فرزند در برابر سختي ها از دوران كودكي و ايجاد امنيت رواني مي تواند مؤثر واقع شود. امر و نهي هاي غير اصولي و محدوديتهاي بي مورد در كسب استقلال و آزادي، باعث تحريك عصبانيت و خشم هاي كنترل نشده در نوجوانان مي شود. والدين بايد به نوجوان بياموزند كه به هنگام خشم، منطقي برخورد كند و بدون توهين و تحقير ديگران عواطف خود را بيان كند. همچنين بايد به او بفهمانند كه نحوه برخورد ديگران با او تا حدي نتيجه رفتار خود او با ديگران است.

  • ترس از مستقل شدن

يكي از عمومي ترين نيازهاي نوجوانان داشتن استقلال و آزادي است. كسب استقلال در بسياري از نوجوانان باعث اضطراب مي شود. از جمله مشكلاتي كه طي دستيابي به استقلال در نوجوانان ديده مي شود، تضاد و دوگانگي است. يعني نوجوانان با اين كه مي خواهند و مي دانند كه بايد مستقل شوند، از استقلال مي ترسند. ناآگاهي از وضعيت پس از استقلال، يكي از دلايل اصلي اين امر است. براي جلوگيري از ابتلا به اضطراب و دوگانگي، والدين بايد به نوجوان اعتماد به نفس و جرأٔت تجربه كردن دهند و براي او امنيت رواني فراهم كنند. دادن مسئوليت و فرصت به نوجوان و اجازه ي اظهار نظر و تصميم درباره ي امور مربوط به خود، بدون تنبيه و تحقير او به خاطر اشتباهاتش، باعث مي شود تا او از خطا هايش عبرت بگيرد، راه هاي مختلف زندگي را بياموزد و براي مستقل شدن آماده شود.

 راه هاي پيشگيري از اضطراب

براي جلوگيري از اضطراب راه هاي فراواني وجود دارند كه در افراد گوناگون مختلف اند. از عمومي ترين راه ها مي توان موارد زير را مثال زد:

  • رژيم غذايي سالم

استفاده از غذا هاي متنوع و حاوي انواع مواد لازم براي بدن به ميزان متعادل در حفظ تعادل بدن نقش اساسي دارد. مصرف غذا هاي پر چرب و شيرين، مقادير زياد نمك و كافئين و استفاده ي بيش از حد از ويـتامـينهاي A ، D ،E و K كه با ذخيره شدن در بدن مي توانند اثرات سمي داشته باشند، باعث به وجود آمدن اختلال در بدن مي شوند. نوشيدن حدود دو ليتر آب به طور روزانه ضروري است. عدم پر خوري و حفظ وزن متعادل به سلامت بدن و روح كمك مي كند.

  • ورزش کردن 

     فعاليت بدني به طور منظم به خصوص ورزش كردن به طور منظم يكي از راه هاي پيشگيري و درمان اضطراب است. پژوهشگران به اين نتيجه رسيده اند كه پياده روي تند و سريع به مدت ٤٠ دقيقه ميزان اضطراب را بهطور متوسط تا ١٤ درصد كاهش مي‌دهد. به علاوه، ورزش كردن باعث بالا رفتن كارايي دستگاه تنفسي و گردش خون، حفظ تعادل وزن و شادابي فرد مي شود. ورزش هايي نيز چون يوگا باعث افزايش آرامش مي شوند و در جلوگيري از اضطراب بسيار مفيدند.

  • افزايش اعتماد به نفس

اعتماد به نفس بالا باعث مي شود تا بدن بتواند از حداكثر از نيروي خود براي مقابله با استرس استفاده كند. به اين ترتيب فرد كمتر دچار مشكل مي‌شود.

  • عدم گوشه نشيني و اجتماعي بودن

هنگامي كه افراد دچار فشار رواني مي شوند، بهطور غريزي از صحنه عمل و اجتماع كناركشيده و به گوشهاي پناه مي برند، در حالي كه گوشه‌گيري باعث تشديد استرس مي شود. ارتباط با افراد و دوستان، به خصوص كودكان كه مي‌توانند فرد را به خنده وادارند، باعث از ياد رفتن نگراني حتي براي مدتي كوتاه مي شود.

  • حمايت اجتماعي

وجود حمايت اجتماعي در زندگي هر فرد باعث مي‌شود تا او در مقابل بحران‌هاي زندگي براي دفاع از خود سپري داشته باشد كه به آن تكيه كند. حمايت اجتماعي، احساس امنيت و اعتماد به نفس افزايش مي‌دهد و فرد را در مقابل استرس و فشار رواني مقاوم تر مي سازد.

  • انديشيدن به زمان حال

انديشيدن به زمان حال و كنار گذاشتن رؤيا ها و آرزو ها براي موقعيت هاي مناسب تر آرامش ذهني را افزايش مي دهد. همچنين مشغول كردن ذهن به كاري كه در حال انجام است و فكر نكردن به زمينه‌هاي اضطرابزاي آن بسيار مؤثر است.

  • كسب اطلاعات در مورد شرايط تنش زا

بي اطلاعي از موقعيت فشارآور باعث استرس و اضطراب بيش تري در افراد مي شود. كسب آگاهي و اطلاع از شرايط و مواردي فرد كه با آن ها مواجه خواهد شد سبب مي‌شود كه كمتر دچار نگراني و دلواپسي شود. به طور مثال در جريان گذاشتن بيماران از نحوه ي عمل و درد هاي پس از آن باعث مي شود تا آنان كمتر دچار اضطراب شوند.

  • خنديدن

مطالعات نشان مي دهند كه خنده از سالمترين راه هاي جلوگيري از فشار رواني است. طبق تحقيقات انجام شده، به هنگام خنده، جريان خون در مغز افزايش يافته و هورموني ضد درد (كه باعث احساس خوشي و سلامتي در شخص مي شود) در مغز آزاد مي‌شود و ميزان هورمونهاي استرسزا در خون را پايين مي‌آورد.

  • ابراز هيجان بر روي كاغذ

متخصصان معتقدند كه نوشتن ساده ي هيجانات و احساسات بر روي كاغذ موجب تسكين فشارهاي رواني ناشي از رويدادهايي چون از دست دادن شغل، مشكلات خانوادگي و ... مي‌شود

 

زندگي زناشويي؛ خروج از بحران

سلامت -همسرتان از سركار به منزل برگشته است. بي‌سر و صدا به كابينت آشپزخانه سرك مي‌كشد. چيزي برداشته و با بي‌حوصلگي مي‌خورد و بعد ساكت به تماشاي تلويزيون مي‌نشيند. هفته‌هاست كه يك صحبت درست و حسابي با هم نداشته‌ايد. فقط چند بار درباره مسائل مالي و دير و زود آمدن به منزل جر و بحث كرده‌ايد اما از يك رابطه گرم و صميمي خبري نيست. چه اتفاقي افتاده است؟!ـ

زندگي مشترك شما در لبه پرتگاه قرار گرفته و هر دوي شما اين موضوع را مي‌دانيد اما نمي‌دانيد چاره كار چيست؟ آيا واقعا مي‌خواهيد اين زندگي را نجات دهيد؟

درست در چنين شرايطي است كه مشاوره ازدواج به كمك شما مي‌آيد. مشاوره ازدواج به شما كمك مي‌كند رابطه زناشويي خود را دوباره محكم كنيد و يا در شرايطي كه به نفع هر دو شماست، به روش صلح‌آميز (در صورت تمايل) از هم جدا شويد. به عبارتي، برخلاف آنچه كه همه فكر مي‌كنند، مشاوره ازدواج فقط به زمان تصميم‌گيري براي ازدواج مربوط نيست بلكه ‌اين راهكار به شما كمك مي‌كند تا بعد از ازدواج هم روابط خود و همسرتان را بهتر بشناسيد و درست تصميم‌گيري كنيد.

مشاوره ازدواج يعني چه؟

مشاوره ازدواج كه به آن زوج درماني هم مي‌گويند، به زوج‌هايي كه قصد ازدواج دارند و يا ازدواج كرده‌اند، كمك مي‌كند مشكلا‌ت موجود در رابطه زناشويي خود را حل و فصل كنند. در اين مشاوره به زوجين كمك مي‌شود ابزارهاي برقراري ارتباط بهتر را بشناسند، تفاوت‌ها را در بعضي موارد ناديده بگيرند، روش حل مشكل را بشناسند و حتي اگر مي‌خواهند جر و بحثي هم داشته باشند، اين كار را به روش صحيح و سالم‌تري انجام دهند. اين‌كار معمولا به عهده درمانگرهايي است كه در زمينه درمان ازدواج و خانواده تخصص دارند. معمولا مشاوره ازدواج كوتاه مدت است و در اوج بحران روابط، گاهي تنها چند جلسه مشاوره كافي است. در شرايطي كه مشكلات عميق و جدي وجود داشته باشد، مشاوره چند ماه به طول مي‌انجامد.


چه كساني از مشاوره ازدواج بهره مي‌برند؟

اكثر ازدواج‌ها و در پي آن روابط زناشويي كامل و ايده‌آل نيست. هر يك از دو طرف عقايد، ارزش‌ها، نظرها و تاريخچه شخصيتي خود را با خود به همراه آورده است. البته وجود اين تفاوت‌ها به اين معني نيست كه زندگي مشترك شما به پايان رسيده است. اتفاقا برعكس تفاوت‌ها مي‌توانند تكميل كننده ازدواج باشند يعني شما آنقدر تكامل پيدا كرده‌ايد كه مي‌توانيد با انساني كه در بعضي موارد با شما تفاوت دارد زندگي آرامي داشته باشيد.

اين تفاوت‌ها به افراد كمك مي‌كنند نظرها و فرهنگ‌هاي مخالف خود را درك كرده، به آنها احترام بگذارند و آنها را بپذيرند. اما گاهي اين تفاوت‌ها و عادت‌ها روي اعصاب طرف مقابل اثر مي‌گذارد او را كلافه مي‌كند. در چنين شرايطي يك موضوع خارج از خانواده هم مي‌تواند بهانه شده و دو طرف را به مشاجره بكشاند و يا به تدريج ارتباط ميان آنها را كمرنگ‌تر كند. علت هر چه باشد، وجود تنش در روابط زن و شوهر باعث بروز استرس، عصبانيت، نگراني، ترس و ساير مشكلات مي‌شود. ممكن است شما حس كنيد اين تيرگي روابط، خود به خود برطرف مي‌شود اما متاسفانه رابطه بد، بدتر مي‌شود و در نهايت مشكلات جسمي يا رواني مثل افسردگي بروز مي‌كند. وجود رابطه زناشويي مشكل‌دار روي شغل و جسم و روان ساير اعضاي خانواده مثل فرزندان و بستگان نزديك هم تاثير منفي مي‌گذارد.

هميشه لازم نيست براي مشاوره ازدواج مشكلي وجود داشته باشد. گاهي مي‌توان براي تقويت روابط دو طرف و يا درك بهتر از همديگر هم از مشاوره ازدواج استفاده كرد. شايد به جرات بتوان گفت انجام دادن مشاوره، قبل از ازدواج هم براي افراد لازم و ضروري است.

در مشاوره ازدواج چه اقداماتي انجام مي‌گيرد؟

در اين مشاوره، زوجين به جلسات مشاوره دعوت مي‌شوند. مشاوره‌گر كمك مي‌كند، دو طرف ريشه‌ مشكل را بشناسند و سعي كنند آن را برطرف كنند. به عبارتي، جوانب خوب و بد رابطه زن و شوهر تجزيه و تحليل مي‌شود. درمانگر در اين جلسات طرف هيچ‌كس را نمي‌گيرد. به زوجين ياد مي‌دهد كه راحت با هم ارتباط برقرار كنند، با هم مشكلات را حل كنند و جروبحث‌هاي آنها بر سر تفاوت‌ها هم منطقي باشد.

در مواردي مثل بيماري رواني يا سوء مصرف مواد، درمانگر ناچار مي شود براي رفع كامل مشكل از ساير گروه‌هاي درماني هم كمك بگيرد. در نهايت زوجين ياد مي‌گيرند تفاوت‌ها را راحت‌تر بپذيرند و بتوانند آنها را تحمل كنند البته صحبت با يك مشاور در زمينه روابط زناشويي شايد براي همه راحت نباشد. گاهي دعواها و مشاجره‌ها در اين جلسات هم ادامه پيدا مي‌كند اما جاي نگراني نيست چون درمانگر و مشاور مي‌تواند اين بحران‌ها را كنترل و جلسات را هدف‌دار كند. شايد باور نكنيد اما بعد از چند جلسه، بهبود روابطتان را حس مي‌كنيد. گاهي در مواردي متوجه مي‌شويد كه ادامه اين زندگي به نفع هيچ‌كس نيست و مشكلات، آن‌قدر ريشه‌اي يا لاينحل است كه بايد به جدايي فكر كرد.

اگر همسرتان از حضور در اين جلسات امتناع مي‌كند بايد خودتان به تنهايي شركت كنيد، چون به هر حال شما مي‌توانيد براي بهبود روابط اقدامات لازم را انجام دهيد. در انتخاب مشاور ازدواج دقت كنيد كه حتما تحصيل كرده و متخصص باشد. معمولا روان‌شناسان و مشاوران روان‌شناس در اين زمينه مهارت دارند و به طور متمركز در اين زمينه كار مي‌كنند. فراموش نكنيد رفع مشكل در زندگي مشترك فقط به فرد كاردان و متخصص مربوط مي‌شود و به هيچ‌وجه نبايد از اقدام موثر براي رفع چنين مشكلاتي شرم داشت.مبعث پیامبراکرم مبارکبادمبعث پیامبراکرم مبارکباد

وسواس چيست و چگونه آنرا درمان كنيم؟

وسواس يك ايده، فكر، تصور، احساس يا حركت مكرر يا مضر كه با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در
برابر آن همراه است. بيمار متوجه بيگانه بودن حادثه نسبت‏به شخصيت‏خود بوده از غير عادى و نابهنجار بودن رفتار خودآگاه است.روانشناسان وسواس را نوعى بيمارى از سرى نوروزهاى شديد مى‏دانند كه تعادل روانى و رفتارى را از بيمار سلب و او را در سازگارى با محيط دچار اشكال مى‏سازد و اين عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشكار است.
روانكاوان نيز وسواس را نوعى غريزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى‏كنند و آن را حالتى مى‏دانند كه در آن، فكر، ميل، يا عقيده‏اى خاص، كه اغلب وهم‏آميز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى‏گيرد، آنچنان كه حتى اختيار و اراده را از او سلب كرده و بيمار را وامى‏دارد كه حتى رفتارى را برخلاف ميل و خواسته‏اش انجام دهد و بيمار هرچند به بيهودگى كار يا افكار خودآگاه است اما نمى‏تواند از قيد آن رهايى يابد.
وسواس به صورتهاى مختلف بروز مى‏كند و در بيمار مبتلاى به آن اين موارد ملاحظه مى‏شود :
اجتناب؛ تكرار و مداومت؛ترديد؛شك در عبادت؛ترس؛دقت و نظم افراطى؛اجبار و الزام؛احساس بن بست؛عناد و لجاجت.
علائم ديگر:در مواردى وسواس بصورت، خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدى، آتش زدن جايى، درآوردن جامه خود، بيقرارى، بهانه‏گيرى، بى‏خوابى، بدخوابى، بى‏اشتهايى،... متجلى مى‏شود آنچنانكه به اطرافيانش اين احساس دست مى‏دهد كه نكند ديوانه شده باشد.
انواع وسواس:وسواسهايى كه تمام فكر و انديشه افراد را تحت تاثير قرار داده و احاطه‏شان مى‏كند معمولا بصورتهاى زير است:
وسواس فكرى:
اين وسواس بصورتهاى مختلف خود را نشان مى‏دهد كه برخى از نمونه‏هاى آن بشرح زير است:
انديشه درباره بدن:
بدين گونه كه بخشى مهم از اشتغالات ذهنى و فكرى بيمار متوجه بدن اوست. او دائما به پزشك مراجعه مى‏كند و در صدد به‏دست آوردن دارويى جديد براى سلامت‏بدن است.
رفتار حال يا گذشته:
مثلا در اين رابطه مى‏انديشد كه چرا در گذشته چنين و چنان كرده؟ آيا حق داشته است فلان كار را انجام دهد يا نه؟ و يا آيا امروز كه مرتكب فلان عملى مى‏شود آيا درست مى‏انديشد يا نه؟ تصميمات او رواست‏يا ناروا ؟
در رابطه با اعتقادات: زمانى فكر وسواسى زمينه را براى تضادها و مغايرت‏هاى اعتقادى فراهم مى‏سازد. مسايلى در زمينه حيات و ممات، خير و شر، وجود خدا و پذيرش يا طرد مذهب ذهن او را بخود مشغول مى‏دارد.
انديشه افراطى:
زمانى وسواس در مورد امرى بصورت افراط در قبول يا رد آن است‏با اينكه بيمار خلاف آن را در نظر دارد ولى بصورتى است كه گويى انديشه مزاحمى بر او مسلط است كه او را ناگزير به دفاع از يك انديشه غلط مى‏سازد، از آن دفاع و يا آن را طرد مى‏كند بدون اينكه آن مساله كوچكترين ارتباطى با زندگى او داشته باشد; مثلا در رابطه با دارويى عقيده‏اى افراطى پيدا مى‏كند بگونه‏اى كه طول عمر، بقاى زندگى و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مى‏داند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتيجه‏اى دست نيابد.
2- وسواس عملى:
وسواس عملى به شكلهاى گوناگون خود را بروز مى‏دهد كه ما به نمونه‏ها و مواردى از آن اشاره مى‏كنيم :
شستشوى مكرر: مردم بر حسب عادت تنها همين امر را وسواس مى‏دانند و اين بيمارى در نزد زنان رايجتر است.
رفتار منحرفانه:
جلوه آن در مواردى بصورت دزدى است و اين امر حتى در افرادى ديده مى‏شود كه هيچ‏گونه نياز مادى ندارند.
دقت وسواسى:
نمونه‏اش را در منظم كردن دگمه لباس و... مى‏بينيم و وضعيت فرد بگونه‏اى است كه گويى از اين امر احساس آرامش مى‏كند.
شمردن:
شمردن و شمارش‏ها در مواردى مى‏تواند از همين قبيل بحساب آيد مثل شمردن نرده‏ها با اصرار بر اين كه اشتباهى در اين امر صورت نگيرد.
راه رفتن:
گاهى وسواس‏ها بصورت راه رفتن اجبارى است. شخص از اين سو به آن سو راه مى‏رود و اصرار دارد كه تعداد قدمها معين و طبق ضابطه باشد. مثلا فاصله بين دو نقطه از ده قدم تجاوز نكند و هم از آن كمتر نباشد.
3- وسواس ترس:
صورتهاى ترس وسواسى عبارت است از: ترس از آلودگى - ترس از مرگ - ترس از دفع - ترس از محيط محدود - ترس از امرى خلاف اخلاق - ترس از تحقق آرزو.
4- وسواس الزام:
در اين نوع وسواس نمى‏تواند خود را از انجام عمل و يا فكرى بيرون آورد و در صورت رهايى از آن فكر و خوددارى از آن عمل موجبات تنش در او پديد خواهد آمد.
وسواس در چه كساني بروز مي كند؟
الف) در رابطه با سن
تجارب حيات عادى افراد نشان مى‏دهد كه وسواس همگام با بلوغ و در غليان شهوت در افراد پايه گرفته و تدريجا رشد مى‏كند. اگر در آن ايام شرايط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پديد مى‏آيد وگرنه بيمارى سير مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جايى كه خود بيمار به ستوه مى‏آيد.
ب) در رابطه باهوش:
بررسيهاى علمى نشان داده‏اند كه وضع هوشى آنها در سطحى متوسط و حتى بالاتر از حد متوسط است. وسواسى‏هايى كه داراى هوش اندك و يا با درجه ضعيف باشند بسيار كمند بر اين اساس رفتار آنها نبايد حمل بر كم‏هوشى شان شود.
ج) در رابطه با اعتقاد:
د) در رابطه با شخصيت و محيط:
تجارب نشان داده‏اند آنهايى كه در زندگى شخصى حساس‏ترند امكان ابتلايشان به بيمارى وسواس بيشتر است و غلبه وسواس بر آنها زيادتر است. در بين فرزندانى كه والدينشان معمولا محكومشان مى‏كنند اين بيمارى بيشتر ديده مى‏شود.
پاره‏اى از تحقيقات نشان داده‏اند كه شخصيت والدين و حتى صفات ژنتيكى، روابط همگن خويى و محيطى در اين امور مؤثرند بهمين نظر وسواس در بين دوقلوهاى يكسان بيشتر ديده مى‏شود تا در ديگران، اگر چه ريشه‏هاى اساسى و كلى اين امر كاملا مشهود نيست.
مساله شخصيت را اگر با دامنه‏اى وسيعتر مورد توجه قرار دهيم خواهيم ديد كه اين امر حتى در برگيرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس بر خلاف بيمارى هيسترى است كه اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده ديده مى‏شود، در جوامع بظاهر متمدن و پيشرفته و حتى در بين افراد هوشمند هم بميزانى قابل توجه ديده مى‏شود.
ريشه‏هاى خانوادگى وسواس
در مورد ريشه و سبب اين بيمارى مطالب بسيارى ذكر شده كه اهم آنها عبارتند از وراثت، شخصيت زير ساز يا الحاقى، وضع هوشى، عوامل اجتماعى، عوامل خانوادگى، عوامل اتفاقى، رقابت‏ها، منع‏ها و... كه ما ذيلا به مواردى از آن اشاره مى‏كنيم.
الف) وراثت:
تحقيقات برخى از صاحبنظران نشان داده است كه حدود چهل درصد وسواسيها، اين بيمارى را از والدين خود به ارث برده‏اند، اگرچه گروهى ديگر از محققان جنبه ارثى بودن آن را محتمل دانسته و قايل شده‏اند، انتقال زمينه‏هاى عصبى مى‏تواند ريشه و عاملى در اين راه باشد.
ب) تربيت :
در اين مورد مباحثى قابل ذكرند كه اهم آنها عبارتند از:
1- دوران كودكى:اعتقاد گروهى از محققان اين است كه پنجاه درصد وسواس‏هاى افراد در سنين جوانى و پس از آن از دوران كودكى پايه‏گذارى شده و تاريخچه زندگى آنها حاكى از دوران كودكى ويژه‏اى است كه در آن كشمكش‏ها و مقاومت‏ها و سرسختى‏هاى فوق العاده وجود داشته و كودك در برابر خواسته‏هاى بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.
2- شيوه تربيت:در پيدايش گسترش وسواس براى شيوه تربيت والدين نقش فوق العاده‏اى را بايد قايل شد. بررسيها نشان مى‏دهد مادران حساس و كمال جو بصورتى ناخودآگاه زمينه را براى وسواسى شدن فرزندان فراهم مى‏كنند و مخصوصا والدينى كه رفتار طفل را بر اساس ضابطه خود بصورت دقيق مى‏خواهند و انعطاف پذيرى كمترى دارند در اين رابطه مقصرند. تربيت‏خشك و مقرراتى در پيدايش و گسترش اين بيمارى زياد مؤثر است. نحوه از شير گرفتن كودك بصورت ناگهانى، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و كنترل كودك در رفتار مربوط به نظم و تربيت و دقت او هم در اين امر مؤثر است.
3- تحقير كودك:عده‏اى از بيماران وسواسى كسانى هستند كه دائما اين عبارت به گوششان خورده است كه: آدم بى عرضه‏اى هستى، لياقت ندارى، در خور آدم نيستى، بدرد زندگى نمى‏خورى... و از بابت عدم لياقت‏خود توسط والدين، مربيان، خواهران، و برادران ارشد ركوفت‏شنيده و تنبيه شده‏اند. اين گونه برخوردها بعدا زمينه را براى ناراحتى عصبى و يا وسواس آنها فراهم كرده است.
4- ناامنى‏ها:پاره‏اى از تحقيقات نشان داده‏اند برخى از آنها كه دوران حيات كودكى آشفته‏اى داشته و با ترس و نا امنى همساز بوده‏اند بعدها به چنين بيمارى دچار شده‏اند. آنها در مرحله كودكى وحشت از آن داشته‏اند كه نكند كار و رفتارشان مورد تاييد والدين و مربيان قرار نگيرد. اينان در دوران كودكى براى راضى كردن مربيان خود مى‏كوشيدند و سعى داشته‏اند كه دقتى افراطى درباره كارهاى خود روا دارند و در همه مسائل، با باريك‏بينى و موشكافى وارد شوند.
5- منع‏ها:گاهى وسواس فردى بزرگسال نشات گرفته از منع‏هاى شديد دوران كودكى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدين و مربيان، ايرادگيريهاى بسيار، توقعات فوق العاده از زير دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پديد آورد معلوم نيست عاقبت‏خوش و ميمونى داشته باشد.
6- خانواده افراد وسواسى: بررسيها نشان داده‏اند:
- اغلب وسواسى‏ها والدين لجوج داشته‏اند كه در وظيفه خواهى از فرزندان سماجت‏بسيار نشان مى‏داده‏اند.
- ايرادگير و عيبجو بوده‏اند اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مى‏ديدند، آن را به رخ فرزندان مى‏كشيدند.
- خسيس و ممسك بوده‏اند به طورى كه كودك براى دستيابى به هدفى ناگزير به شيوه‏اى اصرارآميز بوده است و بالاخره افرادى كم گذشت، طعنه زن، ملامتگر، بوده‏اند و كودك سعى مى‏كرده خود را در حضور آنها دائما جمع و جور كند تا سرزنش نشود. (6)
درمان :
براى درمان مى‏توان از راه و رسم‏ها و وسايل و ابزارى استفاده كرد كه يكى از آنها تغيير محيطى است كه بيمار در آن زندگى مى‏كند.
1- تغيير آب و هوا: دور ساختن بيمار از محيط خانواده و اقامت او در يك آسايشگاه و واداشتن او به زندگى در يك منطقه خوش آب و هوا براى تخفيف اضطراب و درمان بيمار اثرى آرامش بخش دارد و اين امرى است كه اولياى بيمار مى‏توانند به آن اقدام كنند.
2- تغيير شرايط زندگى:از شيوه‏هاى درمان اين است كه زندگى بيمار را در محيطى ديگر بكشانيم و وضع او را تغيير دهيم. او را بايد به محيطى كشاند كه در آن مساله حيات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصيت او از دستبردها دور و در امان باشد بررسيهاى تجربى نشان مى‏دهند كه در مواردى با تغيير شرايط زندگى و حتى تغيير خانه و محل كار و زندگى بهبود كامل حاصل مى‏شود.
3- ايجاد اشتغال و سرگرمى:تطهيرهاى مكرر و دوباره‏كارى‏ها بدان خاطر است كه بيمار وقت و فرصتى كافى براى انجام آن در خود احساس مى‏كند و وقت و زمانى فراخ در اختيار دارد. بدين سبب ضرورى است در حدود امكان سرگرمى او زيادتر گردد تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات يكى پس از ديگرى او را وادار خواهد كرد كه نسبت‏به برخى از امور بى‏اعتماد گردد، از جمله وسواس.
4- زندگى در جمع:فرد وسواسى را بايد از گوشه‏گيرى و تنهايى بيرون كشاند. زندگى در ميان جمع خود مى‏تواند عاملى و سببى براى رفع اين الت‏باشد. ترتيب دادن مسافرتهاى دستجمعى كه در آن همه افراد ناگزير شوند شيوه واحدى را در زندگى پذيرا شوند، در تخفيف و حتى درمان اين بيمارى مخصوصا در افرا كمرو مؤثر است.
5- شيوه‏هاى اخلاقى:رودربايستى‏ها و ملاحظات فيمابين كه هر انسانى بنحوى با آن مواجه است تا حدود زيادى سبب تخفيف اين بيمارى مى‏شود. طرح سؤالات انتقادى توام با لطف و شيرينى، بويژه از سوى كسانى كه محبوب و مورد علاقه بيمارند در امر سازندگى بيمار بسيار مؤثر است و مى‏تواند موجب پيدايش تخفيف هايى در اين رابطه شوند و البته بايد سعى بر اين باشد كه انتقاد به ملامت منجر نشود روح بيمار را نيازارد. احياى غرور بيمار در مواردى بسيار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خوارى ناشى از پذيرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بيمار قدرت مى‏دهد. بايد گاهى غرور فرد را با انتقادى ملايم زير سؤال برد و با كنايه به او تفهيم كرد كه عرضه اداره و نجات خويش را ندارد تا او بر سر غرور آيد و خود را بسازد. بايد به او القا كرد كه مى‏تواند خود را از اين وضع نجات دهد. همچنين بايد به بيمار اجازه داد كه درباره افكار خود اگر چه بى معنى است صحبت كند و از انتقاد ناراحت نباشد.
6- تنگ كردن وقت:بيش از اين هم گفته‏ايم كه گاهى تن دادن به ترديدها ناشى از اين است كه بيمار خود را در فراخى وقت و فرصت‏ببيند و براى درمان ضرورى است كه در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ كنند. در چنين مواردى لازم است‏با استفاده از متون و شيوه‏هايى او را به كارى مشغول داريد به امر و وظيفه‏اى او را وادار نماييد تا حدى كه وقتش تنگ گردد و ناگزير شود با سر هم كردن عمل و وظيفه كار و برنامه خود را اگرچه نادرست است‏سريعا انجام دهد. تكرار و مداومت در چنين برنامه‏اى در مواردى مى‏تواند بصورت جدى در درمان مؤثر باشد.
7- زيرپاگذاردن موضوع وسواس:در مواردى براى درمان بيمار چاره‏اى نداريم جز اينكه به او القا كنيم به قول معروف به سيم آخر بزند، حتى با پيراهنى كه آن را او نجس مى‏داند و يا با دست و بدنى كه او تطهير نكرده مى‏شمارد و به نماز بايستد و وظيفه‏اش را انجام دهد. به عبارت ديگر بيمار را وا داريم تا همان كارى را كه از آن مى‏ترسد انجام دهد. تنها در چنين صورت است كه در مى‏يابد هيچ واقعه‏اى اتفاق نمى‏افتد.
شيوه‏هاى اصولى در درمان وسواس:
الف) روانپزشكى:اگر رفتار و يا عمل وسواسى شديد شود نياز به متخصص روانى و درمانگرى است كه در اين زمينه اقدام كند. كسى كه تعليمات تخصصى و تحصيلى‏اش در روان پزشكى او به او اجازه مى‏دهد كه براى شناخت ريشه بيمارى و درمان بيمار اقدام نمايد. علاوه بر اينكه در زمينه ريشه‏يابى‏ها كار و تلاش كرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورده و لااقل حدود 300-200 ساعتى هم در رابطه با شناخت‏خويش گام برداشته است. اينان اجازه دارند كه در موارد لازم نسخه بنويسند و يا داروهايى تجويز كنند و يا شيوه‏هاى ديگرى را براى درمان لازم مى‏بينند بكار گيرند.

بيماران را گاهى لازم است كه در مؤسسات روان‏پزشكى و گاهى هم در بيمارستان‏ها به طرق روانكاوى و روان‏درمانى درمان نمايند و در موارد ضرور بايد آنها را بسترى نمود. درمان بيمارى براى برخى از افراد بسيار ساده و آسان و براى برخى ديگر بسيار سخت است ; بويژه كه شرايط اقتصادى و اجتماعى بيمار هم در اين امر مؤثر است.
ب) روان درمانى:اين هم نوعى درمان است كه توسط روانكاو يا روانشناس صورت مى‏گيرد و آن يك همكارى آزاد بين بيمار و درمان كننده مبتنى بر اعمال متقابل است كه بر اساس روابطى نسبتا طولانى و طبق هدف و برنامه ريزى مشخصى به پيش مى‏رود. درمان اختلال به‏صورت مكالمه و صحبت و يا هر شيوه مفيدى كه قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مى‏گيرد. در اين درمان گاهى هم ممكن است دارو مورد استفاده قرار گيرد. البته اصل بر اين است كه بر اساس شيوه مصاحبه و گفتگو زمينه براى يك تحول درونى فراهم شود.
اصولى در روان درمانى: در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام كه به اين جنبه‏ها توجه نشود امكان اصلاح و درمان نخواهد بود:
الف - اصلاح محيط: و غرض محيط زندگى بيمار، توجه به امنيت آن، بررسى اصول حاكم بر جنبه‏هاى محبتى و انضباطى، نوع روابط و معاشرتها، فعاليتهاى تفريحى، گردشها، تلاشهاى جمعى، مشاركتها در امور،... است.
ب - ارتباط خوب و مناسب:در روان درمانى آنچه مهم است داشتن و يا ايجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، كمك كردن، دادن اعتبار و رعايت احترام، وانمود كردن حق بجانبى براى بيمار، تقويت قدرت استدلال، بيان خوب، خوددارى از سرزنش و... .
ج - روانكاوى و روان درمانى:كه در آن تلاشى براى ريشه‏يابى، ايجاد زمينه براى دفاع خود بيمار از وضع و حالات خود گشودن عقده‏ها، توجه دادن بيمار به ريشه و منشا اختلال خود، القائات لازم و...

بر گرفته از سایت ایرانیان انگلستان مرکز مشاوره وروانشناسی لندن مبعث پیامبراکرم مبارکبادمبعث پیامبراکرم مبارکباد
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 ساعت 8:10 | لینک ثابت |

غذاهای ضد استرس را می شناسید؟   مبعث پیامبراکرم مبارکبادمبعث پیامبراکرم مبارکبادمبعث پیامبراکرم مبارکبادمبعث پیامبراکرم مبارکباد

تحقیقات ثابت کرده است که فشار عصبی نه تنها باعث تغییرات خلقی می شود، بلکه باعث افزایش احتمال ابتلا به بیماری ها، از سرماخوردگی ساده گرفته تا بیماری های قلبی عروقی نیز می گردد.

راه های زیادی برای مقابله با استرس و فشار عصبی وجود دارد. یکی از این راه ها استفاده از مواد غذایی است که در کنترل استرس نقش مهمی به عهده دارند.

غذاها می توانند از راه های مختلفی بر میزان استرس تاثیر بگذارند؛ مثلا بعضی غذاها باعث کاهش سطح سروتونین (ماده شیمیایی که در مغز باعث ایجاد آرامش می شود) در خون می شوند.

بعضی غذاهای دیگر باعث کاهش سطح هورمون های کورتیزول و آدرنالین (هورمون هایی که در بدن باعث ایجاد استرس می شوند) می گردند.

همچنین بعضی غذاها نیز با تقویت سیستم ایمنی و کاهش فشار خون ، بدن را از عوارض استرس در امان نگه می دارند.

مواد غذایی ضد استرس

کربوهیدرات ها :

تمام کربوهیدرات ها در مغز باعث افزایش ترشح سروتونین(Serotonin) می شوند. برای این که میزان سروتونین در خون بالا بماند، بهتر است از مواد غذایی دارای کربوهیدرات های پیچیده که به کندی هضم می شوند، استفاده کنید. بعضی از این مواد غذایی شامل حبوبات، نان، ماکارونی و غلات می باشند.

مرکبات :

ویتامین C موجود در مرکبات می تواند سطح هورمون ایجاد کننده استرس را پایین آورده و همچنین باعث تقویت سیستم ایمنی بدن شود.

اسفناج :

اسفناج دارای مقادیر قابل توجهی منیزیم است که در تعدیل سطح کورتیزول(Cortisol) خون بسیار موثر است. سطوح پایین منیزیم در خون باعث افزایش سردرد و خستگی ناشی از استرس می شود.
چای

روغن ماهی :

اسید چرب امگا-3 موجود در روغن ماهی باعث جلوگیری از افزایش هورمون های ایجاد کننده استرس و همچنین محافظت در برابر بیماری های قلبی - عروقی می شود.

چای :

تحقیقات ثابت کرده است که افرادی که روزانه چای می نوشند، نسبت به افرادی که چای نمی نوشند، به مراتب احساس آرامش بیشتری دارند و سطح هورمون کورتیزول آن ها در شرایط استرس زا پایین تر است. در مقابل قهوه برعکس عمل می کند و باعث افزایش سطح هورمون کورتیزول در خون می شود.

پسته :

هورمون آدرنالین(Adrenaline) در شرایط استرس زا، باعث افزایش فشار خون و ضربان قلب می شود. خوردن روزانه مقداری پسته باعث کنترل میزان ترشح این هورمون می شود.

آووکادو :

یکی از بهترین راه ها برای کاهش فشار خون ، دریافت مقادیر کافی پتاسیم از مواد غذایی است. میوه آووکادو سرشار از پتاسیم است.

بادام :

سرشار از ویتامین های مورد نیاز بدن است. ویتامین E موجود در بادام باعث تقویت سیستم ایمنی و ویتامین B موجود در آن باعث تقویت بدن در مقابله با شرایط استرس زا می شود.

سبزیجات خام :

جویدن سبزیجات ترد مانند هویج و کرفس از طریق مکانیکی باعث کاهش عادت به هم فشردن دندان ها در نتیجه استرس  می شوند.

شیر :

کلسیم موجود در شیر باعث کاهش اسپاسم عضلانی و ایجاد آرامش در بدن می شود. برگرفته از سایت تبیان
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت 18:51 | لینک ثابت |

عشق كافي نيست:مبعث پیامبراکرم مبارکبادمبعث پیامبراکرم مبارکبادمبعث پیامبراکرم مبارکباد

 تعجب نكنيد ، اين تنها عنوان فيلم سينمايي يا رمان نيست. عنوان مقاله هاي آموزشي و علمي نيز مي تواند باشد! چون حقيقت دارد. مطالعات امروز حاكي از اين حقيقت است كه فاكتورهاي ديگري نيز در كيفيت ازدواج موثر هستند. بيشتر خوانندگاني كه مشغول مطالعه اين متن هستيد ، به دنبال عشق گمشده خود نيز مي باشيد. جامعه و فرهنگ به ما مي گويد كه عشق درمان گر همه چيز است و به دنبال آن شادي واقعي شكل مي گيرد. ما به دنبال كسي هستيم كه ما را كامل كند. و زماني كه ما عشق خود را يافتيم با او ازدواج كرده و اين آميزه اي از شعف و سعاد ت را به همراه خواهد داشت. اما كمي از نتيجه تحقيقات دانشگاه استراليا دراين زمينه بشنويم. از نظر آنها عشق تنها چيزي نيست كه دوام و كيفيت زندگي را بعد از ازدواج تضمين مي كند. آنها به مدت 6 سال حدود 2500 زوج را مورد مطالعه قرار داده تا در واقع بفهمند كه چه چيز بعد از ازدواج قوام و دوام آن را تحت تاثير قرار مي دهد. نتيجه مطالعات آنها نشان مي دهد كه فاكتورهاي ديگري به غير از عشق نيز موثر است.

در ادامه به بعضي از فاكتورهاي اتفاقي  كه به طور موثري در اين زمينه نقش بازي كرده و موجب موفقيت و شكست در ازدواج مي شوند اشاره مي كنيم.
1-     اختلاط فاميلي: 20  درصد از ازدواج هايي كه شامل فرزنداني از ارتباط قبلي است منجر به طلاق مي شود.
2-    دومين يا سومين ازدواج: 90درصد از اين زوج ها تمايل به جدايي و طلاق دارند.
3-    سن:  اگر مرد در زمان ازدواج از نظر سني كمتر از 25 سال باشد و يا 9 يا 10 سال بزرگتر از همسر خود باشد ، تمايل او براي طلاق دو برابر بيشتر از مرداني است كه سن آنها بيشتر از 25 سال است و يا از نظر سني به همسر خود نزديكتر مي باشند.
4-    آرزوي داشتن فرزند: اگر زن بسيار قوي تر از مرد مايل به داشتن فرزند باشد ، اين ازدواج به نظر چندان موفق نيست.
5-     وضعيت ارتباط والدين: زوج هايي كه حاصل والدين طلاق باشند 17درصد  بيشتر از بقيه مستعد پيروي از والدين خود هستند!
6-    استعمال دخانيات: ارتباطاتي كه در آن يك نفر عادت به مصرف دخانيات دارد اغلب با شكست مواجه مي شود.
7-     پول: ريشه تمام گناهان؟! دقيقا نمي توان چنين ادعايي كرد اما 16درصد از ارتباط هايي كه در آن مرد فاقد درآمد است منجر به جدايي و طلاق مي شود.

مطالعه اي ديگر مدعي است كه عكس هاي همسر شما در دوران دبيرستان مي تواند آينده و دوام ازدواج شما را بازگو كند!!
در اين مطالعه ميزان وسعت لبخندهاي افراد در عكس ها و ارتباط آن با  ميزان موفقيت آنها در ازدواج بررسي شده است. افرادي كه لبخندهاي قوي (در عكس ها) بر لب دارند در زندگي مزدوج نيز موفق بوده و طلاق نگرفته اند و برعكس. اگر چه اين ارتباط به نظر چندان منطقي نيست اما ادعاهاي روان كاوي مي گويد كه طبع و گرايش شاد و خرم عموما در ميزان موفقيت افراد در ازدواج موثر است.
مطالعه اي ديگر مدعي است كه موفقيت و  شكست در ازدواج قابل پيش بيني است. براي مثال دانشمندان دانشگاه استكهلم گزارش مي دهند كه ژن الفت و محبت _ ژني كه در تنظيم هورمون تنگ كننده رگ ها _ موثر است ، ارتباط قوي با ميزان موفقيت افراد در ازدواج دارد. اين مطالعه ميگويد اگر مردان اين هورمون را به مقدار بيشتري در مغز داشته باشند تمايل بيشتري نيز براي حفظ دوام زندگي زناشويي خود خواهند داشت.
در حالي كه بسياري از اين فاكتورهاي ذكر شده به نظر مسخره مي آيند اما ما بسياري از اين فاكتورهاي  مانع نظير بچه ها، طلاق قبلي و تفاوت سني را نيز ناديده مي گيريم و تنها به دنبال رايحه قوي عشق هستيم.
گاهي وقتها هورمون عشق به قدري قوي عمل مي كند كه منطق و دليل داشتن يك ارتباط رمانتيك را تحت تاثير قرار مي دهد.
بر گرفته از سایت ایرانیان انگلستان

نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 ساعت 9:39 | لینک ثابت |

درست بنشينيد تا كمر درد نگیرید::مبعث پیامبراکرم مبارکباد مبعث پیامبراکرم مبارکباد

اين روزها افراد بيشتر ساعات روز را در حالت نشسته هستند و بيشتر كارها به صورت نشسته انجام مي‌شود.كارشناسان بهداشت مي‌گويند توجه نكردن به حالت و وضعيت بدن هنگام نشستن و رعايت نكردن اصول صحيح نشستن در طولاني ‌مدت سبب بيماري‌هاي اسكلتي و عضلاني،تغيير شكل ستون مهره‌ها،كمردرد و بيرون ‌زدگي ديسك مهره‌ها مي‌شود بنابراين توجه به حالت و وضعيت بدن و رعايت اصول صحيح نشستن در پيشگيري از اين مشكلات موثر است...

روش صحيح نشستن :
پيشتر تصور مي‏شد كه بهترين حالت نشستن حالتي است كه فرد كاملا صاف و با زاويه 90 درجه بنشيند. در حالي كه بررسي‌هاي اخير نشان داده است كه راست نشستن بهترين حالت نشستن نيست. محققان اسكاتلندي و كانادايي با استفاده از شكل جديدي از تصوير برداري «ام.آر.آي» نشان دادند كه راست نشستن فشار غيرضروري در ناحيه كمر ايجاد مي‌كند.اين پژوهشگران در «انجمن راديولوژي آمريكاي شمالي» بهترين وضعيت نشستن در پشت ميز را حالتي اعلام كردند كه در آن بدن اندكي به سمت عقب متمايل مي‌شود. همچنين اين پژوهشگران اعلام كردند كه نشستن صحيح به كاهش دردهاي ناحيه كمر كمك مي‌كند.
در اين مطالعه بيماران را در سه وضعيت متعدد نشستن مورد بررسي قرار دادند. وضعيت خميده كه در آن بدن به سمت جلو خم مي‌شود به طوري كه گويي روي ميز خم شده است، وضعيت نشستن عمودي 90 درجه‌اي و وضعيت «راحت» كه در آن درحالي كه پاها روي زمين قرار دارند،بدن به عقب خم مي‌شود و با ران‌ها زاويه‌اي 135درجه‌اي مي‌سازد.سپس اندازه‌هاي زواياي ستون فقرات،ارتفاع ديسك و حركت نا به جاي ديسك ستون مهره‌ها را در اين سه وضعيت بررسي كردند و متوجه شدند كه حركت نا به جاي ديسك ستون مهره‌ها زماني ايجاد مي‌شود كه فشار ناشي از وزن روي ستون مهره‌ها قرار مي‌گيرد و موجب مي‌شود كه ديسك از جاي خود خارج شود.

در اين مطالعه بيشترين ميزان حركت نا به جاي ديسك در وضعيت عمودي نشستن 90 درجه‌اي ديده شد. همچنين كمترين ميزان حركت نا به جاي ديسك در وضعيت نشستن 135درجه‌اي ديده شد كه نشان مي‌دهد نشستن در وضعيت راحت‌تر فشار كمتري بر ديسك‌هاي ستون مهره‌ها و ماهيچه‌ها و تاندون‌هاي مربوطه وارد مي‌كند. در حالت خميده نيز كاهشي در ارتفاع ديسك ستون مهره‌ها ديده شد.محققان با بررسي تمامي ‌نتايج آزمايش اعلام كردند كه حالت نشستن 135 درجه‌اي بهترين وضعيت براي كمر است و توصيه مي‌كنند افراد اين‌گونه بنشينند.
صحيح نشستن موقع رانندگي
مبعث پیامبراکرم مبارکبادمبعث پیامبراکرم مبارکبادمبعث پیامبراکرم مبارکبادمبعث پیامبراکرم مبارکبادمبعث پیامبراکرم مبارکباد
صندلي استاندارد


امروزه بيشتر كارها به صورت نشسته انجام مي‏شود و افراد بخش زيادي از ساعات كاري‌ شان را روي صندلي و به صورت نشسته انجام مي‌دهند.به همين دليل استفاده از صندلي استاندارد نقش زيادي در كاهش آسيب به ستون مهره‌ها دارد.متخصصان علم ارگونومي ‌براي يك صندلي استاندارد ويژگي‌هايي را اعلام كرده‌اند‌ كه لازم است هنگام خريد صندلي اين نكات را مورد توجه قرار داد.

صحيح نشستن موقع روزنامه خواندن
برخي افراد در ساعات استراحت دلشان مي‌خواهد روزنامه يا كتاب بخوانند و چون از صبح پشت ميز نشسته‌اند‌ دوست ندارند مطالعه را هم روي صندلي انجام دهند.بهترين حالت اين است كه به جاي اينكه روي مبل بنشينند و براي خواندن روزنامه سرشان را به جلو خم كنند يك بالش زير دستشان بگذارند و روزنامه را تا نزديكي‏هاي صورت بالا بياورند و بدون نياز به خم كردن سر و گردن به راحتي مطالعه‌شان را انجام دهند.

كمر درد يكي از مشكلات شايع در ميان رانندگان است. براي پيشگيري از كمر درد بايد به نقاط فشار و اصول كلي حفظ انحناي ستون مهره‌ها دقت كنيد. هنگام رانندگي سر و گردن تان را صاف نگه‌داريد.سرتان را به اطراف خم نكنيد، طوري قرار بگيريد كه گوش‌هاي‌تان در امتداد شانه‌هايتان قرار بگيرد.بهتر است دست‌ها در حالت كشيده روي فرمان باشد.صندلي را خيلي نخوابانيد و خيلي به سمت جلو خم نشويد.پاها هم بايد كاملا كشيده و در وضعيت راحتي قرار داشته باشد. برخي رانندگان خودشان تغييراتي در صندلي ايجاد مي‌كنند كه ‌اين تغييرات گاهي غير اصولي است و به ستون مهره‌ها آسيب مي‌رساند.توصيه مي‌شود اين تغييرات را فقط با مشورت پزشك ارتوپد و متخصص ارگونومي‌انجام دهيد. درضمن بهتر است از رانندگي در طولاني مدت پرهيز كنيد و پس از مدتي رانندگي توقف كرده و استراحت كنيد.نكته ديگر اينكه كمربند ايمني را فراموش نكنيد.در ترمزهاي ناگهاني و تصادفات شديد اگر از كمربند ايمني به شكل صحيح استفاده نشده باشد صدمات شديدي به ستون فقرات و ديسك‌هاي بين مهره‌اي وارد مي‌شود.برگرفته از سایت ایرانیان انگلستان
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 ساعت 23:19 | لینک ثابت |

روشی نو برای داشتن آرامش:

آرامش در مانی      میلاد فرخنده حضرت حجت ابن الحسن امام زمان مهدی موعود مبارک باد      میلاد فرخنده حضرت حجت ابن الحسن امام زمان مهدی موعود مبارک باد

استرس ، خشم ، فشار روانی، و حتی خستگی در همه افراد به میزان متفاوت بروز می کند و گاه افراد با احساسی از نا توانی برای مقابله با آن کج دار مریز آن را تحمل میکنند و یا ناتوان در کنترل آن به واکنشهایی جدی و گاه مخرب می پردازند . بگذریم از این که پس از این واکنشها اغلب دچار نوعی پشیمانی و احساس گنا ه هم می گردند. باید در نظر داشته باشیم که در بسیاری از مواقع این واکنش های تکانشی و بدون فکر می توانند آثاری را به دنبال داشته باشند که هیچ گاه قابل جبران نباشد . لذا ما در این مقاله سعی داریم روشی را برای کسب آرامش به شما آموزش دهیم که در عین اینکه بسیار آرامش بخش و لذت بخش است می تواند میزان کارایی شما را در مواقع حاد و تنش زا افزایش دهد . حتی می توانید اهداف خود را پس از این تمرین تصور کرده و در تحقق آن قدمی بردارید. در این تمارین ممکن است شما در دفعات ابتدایی نتایجی کاملا رضایت بخش نداشته باشید (البته در افراد به صور مختلف بروز می کند) اما مطمئن باشید با تمرین های مکرر قادر خواهید بود آرامش عجیبی را به خود باز گردانید.

سعی کنید با تکرار کلمه آرامش تاثیر آرام نمودن و القاء راحتی را در خود حس کنید

برای این امر پیش از هر اقدام نیاز به محلی ساکت که از رفت و آمد بدور باشد و اتاقی نیمه تاریک داریم. سعی کنید جای دنجی را انتخاب کنید ، اگر در اتاق خواب باشد بهتر است . از قبل هم به خانواده بگویید موقع تمرین مزاحم شما نشوند  . پس از آن یک کاناپه راحت پیدا کنید که وقتی روی آن می نشینید راحت و زاویه بدن شما نود درجه نباشد . بهترین زاویه برای اینکار صد و شصت می باشد و البته بسیار بهتر است به صورت خوابیده این تمرین را انجام دهید. هرگونه لباس و زیور آلات را که از آسایش و راحتی شما می کاهد از خود جدا کنید.

بهتر است این جملات را ضبط كرده و از صدای آن استفاده نمایید. در باز گویی این جملات لحن خود را هر چه بیشتر آرام نگهدارید تا هنگام شنیدن جملات، آرامش کافی به شما منتقل شود.

آرامش در مانی

من راحت دراز كشیده ام و قادر به ایجاد آرامش درخودم هستم. حالا با بستن چشمهایم و با كشیدن یك نفس آرام و عمیق تمرین آرامش را شروع می كنم. حالا آگاهانه نفس می كشم. هوا از راه پرده های بینی وارد بدن من میشود. فضای بینی و حنجره را طی می كند. وارد نای و نایژه شده به ریه می رود. باهر نفس آرام ریه من پرازهوا شده و با هر بازدم، خستگی ها و استرس از بدن من خارج می شود. ریه اكسیژن را به گردش خون می دهد و تا دورترین نقاط بدن و همه سلول ها می رساند. با هر نفس عمیق زندگی را به همه سلول های بدنم می دهم و آرامش عمیق تری را پیدا می كنم. درحالی كه فقط به آرامش فكر می كنم عضلات من كاملاً شل می شوند. كاملاً شل. ماهیچه های پنجه و كف پای چپ، سپس پای راست. تجسم می كنم كه جریان آرامش شروع به انتشار می كند و بالا می آید. مثل وقتی كه پاهایم درون وانی می شود كه درحال پرشدن آب است و به تدریج آب ولرم درحال بالا آمدن است و احساس راحتی من بیشتر می شود. ماهیچه های اطراف زانو كاملا راحت هستند. رانهای من هم شل می شوند. كاملاً شل و راحت. کاملا شل.  آرامش در همه پاهای من پخش شده. باهر نفس آرام،  آرامش را در همه بدنم احساس می كنم. حالا عضلات نشیمن و داخل لگن و حالا ماهیچه های شكم و كمر شل و راحت هستند. جریان آرامش وارد قفسه سینه می شود. ماهیچه های بین دنده ها كاملاً شل و راحت می شوند. باهر نفس آرامش من دوچندان می شود. حالا ماهیچه های شانه ها و كتف ها و بین دو كتف درحال شل شدن است. بازو ها، ساعد هردو دست، انگشتان، كف دست كاملاً شل هستند. عضلات همه طرف گردن شل و راحتند. پیشانی و ابروها و عضلات روی كاسه سر هم راحتند و شل. حتی عضلات داخل دهان، فك و زبان كاملاً شل است. حالا دركل احساس آرامش دارم. این آرامش در اثر اراده ام بوجود آمده.  و من می توانم تا هر وقت که بخواهم این آرامش راحفظ کنم. افراد آرام رضایت بیشتری از زندگی دارند. هرزمان احساس نیاز كنم می توانم با كشیدن نفس عمیق و تجسم كلمه آرام و مرور كلمه آرامش، آرامش، آرامش، به همین درجه از راحتی برسم. همه سیستم های بدنم آرام كار می كنند. درحال آرامش هركاری را بادقت و آرامش انجام می دهم. من فرمانده بدن خود هستم. حالا در آرامش كامل هستم... آرامش. آرامش. آرامش. " سعی کنید با تکرار کلمه آرامش تاثیر آرام نمودن و القاء راحتی را در خود حس کنید و با تجسم مناظری از دریا ، باغ گل و ... و درک آن با تمام حواس خود این آرامش را دوچندان کنید . در انتها و در ادامه این تمرکز روحی خود را در وضعیتی در نظر بگیرید که به اهداف و خواسته های خود دست پیدا کرده و موفقیت را با تمام وجود لمس می کنید . "تصورات شما  می تواند با اراده خداوندی در تحقق خواسته ها و آرزوها موثر باشد". حالا باشمارش معكوس 5، 4، 3، 2، 1 سرحال و بانشاط ابتدا دستهایم را اندكی تكان می دهم و سپس چشم هایم را باز می كنم.

این حرکات و تمرین ها می تواند با ایجاد امواج الفا در مغز انرژی شما را شارژ دوباره نموده و برای فعالیت های بعدی آماده تر کند.

آرامش در مانی

و در پایان فراموش نکنید که منبع و مأخذ اصیل و جاودانه برای آرامش، به یاد خدا بودن است و همواره او را در قلب خود زنده نگهداشتن

                                                                                                                          خدایا توهمیشه آغوشت بازه. به ما توفیق بده تا با

فراموشی،این آغوش باز را از دست ندیم. برگرفته از تبیان

                                                     

نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 ساعت 8:42 | لینک ثابت |

آیا شما هوش اجتماعی دارید؟

نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 ساعت 15:36 | لینک ثابت |

بی ‌اشتهایی و پرخوری عصبی، ریشه روحی داردتصویر تصادفیتصویر تصادفی

بی‌اشتهایی عصبی یک اختلال در غذا خوردن است که ریشه روحی داشته و در جوانان به خصوص زنان و دخترانی که نگران وضعیت اندام خود هستند، شیوع بیشتری دارد كه باید نسبت به درمان آن اقدام جدی صورت گیرد، زیرا عدم توجه به این مسئله، ممكن است در مواردی منجر به مرگ شود.

در این بیماری افراد برای کم کردن وزن به طور عمدی از غذا خوردن خودداری می‌ کنند و یا بعد از غذا خوردن از روش ‌های نادرست استفاده می‌ كنند، مثل استفراغ عمدی.

 این اختلال به علت داشتن وسواس برای لاغرتر شدن و توهم چاق بودن است؛ به طوری كه برای سرعت دادن به کاهش وزن از خوردن غذا و وعده‌ های اصلی اجتناب می‌ کنند و تنها مقدار کمی غذاهای کم کالری مصرف می ‌کنند.

از عوارض دیگر این بیماری می ‌توان به کاهش شدید وزن، تحلیل عضلات و در موارد بسیار شدید، مرگ اشاره کرد.

پرخوری عصبی و كنترل نكردن بی ‌اشتهایی منجر به مرگ می ‌شود.

 پرخوری ‌های عصبی نیز مضر ا ست و  این بیماری نیز از اختلالات غذایی محسوب می‌ شود و عمدتا با مصرف غذاهای پرکالری و غذاهایی که راحت بلعیده می ‌شوند، همراه است و پس از آن رفتارهایی مانند استفراغ عمدی به دلیل احساس گناه از پرخوری و پیشگیری از افزایش وزن انجام می ‌شود.

 همچنین در اغلب موارد شروع پرخوری عصبی به دنبال دوره ‌ای از رژیم‌ های نادرست کاهش وزن اتفاق می ‌افتد. خستگی، ضعف و یبوست از جمله عوارض این بیماری محسوب می‌ شوند.

هر دوی این بیماری‌ ها ریشه ی روحی دارند که می ‌توانند خطرساز و مشکل آفرین باشند و در صورت تشدید آن و کنترل نکردن بیماری، مرگ را به دنبال دارند.

 برگرفته از سایت تبیان

نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 ساعت 11:50 | لینک ثابت |
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">