دردهايي كه خبر از افسردگي مي دهد:
اغلب افراد اطلاعاتي درباره علائم احساسي بيماري افسردگي دارند،اما عوامل اين بيماري شايع تنها به اين موارد محدود نشده است و عوارض جسمي را نيز شامل مي شود كه كمتر مورد توجه قرار مي گيرد.
از جمله اين عوامل سردرد، كمردرد، اختلالات گوارشي و اختلال در خواب است كه به بررسي آنها مي پردازيم.
سردردها: سردردها در بين افراد مبتلا به افسردگي بسيار رايج است. اگر فرد اخيرا مبتلا به سردرد ميگرني شده باشد ،با بروز افسردگي شديد تر هم مي شود.
كمر درد: اگر فرد قبلا مبتلا به كمر درد بوده است ، اين اختلال روحي مزيد بر علت شده و درد را شديدتر مي كند.
درد مفاصل و ماهيچه ها: به طور كلي افسردگي باعث مي شود كه دردهاي مزمني نظير درد مفاصل بدتر شود.
درد قفسه سينه: به طور واضح بايد گفت كه در صورت احساس چنين دردي بدون هيچ تاملي بايد به پزشك مراجعه كرد و مورد آزمايش قرار گرفت. زيرا ممكن است علامت يك بيماري جدي قلبي باشد. ولي به طور كلي در هنگام افسردگي نيز اين درد احساس ميشود.
اختلالات گوارشي: از جمله علائم گوارشي ناشي از افسردگي عبارتند از احساس تهوع و استفراغ . همچنين فرد ممكن است دچار اسهال شود يا به طور مزمني مبتلا به يبوست گردد.
احساس خستگي و فرسودگي: مهم نيست كه فرد چه مقدار خوابيده است، ولي با اين حال احساس خستگي خواهد كرد. به طوري كه خارج شدن از رختخواب براي فرد بسيار سخت و حتي غير ممكن ميشود .
اختلالات خواب: در وضعيت افسردگي اغلب افراد دچار كم خوابي مي شوند. در اين حالت فرد خيلي زود از خواب بيدار ميشود يا خيلي دير به خواب مي رود. در نوع ديگر ، فرد بيش از اندازه نورمال و طبيعي به خواب مي رود.
تغيير وزن و اشتها: بعضي از افراد مبتلا به افسردگي اشتهاي خود را ازدست مي دهند و دچار كاهش وزن مي شوند. بعضي ديگر افراد به نوع خاصي از غذاها مثل كربو هيدرات ها علاقه مند شده و در اين حالت مبتلا به چاقي مي گردند.
احساس سرگيجه و منگي: اين مورد نيز از ديگر علائم و نشانه هاي افسردگي مي باشد.
خيلي از افراد مبتلا به افسردگي به موقع درمان نمي شوند. چون اغلب پزشكان د رتشخيص علت اصلي اين اختلالات دچار گمراهي مي شوند. همان طور كه گفته شد ، اين علائم و تغييرات فقط در سر اتفاق نمي افتد ، بلكه كليه نقاط بدن را تحت تاثير قرار مي دهد مثل دستگاه گوارش. به نظر مي رسد كه افسردگي به دليل عدم تعادل در بعضي از مواد شيميايي خاص مغز اتفاق مي افتد. بعضي از اين مواد شيميايي نقش موثري در چگونگي احساس درد دارند.بنابر اين محققان معتقدند كه نوع درد ي كه بيمار افسرده تجربه مي كند با ساير افراد فرق مي كند.
درمان علائم فيزيكي: در بعضي از موارد روان درماني و دارو به صورت تركيبي براي درمان مورد استفاده قرار مي گيرد كه د رمجموع باعث رفع علائم نيز ميشود. اما بهتر است كليه علائم فيزيكي كه فرد احساس مي كند را به پزشك اطلاع دهد . نبايد فكر كرد كه خود به خود برطرف مي شود، شايد به مداواي فوق العاده اي نياز باشد. مثلا اگر فرد مبتلا به بي خوابي شده ، پزشك داروي ضد اضطراب تجويز خواهد كرد كه باعث مي شود فرد احساس آرامش بيشتري داشته باشد و راحت تر به خواب رود. بعضي از داروهاي ضد افسردگي نظير سيمبالتا (cymbalta) و افكسور(effexor)باعث رفع درد هاي مزمن نيز مي شوند. همچنين بعضي از روش هاي روان درماني وجود دارد كه به فرد كمك مي كند تا بهتر بر درد غلبه كند.برگرفته از سایت ایرانیان انگلستان
با چند روش ساده مي توانيد به سلامت جسمي و روحي خود كمك كنيد
1. رؤياها نيازهاي واقعي ما را آشكار مي كند. خاطرات خود را در مورد رؤياهاي تان بنويسيد: شخصيت ها، اتفاقات، هيجانات، نشانه ها و احساسي كه بعد از بيدار شدن داريد. ر ؤياهايتان را تحليل كنيد و ببينيد آنها به شما چه مي گويند.
2. طي دوراني كه تحت فشار روحي هستيد با اين كار به خود كمك كنيد: نفس عميقي بكشيد و به خود بگوييد" من آرامش و كنترل عواطف را در خود احساس مي كنم." اگر اين كار به طور منظم تكرار شود ، اثر مثبت خواهد داشت.
3. افكار خود را از موقعيت كنوني خود دور كنيد و به راه هاي كمك به اطرافيان خود بينديشيد . سعي كنيد حتي براي يك بار در روز هم كه شده يك كار نيك انجام دهيد . شما با بهبود وضع اطرافيان و ايجاد شادي در اطرافتان به تحول در وضع خود هم كمك مي كنيد.
4. ورزش كنيد تا عقلتان فاسد نگردد.
5. سلامت فكر و روح هر كس بستگي به اين دارد كه تا چه حد مي تواند با اطرافيان خود رابطه عميق و پايدار برقرار كند .
6. سلامت رواني شما دقيقاً بستگي دارد به اين كه تا چه حد مي توانيد كساني را كه با اعمالشان به نحوي به شما آسيب رسانده اند ، به راحتي ببخشيد.
7. آسايش دو پايه دارد: آرامش جسم و آرامش روان.
8. آن كس كه تني سالم دارد گنجي دارد و خودش نمي داند.
9. آن كه تندرستي دارد اميد دارد و آن كه اميد دارد همه چيز دارد.
10. اگر آسايش روحي مي جويي هيچ جانداري را خود يا به دست ديگري بي جان مكن و يا به كشتن او رضا مده.
11. به سلامت خود بيش از شغل اهميت دهيد.
۱۲. بهترين خدمتگزار صديق براي سلامتي بدن فراغت خاطر و آسايش روح است.
۱۳. تمام دردهاي جسماني از خواهش هاي بي جاي نفساني توليد و به وجود مي آيد.
1۴. چهار چيز قوه باصره را زيان رساند: طعام شور خوردن، آب سوزان بر سر ريختن و به چشمه آفتاب نگريستن و روي دشمن ديدن.
۱۵. حمام گرفتن به اندازه چهار ساعت خواب در رفع خستگي مؤثر است.
۱۶. قدر دو چيز فقط موقعي دانسته مي شود كه از دست مي دهيم: تندرستي و جواني.
۱۷. هيچ چيز بر صحت انسان بيشتر از آن صدمه نمي زند كه غذا بر روي غذا تناول نمايد.
۱۸. يك آدم خوشخو و خنده رو با اشتهاي بهتري غذا مي خورد.برگرفته ازسایت ایرانیان انگلستان
وسيله اي جديد براي بهبود ميگرن:
ميگرن هم از آن دردهايي است كه فقط افراد مبتلا به آن ميدانند تحمل اين درد و ناراحتي چقدر دشوار است. گاهي حتي داروها هم نميتوانند جلوي هجوم درد را بگيرند، ولي به تازگي آهن رباها به كمك كساني كه با اين بيماري دست به گريباناند، آمدهاند.
گروهي از محققان موفق به ساخت دستگاه جديدي شدهاند كه در واقع آهنربايي بزرگ است. با استفاده از اين آهنربا ميتوان دردهاي ميگرني را كاهش داد. اين وسيله جديد فقط به اندازه يك سشوار معمولي است و كسي كه ميگرن دارد ميتواند آن را به راحتي در دستانش بگيرد. اين وسيله جديد،"ابزار تحريك مغناطيسي از طريق جمجمه" ناميده ميشود.
شايد دوست داشته باشيد بدانيد كه آهنربا چگونه شما را از سردردهاي طاقتفرساي ميگرني خلاص ميكند. محققان ميگويند اين كار را با عبور دادن ولتاژهاي خفيف مغناطيسي از مغز انجام ميدهد. پالسهاي ميدان مغناطيسي اين آهنربا، سيگانالهاي درد را در مغز از بين ميبرد و بر اين سيگنالها اثر ميگذارد. به اين ترتيب، بيمار درد ميگرني را احساس نميكند.
سر در ميدان آهنربا
بسياري از افرادي كه ميگرن دارند، دوست ندارند سالهاي سال از داروها براي كنترل درد و بيماري خود استفاده كنند. بعضيها هم دچار عوارض پس از مصرف داروهاي ميگرني ميشوند. بنابراين شايد اين وسيله جديد براي اين افراد، نقطه اميدي باشد تا با استفاده از آن، هم از مصرف داروها بينياز شوند و هم سردردهاي ميگرني خود را كنترل كنند.
در يك مطالعه، محققان از 201 نفر از كساني كه به سردردهاي ميگرني مبتلا بودند، خواستند كه در يك كار تحقيقاتي شركت كنند. محققان به نيمي از افراد، اين دستگاه آهنربايي ضد سردرد را دادند و از آنها خواستند به محض اينكه احساس كردند سردردهاي ميگرني به سراغ آنها ميآيد، دستگاه را بر پشت سرشان بگذارند، ولي به نيمي ديگر از اين افراد دستگاهي مشابه اين دستگاه را دادند كه چنين خاصيتي نداشت و فقط ماكت بود.
اگر بتوان با استفاده از ميدانهاي مغناطيسي آهنربا، ميدانهاي الكتريكي مغز را تحت تاثير قرار داد، ميتوان به كنترل احساس درد، كمك كرد و احساس درد در مغز انسان را كاهش داد.
جالب اينجاست كه 40 درصد از افراد گروه اول، دو ساعت پس از استفاده از دستگاه از سر سردرد خلاص شده بودند، در حالي كه 22 درصد از افرادي كه ميگرن داشتند و از ماكت دستگاه استفاده كرده بودند، پس از دو ساعت سردردشان بهبود يافته بود. اين نشان ميدهد كه آهنربا و ميدان مغناطيسي آن كارش را در مهار دردهاي ميگرني خوب انجام داده است.
ميدانهاي مغناطيسي بيدردسر
گرچه اين دستگاه جديد هنوز مراحل مقدماتي تحقيقات را سپري ميكند، ولي محققان در مطالعات ديگري نيز به اين نتيجه رسيدهاند كه ميدانهاي مغناطيسي ناشي از آهنرباها قادرند درد را تسكين دهند.
اين ميدانهاي مغناطيسي به نظر ميرسد روي سيستم اعصاب مركزي موثرند و ميتوانند درد را تسكين دهند. به هر حال، اگر زماني اين دستگاههاي آهنربايي به توليد انبوه برسند و بيماران ميگرني بتوانند از آنها استفاده كنند، ديگر شايد لازم نباشد كه از داروهاي شيميايي براي كنترل درد خود استفاده كنند و از آثار جانبي اين داروهاي شيميايي رنج ببرند.
در اين وسيله، فيزيك و ميدانهاي مغناطيسي نامريي به كمك بشر آمده كه او را از درد رهايي بخشد. يكي ديگر از دلايلي كه به امتيازات اين دستگاه جديد ميافزايد، اين است كه هزينه تهيه آن بسيار پايين است و از طرف ديگر تا كنون آثار جانبي خاصي براي آن شناسايي نشده است.
درمانهاي موجود براي ميگرن
اغلب براي درمان ميگرن سه روش وجود دارد:
1- مواردي كه ممكن است موجب حمله ميگرني شوند، شناسايي ميشوند و به بيماران توصيه ميشود از اين موقعيتها دوري كنند؛ مانند خوردن يك غذاي خاص، تابش نور شديد و يا حتي مقدار خواب يا ورزش.
2- هنگامي كه سردردها شروع ميشوند، بيمار براي كنترل آن دارو مصرف ميكند.
3- وقتي كه بيمار هنوز دردي را احساس نكرده است، براي جلوگيري از حمله هاي ميگرني، دارو مصرف ميكند. اين روش آخر مخصوص افرادي است كه دچار سردردهاي ميگرني شديد در بيشتر روزها ميشوند.
ولي با وجود همه اين روشها، هيچ يك نميتوانند فرد را براي هميشه از حمله سردردها مصون نگه دارند.
استفاده از آهنربا و ميدانهاي مغناطيسي ناشي از آن براي مهار سردردهاي ميگرني مراحل ابتدايي خود را سپري ميكند، ولي محققان معتقدند كه آنچه در مغز رخ ميدهد، جريانهاي الكتريكي است كه از سلولي به سلول ديگر منتقل ميشود و تحريك بخشهايي ويژه از مغز است كه احساس درد را در ما به وجود ميآورد، بنابراين اگر بتوان با استفاده از ميدانهاي مغناطيسي آهنربا، ميدانهاي الكتريكي مغز را تحت تاثير قرار داد، ميتوان به كنترل احساس درد، كمك كرد و احساس درد در مغز انسان را كاهش داد.برگرفته از سایت ایرانیان انگلستان
چه سوالاتی درجلسه خواستگاری برای شناسایی بیشتر دختران و پسران ازیکدیگر باید مطرح شود؟
نکاتی وجود دارد که در طرح سوالات جلسات خواستگاری ، شناسایی دختران و پسران در رابطه هایشان یا ....، کمک می کند که فرد شناخت عقلانی ( نه احساسی) نسبت به طرفش کسب کند باید دارای شرایطی باشد که بعضی از آنها به قرار ذیل است:
1 - فکر نکنیم که سوالات باید استاندارد شده و از پیش تعیین شده و با جوابهای مشخص باشد، باید هنگام گفتگو مانند آدم آهنی خشک نباشیم و سعی کنیم سوالات را در همان جلسه نسبت به هرچیزی که مبهم هست، طرح کنیم.
2 - سوالات کلی برای شروع خوبست ولی فایده های آن اندک هستند. مثلا این سوالات:
نظر شما در مورد حجاب چیست؟
- شما چه توقعی از همسر آیند ه ات داری؟
- شما نظرت در مورد اخلاق و ایمان چیه؟
- معیارهای شما برای ازدواج چیست؟
- شما چه نقشی برای زن در خانواده ، یا چه نقشی برای مرد در خانواده قائل هستید؟
چون سوالات این چنین کلی، حتما جواب کلی دارد و جوابهای کلی چون مبهم و ناشفاف هستند ، طرفین همانطور که دوست دارند بر اساس ذهنیات خود تفسیر می کنند و این مفهوم شناخت از یکدیگر را با تحریف روبرو می سازد
3 - به جای سوالات کلی، سعی کنید مفاهیم را به زودی به طرف مصداق ها و مثالهای عینی بکشانید، و با طرح مسئله فرد را در موقعیت قرار دهید. موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آید و زوجین نسبت به آن واکنش احساس، فکری یا رفتاری نشان می دهند.
شما بهتر است به عنوان مثال به جای اینکه این سوال کلی را بپرسید که نظرتان در مورد حجاب چیست؟ می توانید سوالات جزئی زیر را بپرسید؟
آیا آقایان هم باید حجاب داشته باشند؟ اگر بلی چند تا مثال بزنید؟
آیا شما خانواده ای را دیده اید که به خاطر رعایت نکردن حجاب از طرف مرد گسسته شده است؟
آیا به نظر شما برای حجاب خانم حتما چادر ضروریست؟
آیا مانتو و مقنعه را حجاب می دانید؟
آیا روسری و لباس پوشیده مثل بلوز و شلوار حجاب هست؟
آیا خانم می تواند بین افراد نزدیک مثل پسر عمو، دوست ، پسر خاله، یا اقوام بدون روسری باشه؟
آیا تفاوتی بین پوششی که خانم با شوهرش داره و پوششی که با پسر خاله اش داره وجود داره، تفاوتش چیه؟
آیا به فرض پذیرش حجاب مورد نظر شما، کار خانم در محیط هایی که کاملا مردانه هست ، مثل یک کارخانه یا معدن یا ...، اشکالی داره؟
آیا یک آقا یا یک خانم پس از ازدواج می تواند یک ارتباط عاطفی با جنس مخالف داشته باشه ؟ سطح این ارتباط را مثال بزنید؟ حدودش چقدر است؟
آیا برای یک خانم دست دادن به یک اقوام نزدیک مثل پسر عمه را می پذیرید؟
آیا خنده ، شوخی، و سر به سر گذاشتن یک آقایی را که ازدواج کرده با خانمهای دوست و فامیل را قبول دارید، یا همین مورد را در مورد خانمها می پذیرید؟
و صدها سوال از این دست که تمرکزشان بر جزئیات هست؟ یعنی مثالهایی که در زندگی های مختلف کم و بیش ممکن است پیش بیاید.
(این به شما بستگی دارد که سوالهایی را جزئی و با مثال و متناسب با حال و احوال خود طرح کنید)
4- حال که در بند یک متوجه شدیم سوال کلی نباشه و قابل انعطاف باشه و از پاسخ سوالات قبلی در بیاید و در سوال دوم هم جزئی سازی و شفاف سازی را گفتیم نوبت به این می رسد که این سوالات جزئی و دقیق و عملیات را حول چه محورهایی تهیه کنیم.
بعضی از مهمترین محورها اینها هستند:
الف) سوالات در خصوص مسئولیت پذیری و انجام وظایف فرد
مثلا شغلش، تحصیلاتش، وظایف دوستی و خانوادگی که به گردن داشته و .....
یعنی ما نمی پرسیم آیا شما مسئولیت پذیرید یا نه ، ما سوالات دقیقی را نسبت به زندگی قبلی فرد طرح می کنیم که در صددیم که آیا فرد مسئولیت پذیر بوده است یا نه ؟
مثلا:
شما در چه تاریخی سرباز شدید، کی به سربازی رفتید؟ آیا غیبت هم داشتید؟
آیا در انجام کارها در خانواده با پدر و مادرتان مشاجراتی داشتید، آیا آنها کارهایی را به زور از شما می خواستند؟ رفتار همکارنتان با شما چگونه است؟ ( معمولا افرادی که با خانواده و همکار و ...، دیگران مشاجره دارند و ناسازگارند کسانی هستند که نسبت به انجام وظایف و مسئولیت های خود کوتاهی می کنند)
ب ) سوالاتی در مورد ثبات فکری و احساسی فرد
مثلا:
با سوالاتی متوجه شوید که آیا او شغل عوض کرده است؟ رشته تحصیلی خود را جابجا کرده؟ آیا با دوستان هر چند وقت یکبار قطع رابطه می کند؟ آیا به تناسب سنش چه چیزی اندوخته ؟ مثلا یک آقای 27 ساله چه میزان تحصیلات داره ، چه میزان سرمایه داره ، چه میزان تخصص داره و ....؟ چون این فرد حداقل 7 سال از بهترین زمان جوانی را در اختیار داشته در ازای آن چه اندوخته است؟ ( این سوال با سوالات سنتی والدینی که فقط به داشته های فرد توجه دارند متفاوت هست، مثلا ممکن است این فرد 7 سال کار کرده و سرمایه خود را خرج درمان پدر بیمارش کرده و اکنون هیچ ندارد ، ولی این فرد با ثبات هست. چون داشته هایش برای ما مهم نیست ، بلکه گذران عمرش و ثباتش در کار و زندگیش برای ما مهم هست)
- کسی که معلوم نیست جوانی خود را چه کرده ، نه تحصیلاتش مشخصه، نه سرمایه اش و نه هنر و تخصصش ، این نقطه منفی در ثبات اوست.
- همچنین سوال از رابطه های عاطفی او به طور مشخص مهم هست. آیا او دوست پسر یا دختری داشته؟ چند تا؟ تا چه اندازه در این رابطه ها پیش رفته است؟ و....،
ج ) انعطاف پذیری
این بند هم بسیار مهم هست، ما باید با طرح سوالاتی متوجه بشویم این فرد تا چه میزان خاصیت ا لاستیکی و کششی دارد و حاضر به انعطاف و تغییر در نظراتش هست.
به این سوال توجه کنید:
اگر ما آماده شده ایم به یک مسافرت راس ساعت 18 برویم، ناگهان تلفن زنگ می زند و یکی از اقوام که از شهرستان آمده اند، خواهان آدرس دقیق منزل ما هستند که به میهمانی ما بیایند، در این هنگام شما چه کار می کنید؟
نحوه پاسخگویی به این سوال مهم هست نه خود جواب.
اگر فرد بگوید به آنها می گوییم برنامه مسافرت داریم و نمی توانیم در خدمت شما باشیم.( این نشانه عدم انعطاف هست)
اگر فرد بگوید به آنها می گوییم قدمتان روی چشم بفرمائید( این هم نشانه عدم انعطاف هست)
در حالیکه فرد منعطف به راههای دیگری به غیر از بلی یا خیر نیز توجه دارد. مثلا می گوید:
باید ببینم سفر ما چقدر اهمیت داره؟ آن فامیل کیست؟ ضرورت میهمانی او چیست؟ تاثیر رفتن به این سفر روی ما چقدر هست؟ و ....، یعنی بررسی همه جوانب و جوابی شبیه این:
به او می گوییم قصد سفر داریم، اما خیلی دوست داریم در خدمت شما باشیم ، لذا تا ساعت
18 که وقت حرکت ماست می توانیم در خدمتتون باشیم. یا اینکه ما می توانیم هفته آینده این سفر را برویم لذا خوشحال می شویم در خدمتتون باشیم.
( فراموش نکنید اینها مثال هستند، شما می توانید مسائل دیگری را طرح کنید ، حتی گذشته فرد هم نشان می دهد که او در برابر مشکلاتی که در حوزه شغلی ، تحصیلی و خانوادگی داشته هست تا چه اندازه انعطاف پذیر و سازگار بوده است)
نکته مهم اینست که از نشانه های عدم انعطاف پذیری، عدم رابطه صحیح فرد با خانواده ، دوستان، همکاران و ...هست. یعنی کسی که نتوانسته است نسبت به خواسته های خود در قبال والدینش انعطاف نشان دهد، حتما در برابر همسر هم دارای انعطاف نخواهد بود.
د) تقسیم وظایف و نقش زن و مرد
شما می توانید با مثالهایی کارهایی را که در خانواده هست را مطرح کنید و از طرفتون بخواهید بگوید چه کسی این کارها را باید انجام دهد. خرید، تصمیم گیری، کارهای منزل ، نگهداری بچه ، ادامه تحصیل، تفریحات و ....
هـ) مسائل اقتصادی خانواده
این بند هم باید با سوالات ریز و جزئی همراه باشد. مثلا میزان خرجی که برای جشن عروسی در نظر دارید و نوع تالار آن را مشخص کنید؟ محل مسکونی چگونه است ، کجاست؟ مشترک هست ؟ شخصی هست؟ اجاره ای هست؟ موقعیت جغرافیایی آن ؟
درآمدهای زن و مرد چگونه در خانواده هزینه می شود؟ تصمیم گیرنده کیست؟
و) میزان استقلال یا وابستگی فرد
مثالهایی فرضی بزنید که مثلا شما دوست دارید در شهر دیگری زندگی کنید، نظر او را جویا شوید؟
سوالهای فرضی مطرح کنید که مادر و پدر شما یا مادر و پدر وی توصیه ای به شما دارند، شما باید چگونه با آنها برخورد کنید.
یا سوالهایی از این قبیل: فکر می کنید هر چند روز یکبار باید به خانواده هایمان یا اقوام خود سر بزنیم؟
یا سوالهایی از این دست که آیا پس از ازدواج مسافرت یا تفریح یکی از همسران بدون طرف دیگر به همراه دوست را می پذیرید؟ چند بار در سال یا ماه؟
ز) صفات شخصی و روانی:
افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، وسواس، سوء ظن، زودرنجی، کج خلقی، تنهایی، ترس ها، سابقه های بستری و درمان و .... جزء مهمترین مسائلی هست که باید بررسی شود،( شاید بررسی این بند یکی از ضرورتهایی هست که دختر و پسر باید به روانشناس مراجعه کنند). اما اگر خودشان قصد بررسی داشتند باید نشانه های این اختلالات را بشناسند، و با سوال و دقت در نشانه ها و علائم این اختلالات پی به مشکل ببرند.
همچنین صفاتی مثل خسیس بودن( حسابگر)، ولخرج بودن( دست و دلباز)، بی خیال (اجتماعی بودن )، منزوی و بی علاقه به تفریح، (اهل تفکر و مطالعه بودن)، پیگیر بودن( سمج)، سهل انگار نبودن( سخت گیر نبودن)و ....، جزء مسائلی هست که می تواند با مثالهای عملیاتی پرسیده شود. فراموش نکنید در سوالات باید معادل مثبت صفات را که در پرانتز قرار دادیم بپرسید، چون ممکن است فرد موضع بگیرد. مثلا شما به فرد بگوئید شما بیشتر حسابگر هستید یا دست و دلباز ؟ تا فرد هر کدام را انتخاب کرد احساس بدی نداشته باشد.
ح) مسائل اعتقادی و اخلاقی:
این سوالات را بر اساس آنچه خود هستید، باید طراحی کنید، اگر به مواردی اعتقاد ندارید، باید با طرح سوالهای متناسب و ریز بررسی کنید که فرد مقابل در این زمینه در تعارض با شما نباشد مثل مسئله حجاب که توضیح دادم.
این سوال را دقت کنید:
آیا وقتی ما در دورن و در دلمون خدا را قبول داریم و رفتار خوبی داریم ، حتما باید دقیقا نمازمان را هم سروقت بخوانیم، حالا اگر نخواندیم مشکلی پیش می آید؟
آیا آرایش خانم بیرون از منزل مشکلی ایجاد می کند؟
آیا شما هم با این موافقید که خانمها برای بیرون رفتن از منزل باید از شوهرانشان اجازه بگیرند؟
چه وقت می شود دروغ گفت؟ دروغ مصلحتی چیه؟ چند تا مثال از دروغهای مصلحتی؟
ط) دوستان
اگر بتوانید از طریق سوال یا تحقیق بر دوستان فرد احاطه پیدا کنید و مورد شناسایی قرار دهید ، مسائل زیادی در مورد همسر آینده خود متوجه خواهید شد.
سوالاتی از این قبیل چند تا دوست صمیمی دارید؟ ( تعداد زیاد آن نشانه برونگرا بودن و تعداد کم آن نشاندهنده حساسیت ، زودرنج بودن و درونگرا بودن هست)
با کدام دوستت صمیمی هستید و او چه خصوصیت جالی داره؟( پیش بینی اینکه اگر بخواهی در آینده خیلی خوب در کنار آن طاقت بیاوری باید چنین باشی)
با کدام دوستت ارتباط کمتری داری ، یا خوشت نمی آید، چه صفاتی داره؟ ( مهم از این نظر که اگر چنین هستی، در زندگی با این فرد مشکل دار خواهی شد)
ی) خانواده فرد
سوالات دقیق از خصیصه های مختلف خانواده و تعلقات آنها ، تحصیلات، فرهنگ، شغل ، و فرزندان دیگر خانواده که ازدواج کرده اند و نحوه ارتباط عروسها و دامادهای آنها با خانواده و ...، هم به شناسایی شما نسبت به این خانواده بیشتر کمک می کند.
ک) بیماریهای جسمی، معلولیت ها و .... در فرد و خانواده اشان
این مورد باید مستقیم سوال شود. خیلی ها در جلسات شناسایی دروغ نمی گویند، اما ملزم به این نیست که همه چیز را بگویند. مثلا اگر بپرسی شمابیماری مزمن یا حادی داشته ای؟ جواب صحیح می دهند، اما اگر نپرسی ضرورتی برای توضیح این موارد در خود نمی بینند.
( البته اگر سلامتی جسمی همسر آینده اتان در تصمیم گیری اتان موثر هست)
ل) برنامه تفریحات، سرگرمی و برنامه ها برای ارتباطات درون خانواده
شما باید متوجه بشوید همسر آینده شما، خانواده را فدای کار می کند، یا کار را فدای تفریحات و خوشگذارنی می کند یا ....
سوال در مورد تفریحات قبلی او نیز به شما نموداری از روش او را ارائه می دهد.
م ) و سوالات زیادی در مورد هر یک از معیارهای ازدواج که به صورت عینی و دقیق و انعطاف پذیر و شفاف طرح شود را می توان مطرح کرد. باید مفاهیم تئوری و زیر بنایی معیارهای ازدواج را خوب بشناسید تا خوب بتوانید بر اساس آن نسبت به فرد مقابل خود شناسایی حاصل کنید.
از آنجا که خیلی مسائل شناسایی در ازدواج مهم هستند، اگر بتوانید به همراه هم به مشاور خانواده مراجعه کنید، و نظر او را نیز بگیرید، کمک زیادی در تصمیم گیری به شما می شود.
برگرفته ازسایت همدردی