تبليغاتX
بینش

چگونه وقتی حرفی برای گفتن ندارید، مکالمه را آغاز کنید:
!تصویر تصادفیتصویر تصادفی
!
 
چه میزبان باشید و چه میهمان، موقعیت های اجتماعی بسیاری هست که در آن نیاز به برقراری ارتباط پیدا می کنید، حتی اگر انجام آن برایتان دشوار باشد. مثلاً در یک میهمانی میخواهید که  دوستتان احساس راحتی کند و به او خوش بگذرد یا ممکن است غریبه ای را کنار یک اتاق شلوغ ببینید و با خودتان فکر کنید که او تنها شانس شما برای تحت تاثیر قرار دادن کسی است که به او علاقه مندید. اما متوجه می شوید که نمی دانید چه باید بگویید.

مراحل

1. با یک مقدمه شروع کنید و خیلی ساده خودتان را به فرد مورد نظر معرفی کنید. دستتان را جلو برده و با او دست بدهید. اگر او را می شناسید این مرحله را نادیده گرفته و از قدم دوم شروع کنید.

2. به اطراف نگاهی بیندازید. ببینید آیا چیزی هست که ارزش صحبت کردن داشته باشد یا نه. حرف زدن درمورد آب و هوا دیگر خیلی کلیشه شده است اما اگر نکته جالبی درمورد آن وجود داشت هیچ اشکالی ندارد می توانید سر صحبت را باز کنید.

3. از طرفتان تعریف کنید. اما دقت کنید که دروغ نگویید مثلاً اگر می بینید که موهای طرفتان به طرز مسخره ای زشت است، از موهایش تعریف نکنید اما اگر مثلاً از کفش هایش یا هر چیز دیگری خوشتان آمده با لبخند عنوان کنید. یک تمجید بی ریا و خالصانه راه بسیار خوبی برای نزدیک شدن به طرف مقابل است. اما دقت کنید این تمجید درمورد مسئله ای خیلی شخصی نباشد که او را بترساند یا باعث شود که احساس ناراحتی کند.

4. سوال بپرسید. اکثر افراد عاشق این هستند که درمورد خودشان حرف بزنند پس این اجازه را به آنها بدهید. اما توجه کنید که زیاد درمورد خودتان حرف نزنید که فرد اجازه صحبت پیدا نکند. مثلاً بپرسید، "امسال چه درس هایی برداشتی؟" یا "آیا فلان فیلم را دیدی؟" "نظرت درموردش چه بود؟" سوالهایی بپرسید که بتوانند راحت درموردش حرف بزنند و فقط به یک بله یا خیر معمولی ختم نشود. مثلاً می توانید بپرسید "چه کیف خوشگلی، از کجا خریدی؟" و خواهید دید که دقایق متمادی درمورد آنروز که برای خریدن آن کیف به بازار رفته بود و اتفاقاتی که در آن روز افتاد صحبت می کند. اما اگر می بینید که طرفتان تمایل چندانی به پاسخ دادن به سوالهایتان ندارد، خیلی سوال نکنید.

5. حرف طرف مقابل را دنبال کنید. موافقت کنید، مخالفت کنید، و نظرتان را ابراز کنید. تلاش کنید که با بی توجهی از آن نگذرید.

6. به چشمان دوست جدیدتان نگاه کنید. اینکار باعث ایجاد اعتماد بینتان می شود. اما دقت کنید که به چشمهایش زل نزنید. همچنین طی گفتگو یکی دوبار نامش را بر زبان بیاورید. اینکار باعث می شود هم اسمش را به خاطر بسپارید و هم توجه او را به حرفی که می زنید معطوف کنید. لبخند بزنید و در صورت لزوم بخندید.

7. لبخند زدن و لذت بردن از گفتگو را فراموش نکنید.

8. فقط خودتان باشید و سوالهایی بپرسید که فکر می کنید با موقعیت جور است. قبل از اینکه حرفی را به زبان بیاورید، کمی به آن فکر کنید.

نکات

· ریلکس باشید. این احتمال وجود دارد که هر گفتگوی کوچکی که دارید تا چند ماه بعد در ذهن مخاطبتان نماند. چیزی که به ذهنتان می رسد را بیان کنید.

· یادتان باشد اگر موقع حرف زدن در ذهنتان به چیزی فکر می کنید. به احتمال زیاد مرتبط است.

· نگاه کردن به تلویزین، گوش دادن به موسیقی و مطالعه—روزنامه، مجله و کتاب-- کمک بسیار زیادی به شما می کند. می توانید از قبل چیزهایی که دوست دارید در موردش با کسی صحبت کنید را برنامه ریزی کنید.

· اگر خجالتی هستید، بهتر است از قبل چند موضوع برای بحث آماده کنید.

· به واکنش طرف مقابلتان دقت کنید. اگر به موضوع علاقه نشان داد ادامه دهید اما اگر مشاهده کردید که مدام یا به ساعت خود نگاه می کند یا به دنبال راهی برای فرار است، باید دست نگه دارید.

· عبارات و جملات جالب و خنده دار می تواند حال و هوای مکالمه را عوض کند و موضوعات جدیدی را برای صحبت کردن پیش رویتان قرار دهد.

· اگر مکالمه پشت تلفن است باید هرطور که شده طرف مقابل را هم در مکالمه درگیر کنید. اگر موضوع جالبی به ذهنتان نمی رسد، از بازی "سوال کردن" استفاده کنید. از طرفتان سوال بپرسید. دقت کنید که سوالهایی که می پرسید مناسب زمان و مکان باشد. سوال ها باید طوری باشد که فرد بتواند به راحتی درمورد آن حرف بزند و به یک بله یا خیر عادی ختم نشود.

· برخورد و رفتار شما هم در موفقیت گفتگو سهیم است. سعی کنید رفتاری دوستانه و با محبت داشته باشید تا حرفهایتان تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد.

· نکات و چیزهای جالب و جدیدی که در طول روز با آنها برخورد می کنید را جایی یادداشت کنید. مثلاً حرف خنده داری که کسی به شما گفته است، کار جالبی که یکی از دوستهایتان انجام داده یا هر چیز جالب توجه دیگر. این نکات می تواند در مکالمه های آتی به دردتان بخورد.

· یادتان باشد، طرف صحبتتان هرکسی که باشد، همیشه می توانید نقاط مشترکی با او پیدا کنید. همه ما از یک آب و هوا استفاده می کنید، غذای خوب را دوست داریم و از خندیدن لذت می بریم. مثلاً اگر طرفتان را در ایستگاه اتوبوس ملاقات کردید، می توانید بپرسید که کجا می روند. اگر خارج از شهر زندگی می کنند، می توانید درمورد زندگیشان از آنها سوال کنید.

· یادتان باشد احساس راحتی کنید و همیشه مرتب و شیک باشید.

· آخرین نکته اینکه شروع مکالمه نیازمند تمرین است. ممکن است اول کار احساس گیجی و ناشی بودن به شما دست بدهد اما با تمرین رفته رفته برایتان راحت تر خواهد شد.

هشدارها

· طرف مقابل را با سوال بمباران نکنید.

· با لحنی صحبت کنید که طرف مقابل تصور نکند که مجبورید که حرفی بزنید. با آرامش و وقف های مناسب حرف بزنید.

· سوال های خصوصی نپرسید.

· ارتباط چشمی برقرار کنید.

· درمورد ظاهر طرف مقابل یا کس دیگری اظهار نظر منفی نکنید چون ممکن است طرفتان با کسی که از او انتقاد می کنید، آشنا باشند.

· هیچوقت قسم نخورید، بی احترامی نکنید، توهین نکنید، بحث های جنسی و مذهبی یا ملیتی را به میان نکشید.

· در برخورد با افراد هیچوقت مغرورانه رفتار نکنید که انگار همه چیز دان هستید.

· بچگانه و خام رفتار نکنید، حرف نزنید و لباس نپوشید.

· صحبت دو نفر دیگر را قطع نکنید. اجازه بدهید مکالمه آنها تمام شود و بعد حرفتان را بزنید.

· همیشه الفاظ "خواهش می کنم"، "متشکرم" "لطف می کنید" و امثال این را در صحبت هایتان بگنجانید. مودب بودن نشانه هوش و کمال شماست.

· به اطرافیانتان احترام بگذارید.

· مرتب و تمیز باشید و خوب لباس بپوشید. شلختگی، بوی بد دهان و بدن همه را از شما دور می کند.

· گاهی اوقات وقتی مکالمه ای را آغاز می کنید، طرف صحبتتان ممکن است به نظر خسته کننده برسد. اما اشکالی ندارد. می توانید سراغ کس دیگری بروید چون ممکن است طرفتان را اشتباه انتخاب کرده باشید.

· اگر با کسی صحبت می کنید که به او علاقه دارید هیچوقت درمورد دوست پسر یا دوست دخترش با او حرف نزنید. درمورد چیزی حرف بزنید که از او می دانید: مثلاً اگر اهل ورزش هستند می توانید درمورد آخرین مسابقات آن ورزش با او حرف بزنید

برگرفته از سایت متخصصین
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در سه شنبه سی ام تیر 1388 ساعت 9:35 | لینک ثابت |

نکته های زندگی:تصویر تصادفی

? آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلكه دشواري رسيدن به سهولت است
? وقتي توبيخ را با تمجيد پايان مي دهيد، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر مي كنند، نه رفتار و عملكرد شما
? سخت كوشي هرگز كسي را نكشته است، نگراني از آن است كه انسان را از بين مي برد
? اگر همان كاري را انجام دهيد كه هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد كه هميشه مي گرفتيد
? ما زمان را تلف نمي كنيم، زمان است كه ما را تلف مي كند
? افراد موفق كارهاي متفاوت انجام نمي دهند، بلكه كارها را بگونه اي متفاوت انجام مي دهند
? پيش از آنكه پاسخي بدهي با يك نفر مشورت كن ولي پيش از آنكه تصميم بگيري با چند نفر
? كار بزرگ وجود ندارد، به شرطي كه آن را به كارهاي كوچكتر تقسيم كنيم
? كارتان را آغاز كنيد، توانايي انجامش بدنبال مي آيد
? انسان همان مي شود كه اغلب به آن فكر مي كند
? همواره بياد داشته باشيد آخرين كليد باقيمانده، شايد بازگشاينده قفل در باشد
? تنها راهي كه به شكست مي انجامد، تلاش نكردن است
? دشوارترين قدم، همان قدم اول است
? عمر شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد
? آفتاب به گياهي حرارت مي دهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد
? عمر شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد
? آفتاب به گياهي حرارت مي دهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد
? وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد، بخاطر اين است كه شما چيز زيادي از آن نخواسته ايد
? در انديشه آنچه كرده اي مباش، در انديشه آنچه نكرده اي باش
? امروز، اولين روز از بقية عمر شماست
? براي كسي كه آهسته و پيوسته مي رود، هيچ راهي دور نيست
? اميد، درماني است كه شفا نمي دهد، ولي كمك مي كند تا درد را تحمل كنيم
? بجاي آنكه به تاريكي لعنت فرستيد، يك شمع روشن كنيد
? آنچه شما درباره خود فكرمي كنيد، بسيار مهمتر از انديشه هايي است كه ديگران درباره شما دارند
? آنكه مي تواند نسبت به نيكي ديگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باك ندارد
? هركس، آنچه را كه دلش خواست بگويد، آنچه را كه دلش نمي خواهد مي شنود
? اگر هرروز راهت را عوض كني، هرگز به مقصد نخواهي رسيد
? كساني كه نمي توانند فرصت كافي براي تفريح بيابند، دير يا زود وقت خود را صرف معالجه مي كنند
? صاحب اراده، فقط پيش مرگ زانو مي زند، وآن هم در تمام عمر، بيش از يك مرتبه نيست
? وقتي شخصي گمان كرد كه ديگر احتياجي به پيشرفت ندارد، بايد تابوت خود را آماده كند
? كساني كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد
? كسي كه در آفتاب زحمت كشيده، حق دارد در سايه استراحت كند
? بهتر است دوباره سئوال كني، تا اينكه يكبار راه را اشتباه بروي
? هرگاه مشكلي را مطرح مي كنيد، براي رفع آن هم راه حلي پيشنهاد كنيد
? كيفيت جامع يعني درست انجام دادن همه كارها در همان بار اول
? آنقدر شكست خوردن را تجربه كنيد تا راه شكست دادن را بياموزيد
? اگر خود را براي آينده آماده نسازيد، بزودي متوجه خواهيد شد كه متعلق به گذشته هستيد
? خانه ات را براي ترساندن موش، آتش مزن
? خودتان را به زحمت نيندازيد كه از معاصران يا پيشينيان بهتر گرديد، سعي كنيد از خودتان بهتر شويد
? اينجا، كار تمام نشده است، حتي آغاز پايان هم نيست، اما شايد پايان آغاز باشد
? خداوند به هر پرنده‌اي دانه‌اي مي‌دهد، ولي آن را داخل لانه‌اش نمي‌اندازد
? تنها راهي كه به شكست مي‌انجامد، تلاش نكردن است
? درباره درخت، بر اساس ميوه‌اش قضاوت كنيد، نه بر اساس برگهايش
? از لجاجت بپرهيزيد كه آغازش جهل و پايانش پشيماني است
? انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نمي‌زند كه خيال مي‌كند ديگران را فريب داده است
? كسي كه دوبار از روي يك سنگ بلغزد، شايسته است كه هر دو پايش بشكند
? هركه با بدان نشيند، اگر طبيعت ايشان را هم نگيرد، به طريقت ايشان متهم گردد
? كسي كه به اميد شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است
? اگر جلوي اشتباهات خود را نگيريد، آنها جلوي شما را خواهند گرفت
? اينكه ما گمان مي‌كنيم بعضي چيزها محال است، بيشتر براي آن است كه براي خود عذري آورده باشيم
برگرفته از سایت متخصصین
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در سه شنبه سی ام تیر 1388 ساعت 9:19 | لینک ثابت |

در انتخاب همسر، چه معیارهایی را در‌نظر داشته باشیم؟

نوع نگاه و بینش شما و طرف مقابل‌تان به ‌‌موارد و مسائل مختلف زندگی، روابط فردی و اجتماعی، نحوه‌ی برخورد با نزدیکان، این‌که طرفین چه‌قدر مسؤولیت‌پذیر هستید، چه‌قدر انعطاف‌پذیری دارید، به چه میزان به استقلال یا وابستگی توجه دارید، در کارها چه میزان ثبات فکری و احساسی از خود بروز می‌دهید، به مسائل اخلاقی، اعتقادی و دینی چگونه می‌اندیشید، طرفین هر کدام چه تعداد ‌دوست دارید، دوستان صمیمی‌تان چه ویژگی دارند، آیا خودتان درون‌گرا یا برون‌گرا هستید؟ طرف‌ مقابل شما چه‌طور، بیماری‌های جسمی، ‌روانی و معلولیت در فرد و در خانواده‌ی خود و طرف مقابل و...

در انتخاب همسر می‌بایست هدف‌های‌مان مشخص بوده و برنامه‌ی معینی برای زندگی مشترک داشته باشیم. برای شناخت طرف مقابل و شناساندن خود و خواسته‌ها و ایده‌های‌تان به او، نبایستی کلی‌نگری کرد و یا با یک یا دو ویژگی، همسر خود را انتخاب نمود چرا‌که پرسش‌ها و پاسخ‌های کلی، اغلب ما را به هدف نمی‌رسانند و چشم‌انداز روشنی ‌ارائه‌ نمی‌دهند و ویژگی‌های فردی و اجتماعی طرفین به‌طور دقیق، مشخص نشده و در ابهام باقی می‌ماند.

قبل از هر چیز باید بدانیم که معیار انتخاب همسر ‌نزد زنان و مردان متفاوت است:

زنان در انتخاب همسر، مسائل بسیاری ‌از‌جمله وضعیت مالی فعلی و احتمالی آینده، موقعیت اجتماعی، شغلی، هویتی فرد مورد نظر و این‌که آیا در آینده پدر خوبی برای فرزندان‌شان خواهد بود ‌یا نه و‌... را در‌نظر می‌گیرند.

مردان سریع‌تر و راحت‌تر در صدد ازدواج با زن دلخواه خود برمی‌آیند!تصویر تصادفی

برای این‌که ازدواج موفقی داشته باشید، می‌بایست به ارزش‌ها و شباهت‌های مشترک و مشابه خود و همسرتان در همه‌ی زمینه‌ها توجه کنید‌ چرا‌که هر‌قدر از لحاظ معیارها و ارزش‌ها، اندیشه‌ها، عواطف و رفتارها، بیش‌تر به هم شبیه باشید، به‌عبارت ساده، هر‌قدر از لحاظ باورها و ارزش‌های ذهنی، نگرش مشترک به زندگی، سنت‌ها، رسوم‌، باورهای عمومی و علایق، ‌تشابه و نقاط مشترک بیش‌تری با یکدیگر داشته باشید، راحت‌تر خواهید توانست‌ بین خواسته‌ها، نیازها و رفع نیازهای‌تان، تعادل و توازن ایجاد کنید و زندگی مشترک آرام‌تر، موفق‌تر و پایدارتری را تجربه نمایید.

در انتخاب همسر توجه کنید که:

- نگرش و بینش طرف مقابل به زندگی، مثبت است یا منفی؟ (سعی‌کنید کسی را به همسری انتخاب کنید که مثبت‌اندیش باشد تا توانمندی‌های خود و شما را بیشتر مورد توجه قراردهد، یک محیط سرشار از شادکامی، آرامش و امنیت به‌وجود آورد و زندگی زیباتری را همراه با عشق بیشتری با شما تجربه کند.)

- آیا خودش را دوست دارد؟ (باید توجه داشت کسی که خود را به‌طور عمیق‌ دوست نداشته باشد، نمی‌تواند دیگری را به‌‌طور واقعی دوست بدارد.)

- آیا از عزت نفس و اعتماد‌به‌نفس کافی برخوردار است تا با احساس بهتر با شما ارتباط مؤثری برقرار‌نماید؟ (کسانی که از اعتمادبه‌نفس بالایی برخوردار باشند، احساس خوبی نسبت به خود داشته و به خود عشق می‌ورزند و به‌راحتی امیدها، آرمان‌ها، ترس‌ها و ضعف‌های خود را بیان می‌کنند اما افراد ضعیف، خود را پشت نقاب، پنهان می‌سازند و راجع به امیدها، آرزوها، ضعف‌ها و ترس‌های خود، کم‌تر سخن می‌گویند.)

- در انتخاب همسر، توجه کنید که هدف‌های فعلی و آینده‌ی فرد مورد نظر کدام‌اند و برای رسیدن به آن‌ها، چه راه‌هایی را پیش‌بینی می‌کند؟ ‌آیا فردی کوشا و قابل اطمینان است؟ (افرادی که هدف‌های مشخصی نداشته باشند، نخواهند توانست در زندگی، موفقیت بزرگی کسب کنند.)

- آیا در گفتار و رفتارش صادق است؟ (صادق و روراست بودن، ارزش‌های مهمی هستند که در تداوم زندگی مشترک، نقش اساسی بازی می‌کنند.)

- آیا به آن‌چه که هست، افتخار می‌کند؟ از رشد فکری و عاطفی بالایی برخوردار است؟ از لحاظ جسمانی و عاطفی چه‌قدر به خود احترام می‌گذارد؟ آیا به دیگران اجازه می‌دهد با او بدرفتاری کنند؟ آیا شما با او احساس امنیت می‌کنید؟

- در برخورد با مسائل، چه‌قدر مسؤولیت‌پذیر و انعطاف‌پذیر است؟ برای ایجاد تفاهم با خود و دیگران چه‌قدر کوشش می‌کند؟ آیا قدرشناس است؟ راجع به استقلال یا وابستگی چگونه فکر می‌کند؟ شیوه‌ی ارتباطش با افراد خانواده و دیگران چگونه است؟

- به دختران و پسران توصیه می‌شود ‌اگر در خانواده‌ی پدرسالار و یا مادرسالاری بزرگ شده‌اید، سعی‌‌کنید همسرتان نیز در شرایط مشابه شما بزرگ شده باشد تا کشمکش‌ها و اختلاف‌های بسیار شدید با او نداشته باشید.

- سن ازدواج و اختلاف سن با همسر مورد نظر، در حد معقول است یا نه؟ اگر دختر و پسری در سن کم با هم ازدواج کنند، به‌طور معمول در زندگی زناشویی، با دشواری‌های بیش‌تری روبه‌رو خواهند شد. در مورد اختلاف سن دختر و پسر، بایستی گفت ‌اگر اختلاف بیش از حد معقول باشد، تجربه‌ نشان داده که مشکلات حاکم بین زوجین، بیشتر خواهد بود. در صورتی که حدود 3 - 4‌سال مرد از زن بزرگ‌تر باشد، مناسب‌تر است.

- زن و شوهری که از نظر بهره‌ی هوشی و هوش هیجانی نزدیک به هم باشند، در زندگی مشترک، با گرفتاری‌های کم‌تری روبه‌رو می‌شوند. بنابراین در انتخاب همسر، به‌طور حتم به نزدیک بودن ضریب هوشی و معلومات خود به فرد مورد نظر توجه کنید، اگر هر دو دارای ‌بهره‌ی هوشی بالا، هر دو متوسط یا هر دو پایین باشید، خیلی راحت‌تر زندگی خواهید کرد

- به  افراد باایمان و معتقد به ارزش‌های دینی توصیه می‌شود که در انتخاب همسر، فرد مذهبی را به همسری انتخاب کنند چراکه اگر یکی از زوجین، مذهبی و دیگری پای‌بند به تعالیم دینی نباشد، در زندگی مشترک، مسائل و مشکل‌های زیادتری را تجربه خواهند نمود.

- صفات شخصی و هویتی فرد مقابل، جزو مهم‌ترین مسائلی است که باید مورد دقت و بررسی قرار گیرد: آیا حسابگر است یا خسیس، دست و دلباز است یا ولخرج؟ اهل مطالعه و تفکر است یا از آن گریزان می‌باشد؟ اهل گردش و تفریح است یا منزوی و بی‌علاقه و گوشه‌گیر می‌باشد؟ پرخاشگر، مضطرب، دارای سوء‌ظن، زودرنج، کج‌خلق، ترسو، افسرده و... است یا برعکسِ آن می‌باشد؟ آیا در کارها بسیار سخت‌گیر است و یا با مسائل به‌راحتی برخورد می‌کند و...

به نشانه‌ها و علامت‌ها توجه شود، با پرسش و دقت در نشانه‌ها می‌توان تا حدودی به مسائل و مشکل‌ها پی برد؛ در این راستا کمک گرفتن از مشاوران و روان‌شناسان خبره، ضروری بوده و توصیه می‌شود.

جالب است بدانیم:

همان‌طوری که از نظر شکل ظاهری، ‌بچه‌ها شبیه مادر و پدرشان هستند، از نظر ویژگی‌های فردی و اخلاقی نیز به‌طور معمول شبیه آنان می‌شوند: افرادی که در کودکی تنش و مشکلات فراوانی داشته و با خشونت‌های عاطفی و بدنی بزرگ شده باشند، امکان دارد به‌راحتی در بزرگ‌سالی به فردی خشن، پرخاشگر و ناسازگار مبدل شوند.

خانم‌ها و آقایان بدانند که:

بسیاری از عقیده‌ها و الگوهای زندگی‌مان را از مادر، پدر و اطرافیان خود می‌گیریم و وقتی خود، مادر یا پدر می‌شویم، آن‌ها را به‌کار می‌بندیم. اگر از کودکی بشنویم که ازدواج محدودیت و مانع رشد مردان و زنان است!... یا برعکس ازدواج باعث رشد و شکوفایی استعدادها می‌شود... رابطه‌ی جنسی چیز کثیفی است... یا داشتن رابطه‌ی جنسی باعث آرامش و بروز هیجان‌ها می‌شود... مردان احمق هستند، زنان دیوانه... برای ایجاد رابطه‌ی بهتر با همسر باید کاری کرد... و یا این‌که ازدواج یک امر اجباری است و باید آن‌را تحمل نمود... زندگی مشترک بسیار لذت‌بخش و پرهیجان است یا جهنم آرزوهاست و...

برحسب این‌که افکار مثبت و منفی را که از والدین و اطرافیان خود یاد گرفته و به آن‌ها اعتقاد پیدا کرده باشیم، عملاً آن‌‌را در زندگی مشترک خود به‌‌کار خواهیم بست.

نکته‌ی مهم: برای این‌که بدانید با کسی که ازدواج می‌کنید دچار اختلال شخصیتی است یا نه، قبل از عقد، یک دوره‌ی مشاوره داشته باشید. در مشاوره، مشخص می‌شود دو طرف از نظر شخصیتی چه ویژگی‌هایی دارند،‌ آیا از اختلال شخصیتی رنج می‌برند یا نه، پس از اطلاع یافتن از سلامتیِ هم، می‌توانید همدیگر را به همسری انتخاب کنید.

- در انتخاب همسر، بسیاری از افراد، تحت تأثیر الگوها و فرهنگ حاکم بر جامعه‌ی خویش قرار‌دارند و به ارزش‌ها و معیارهای واقعی خویش، به‌صورت واضح آگاهی ندارند و در بسیاری از موارد، می‌دانند چه نمی‌خواهند ولی به‌طور دقیق نمی‌دانند چه می‌خواهند! در‌نتیجه جذب آن چیزی‌‌هایی می‌شوند که نمی‌خواهند!

- باید بدانیم که انسان کامل و بدون عیب در دنیا وجود خارجی ندارد‌ بنابراین در انتخاب همسر، به‌دنبال یک انسان کامل گشتن، کار بیهوده‌ و عبث است.

- باید بدانیم عشق و دوست داشتن برای داشتن یک زندگی زناشویی خوب، کافی نیست. عشق، تحمل مشکل‌ها و موانع را برای انسان آسان می‌سازد و انگیزه‌ای قوی ‌برای رفع آن‌ها می‌شود ولی نمی‌تواند از بروز مسائل و مشکلات متعدد جلوگیری به‌عمل آورد. اگر آگاهی و مهارت‌های لازم جهت رفع نیازهای آشکا‌ر و پنهان خود و همسر نداشته باشید و نتوانید آن‌ نیازها را به‌صورت درست برطرف ‌کنید، در زندگی مشترک دچار مشکلات متعدد خواهید شد ‌و همین عشق، به نفرت تبدیل خواهد شد.  

- و برای این‌که خود را در مسیر ازدواج موفق قرار‌دهید، 10 ویژگی که می‌خواهید همسر‌تان‌ داشته باشد‌ را به‌صورت مثبت بنویسید و آن‌ها را از 10 تا 1 برحسب اهمیت، اولویت‌بندی کرده و امتیاز بدهید، به‌عنوان مثال به مهم‌ترین ویژگی موردنظر، 10 امتیاز بدهید، به ویژگی مهم بعدی 9 و به ترتیب 8، 7 و... امتیاز بدهید. 3 مورد اول که بیش‌ترین امتیاز را به آن‌ها داده‌اید، خواسته‌های اصلی شما از زندگی مشترک‌تان را تشکیل می‌دهد؛ بنابراین آن 3‌ مورد را با خط درشت بنویسید و هر روز چند‌بار آن‌ها را بخوانید، از آن موارد تصویرسازی ذهنی کنید، ‌مراسم عقد، عروسی و فرم زندگی‌‌ که می‌خواهید داشته باشید را با تمام جزئیات، به‌تکرار در ذهن‌تان ترسیم کنید تا ذهن‌تان بپذیرد که به‌طور واقعی می‌خواهید همسری با آن مشخصات داشته باشید.

طبق قانون جذب، اگر ذهن‌تان برحسب تکرار، موردی را پذیرفت و باورش شد، به شما کمک می‌کند تا همسری با ویژگی‌هایی که می‌خواهید، بیابید.بر گرفته از وبلاگ محسن عزیزی

نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در سه شنبه نهم تیر 1388 ساعت 7:37 | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar