تبليغاتX
بینش

اشتباه نشود، كمرويی نجابت نيست‌!
گاهی بین کمرویی ونجابت وتفکیک آنها از یکدیگر اشتباهی رخ می دهد وچنین پنداشته می شود که کمرویی نشانه حیا ونجابت است در صورتی که اینها دو مقوله جدا از یکدیگرند ولازم است تفاوت آن ها شناخته شود به ویژه که این دو مفهوم بیشتر در مورد دختران وزنان به کار می رود واگر چه حیا ونجابت از ویژگیهای مثبت فرد به شمار می رونداما کمرویی را باید شناخت وجهت رفع و یا درمان آن اقدام کرد
جامعه نیاز به دختران وزنانی دارد که آنرا بسازند والگو های رفتاری کودکان خود باشند وبا صلابت واستواری ودر عین حال سلامت واعتدال در جامعه حضور یابند واز جایگاه خود دفاع کنند.
زنانیکه حقوق خودرا به خوبی بشناسند وهم زمان به تکالیف خود به خوبی عمل کنند.

 حصول چنین نتایجی نیازمند تربیت صحیح دختران از همان اوان طفولیت است، درحالی كه میزان اضطراب اجتماعی و كمرویی هم اكنون در میان دختران بیش از پسران است و شاید در فعالیت جبرانی است كه برخی اعمال نسنجیده و خارج از اعتدال از آنان سر می‌زند.
كمرویی، نوعی ترس یا اضطراب اجتماعی است كه باعث می‌شود فرد از مواجه شدن با افراد ناآشنا و ارتباطات اجتماعی گریزان باشد. ریشه اصلی كمرویی می‌تواند در ترس یا اضطراب اجتماعی نهفته باشد. اضطراب یك پاسخ طبیعی در مقابل هر نوع تهدید یا فرآیند آگاه كننده و اخطاری به فرد درباره یك خطر یا موقعیت دشوار است. زمانی كه نگرانی‌های فرد درخصوص مسائل مختلف فزونی می‌یابد، دچار اضطرابی می‌شود كه در نتیجه اعتماد به نفس او كاهش می‌یابد. قدرت نگرش واقع‌بینانه و برقراری ارتباط متقابل با دیگران به حداقل می‌رسد و گریز از ارتباطات معمول اجتماعی و دل مشغولی‌های مفرط، شخصیت را فرا می‌گیرد.

اضطراب اجتماعی وقوع نوعی ارزیابی شخصی در موقعیت‌های مختلف اجتماعی است. به عبارت دیگر، زنان و دخترانی كه دچار اضطراب اجتماعی هستند، از مواجهه با دیگران و از این‌كه مورد داوری دیگران قرار گیرند، دچار ترس یا واهمه هستند. زن یا دختر چنین احساس می‌كند كه در هر موقعیت شخص یا اشخاصی هستند كه به محض مواجه شدن با او شخصیت و اعمال و رفتارش را مورد بررسی و كنكاش قرار می‌دهند. بنابراین تا حد ممكن می‌كوشد از مواجه شدن با دیگران دوری جوید.

شدت یافتن مبارزه با بی‌بندوباری در جامعه و تقاضای جامعه بر تعادل یافتن و سلامت پوشش برای بانوان به معنای نفی مشاركت و استقلال جویی و اعتماد به نفس زنان نیست.

حیا و قدرت خویشتنداری یكی از صفات انسان‌های متعالی است كه ارادی و ارزشمند است؛ در حالی كه كمرویی پدیده‌ای غیرعادی، ناخوشایند و نشانگر معلولیت اجتماعی است كه برای هر دو جنس پسر و دختر امری نامطلوب و نابهنجار است. خانواده و جامعه باید تفاوت حیا و كمرویی را بداند و بشناسد. حیا صرف ظاهر نشدن در جمع و اجتماع نیست. جامعه ما نیاز به حضور فعال و استفاده از استعدادها و توانمندی‌های زنان و دختران در عرصه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دارد. در چنین جامعه‌ای كمرویی، جایی نخواهد داشت. اما این بسیار مهم است كه مرز ظریف وقاحت و بی‌پروایی با جسارت و اعتماد به‌نفس تشخیص داده شود حجب و حیا جایگاه و منزلت ویژه و ارزشمندی دارد و جامعه برای آن ارزش فراوانی قایل است.

زن یا دختری كه قادر به برقراری ارتباط با دیگران نیست، احساس می‌كند كه از دوستان و نزدیكان خود جداست. چنین فردی نمی‌تواند احساسات خوشایند یا ناخوشایند، امیدها و آرزوهایش را با نزدیكانش در میان بگذارد و پاسخهایشان را دریافت كند. احساس تنهایی، همانند كمرویی یك معلولیت اجتماعی به شمار می‌رود. هر كسی در یك شرایط یا موقعیت ویژه ممكن است احساس كند تنهاست. فردی كه مدام این احساس را داشته باشد، بتدریج از ارتباطات بین فردی او كاسته شده و ویژگی‌های افراد كمرو را می‌یابد. اگر این احساس تنهایی بنا به دلایلی همچون ناكامی‌های مكرر، رفتارهای تبعیض‌آمیز و بی‌عدالتی، سرخوردگی و قطع امید از پیوندهای عاطفی عزیزان، تقویت و مداومت پیدا كند فرد عمیقا احساس تنهایی خواهد كرد و نه تنها همچون افراد كمرو دچار ناتوانی و معلولیت اجتماعی خواهد شد بلكه احساس تنهایی، زمینه افسردگی را در او به وجود می‌آورد. این احساس تنهایی در برخی موارد حتی می‌تواند به رفتارهایی چون فرار از خانه، اعتیاد و خودكشی بینجامد. در حقیقت درصد قابل توجهی از دختران و پسرانی كه خودكشی و یا اقدام به خودكشی كرده‌اند تجارب فراوانی از احساس تنهایی و رهاشدگی از طرف نزدیكان و دوستان صمیمی‌خود داشته‌اند. در هر جامعه‌ای تعداد قابل ملاحظه‌ای از افراد با این مساله مواجه می‌باشند. به این ترتیب استعداد، خلاقیت‌ها و هنرهای این افراد در پشت سدكمرویی نگه داشته شده و از آنها استفاده نمی‌شود.
برگرفته از سایت سیمرغ
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت 19:23 | لینک ثابت |

سی پیشنهاد برای موفقيت:

1 ) خصوصيات افراد دنباله رورا بشناسيد .

2)خود را از دنباله روي آزاد كنيد.

3)موقعيت زندگي خود را ارزيابي كنيد .

4)نگذاريد ديگران شمارا اسير خواسته هاي خود كنند .

5)با افراد ممتاز معاشرت كنيد.

6)مواظب شغل خود باشيد .

7)خودتان ،خود را قرباني نكنيد .

8)قوي باشيد .

9)باترس مقابله كنيد .

10)هيچ كس را بالاتر از خودقرار ندهيد .

11)احترم ديگران را براي خود جلب كنيد .

12 ) از گذشته درس بگيريد .

13) نگذاريد افرادي شمارا به خاطر گذشته تان به بازي بگيرند .

14)به آينده اميدوار باشيد .

15 )همرنگ جماعت نشويد بپذيريد كه تنها هستيد .

16)موفقيتهايتان را به رخ ديگران نكشيد .

17)سفره دل خود را براي همه باز نكنيد .

18)به گفتار واعمال خود بينديشيد .

19)انتظار نداشته باشيد ديگران شما را درك كنند .

20) ديگران را همانطور كه هستند بپذيريد .

21) توقع خود را از ديگران محدود كنيد .

22) از افراد منفي باف فاصله بگيريد .

23) از گزافه گويي بپرهيزيد .

24)ديگران را مقصر ندانيد .

25 ) رفتار درست را به ديگران بياموزيد .

26) در هر موقعيتي خود را زنده وخلاق نگه داريد .

27) قدر وارزش خود رابدانيد .

28) سازنده وثمر بخش بايد .

29)به آرامش دروني وشادماني دست يابيد .

30) بدانيد براي آنكه شاهد موفقيت باشيد هيچ گاه دير نيست

منبع :کتاب راز شاد زیستن
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در چهارشنبه نهم مرداد 1387 ساعت 8:27 | لینک ثابت |


نرم افزار روان من و تو:
 
برای بهره بری از کامپیوتر نیاز به نرم افزارهای سازگار با آن داریم. میزان بهره برداری ما از رایانه به مهارت ما نسبت به این نرم افزارها و تعداد آنها دارد.
اگرچه در کشور ما ایران مرسوم است که افراد هزینه های زیادی برای سخت افزارها می پردازند، اما بهره برداری از رایانه به لحاظ نا آشنایی افراد با نرم افزارها بسیار کم است.
این مسئله در مورد شخص خودمان نیز صادق است. اگر مسائل فیزیولوژی ، جسمانی و پزشکی را به سخت افزار تشبیه کنیم و تفکر، احساس ، رفتار و روان آدمی را به نرم افزارهای انسانی مانند کنیم، متوجه می شویم که در مورد خودمان نیز در امر سخت افزار دست و دل باز می شویم. اما نسبت به نرم افزار وجودمان ( روان خود ) بسیار کم اهمیت بوده و خسیس هستیم.
اغلب ما برای یک سرماخوردگی ساده ساعتها وقت، و هزارها تومان هزینه کرده و نگرانی شدیدی نسبت به جسم خود بروز می دهیم. لیکن وقتی به مسائل روانی می رسیم ، نه به آن فکر می کنیم ، نه به متخصص احساس نیاز می کنیم، نه هزینه می کنیم، نه بررسی می کنیم ، نه مطالعه می کنیم، نه اینکه در تغییر وضعیت کوششی می کنیم.
در ذیل به مثالهایی در مورد نرم افزارهای روان آدمی توجه کنیم:
-    چگونه حالات زن باردار بر جنین اش اثر می گذارد؟ چه تاثیراتی را جنین از محیط می گیرد؟!
-    چگونه با نوزاد باید رفتار شود ، چگونه به گرسنگی، بیماری و گریه نوزاد عکس العمل نشان دهیم تا کودک وابسته و ناایمن نشود؟!
-    چگونه نونهالان اجتماعی می شوند؟!
-    چگونه رفتار مطلوب و نامطلوب در کودکان شکل می گیرد؟!
-    چگونه استعدادهای کودکان کشف شده و به فعلیت می رسد؟!
-     سرنخهای نابهنجاری در رفتار کودکان چه هستند؟!
-     چه چیزی موجب وابستگی کودکان شده و چگونه تشدید می شوند؟!
-    چگونه عادتهای مطالعه، شیوه تفکر و حل مسئله ، خلاقیت و ابتکار در فرزندانمان شکل می گیرد؟!
-     مهارتهای همدلی، مهارتهای هم حسی، مهارتهای ارتباطی و مهارتهای اجتماعی به چه  ترتیب در ذهن کودکان ما نهادینه می شود؟!
-    اضطراب، افسردگی، عدم اعتماد به نفس، خودخوری و زودرنجی ، لجبازی و وسواس چگونه در کودکان شروع می شود، و چگونه استمرار یافته یا تشدید می گردد؟!
 
-    در دوران نوجوانی و بلوغ ، نوجوانان چگونه با بحران هویت مواجه می شوند؟!
-   احساس مسئولیت ، انتخاب و کنترل هیجانات و احساسات در نوجوانان چگونه آموزش داده می شود؟!
-    در شکل گیری شخصیت ، شکل دادن به رشته تحصیلی و شغلی و ابراز علاقه های عاطفی، چه کسی به جوانان یاری می رسانند؟! 
 
-  به هنگام ازدواج از کجا شروع کنیم؟ چگونه به جنس مخالف اعتماد کنیم؟ در باره ظرافتهای حاکم در مورد ارتباط دختر و پسر چه می دانیم؟!
-    راههای شناخت همسر چیست؟ چه معیارهایی مهم هستند؟ این معیارها چگونه ارزیابی می شوند؟ چه مسائلی مانع و آفت ارتباط می شوند؟ تاثیر سن و اختلاف سنی در ازدواج چگونه است؟ تفاهم و تشابه اعتقادی ، سیاسی، اخلاقی، اجتماعی، فکری و روانی تا چه میزان در ازدواج اهمیت دارد و موثر است؟ 
 
-   چگونه از روز مرگی زندگی جلوگیری کنیم؟ و چگونه عشق را در زندگی هر روز تازه تر و افزاینده تر نمائیم؟
-     رابطه با همکاران، فامیل ، دوستان و ... ، را چگونه تنظیم کنیم؟
-     شکست عاطفی خود را در عشق چگونه توجیه کنیم و چگونه آنرا تسکین دهیم.
-    خیانت همسران چه نقشی در زندگی خانواده دارد، چگونه آنرا تشخیص دهیم و درمان کنیم؟
-   چگونه وابستگی شوهر به خانواده اش و وابستگی زن به خانواده اش روی زندگی خانوادگی آنها تاثیر می گذارد؟ چگونه بایدآنها را کنترل و درمان کرد؟
-     دخالت های مادر شوهر ، مادر زن ، پدر شوهر و پدر زن را چگونه کنترل کنیم؟
        
-    با مشکلات مزمن و حاد غیر قابل تغییر مثل عقب ماندگی ذهنی کودکان، بیماری لاعلاج عزیزانمان مثل سرطان و ... چگونه سازگاری کنیم وکنار بیاییم؟
-   رابطه پرخاشگرانه والدین با کودکان، نقش اعتیاد پدر در زندگی و نحوه ارتباط والدین با مربیان مهدکودک و مدرسه فرزندانشان چه تاثیری بر سرنوشت فرزندان دارد؟
-    اختلالات روانی مثل اختلالات جنسی، اختلال وسواس اجباری، اختلال شخصیت ، اختلالات خلقی و ... .راچگونه درمان کنیم؟ 
 
-   چگونه با سالمندان ، پدر بزرگ ، مادر بزرگ تعامل داشته باشیم ، با رفتارهای آنها چگونه کنار بیاییم و چگونه خواستهای آنها را برآورده سازیم؟
-     داغ عزیزانمان را چگونه تحمل کنیم؟ با مرگهای ناگهانی چگونه کنار بیاییم.
 
و هزاران هزار مسئله از این دست ، مربوط به نرم افزار روان آدمی می شود.
واقعا ما چقدر در زمینه این نرم افزارهای انسانی تخصص و دانش داریم و تا چه اندازه از نظرات مشاوران ، روانشناسان ، روانپزشکان و کارشناسان استفاده می کنیم.
وقتی در حوزه های مختلف زندگی با مسائلی شبیه به مشکلات عنوان شده در بالا مواجه می شویم چگونه منطقی فکر می کنیم و چگونه به احساسات و عاطفه خود بهاء می دهیم. آیا به اندازه ای که برای چکه کردن شیر آب به متخصص فکر می کنیم در مورد اساسی ترین مسائل انسانی، نیاز به تدبیر و بررسی و مشاوره را بررسی کرده ایم؟
هم اکنون چند دقیقه روی مطالب بالا تعمق فرمائید ببینید شما چقدر به سخت افزار وجودتان اهمیت می دهید و چقدر به نرم افزارهای روان خود می اندیشید و هزینه می کنید؟
فراموش نکنیم ، کیفیت زندگی ما در تعامل مستقیم جسم و روان ما شکل می گیرد و بی توجهی به هر یک مستقیما روی دیگری تاثیر منفی می گذارد. بیماری های روان تنی و دردهای عصبی نمونه ای از تاثیر روان روی جسم ماست. و ناراحتی های روانی ناشی از بیماریهای لاعلاج و جسمی نیز نمونه برجسته ای از تاثیر جسم روی روان است.
بیاییم تصمیم بگیریم ، سیستم منحصر به فرد وجودمان که از جسم و روان تشکیل شده است را قدر بدانیم و روان را فدای جسم ، و جسم را فدای روان نسازیم. و در دوره محدود زندگی خود با ایجاد تعادل در همه ابعاد وجود عزیزمان ، نهایت بهره برداری را ا زاین نعمت عظیم داشته باشیم. به خاطر داشته باشیم که ما همان انسانی هستیم که خداوند حکیم متعال به هنگام خلق کردن ما ، تابلو  تبارک الله احسن الخالقین را به هستی نشان می دهد.
برگرفته از سایت همدردی
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 7:39 | لینک ثابت |



تکنولوژی ، رفاه و آرامش انسان

 پیشرفت های علمی ، تکنولوژی و صنعت در چند قرن اخیر با سرعتی فزاینده ، باعث رفاه بیشتر انسان شده است.

ما در گرمای تابستان ، سرمای زمستان را به منزل می آوریم، در سرمای زمستان نیز گرمای تابستان.

بادر دست گرفتن کنترل تلویزیون ، می توانیم گوشه و کنار دنیا را بطور زنده به تماشا بنشینم.

ماشین، قطار، هواپیما و ... ،مفهوم فاصله را برای ما عوض کرده است.

جارو برقی، ماکروویو، لباسشویی ، ظرفشویی ، یخچال ، اجاق گاز ، کامپیوتر و اینترنت و هزاران وسایل برقی و الکترونیکی تمام اتوماتیک ، منجر شده است که هم کارها آسانتر گردند و هم در وقت صرفه جویی شود.

ولی با وجود تمام این رفاه و  امکانات ، چرا روز به روز  احساس آرامش و خوشبختی در ما کمتر می شود؟!

لطفاً خواندن این مطلب را همن جا متوقف کنید و با تمام هوش و اطلاعات خود به این سئوال پاسخ گوئید!

چرا هنوز وقتی می خواهیم به آرامش برسیم ، به کوه و دشت و دریا می زنیم و به روستا و طبیعت بکری می رویم که کمتر اینگونه رفاه ها در آنجا موجود است؟!

آیا واقعاً تکنولوژی ، صنعت و رفاه ، موجب از بین رفتن آرامش انسان می شوند؟!

آیا رفاه ، همان آرامش است؟

آیا با رفاه به آرامش می رسیم؟

آیا رفاه زمینه ساز آرامش است؟

آیا رفاه با آرامش در تعارض است؟

آیا اصولاً آرامش انسان با رفاه رابطه دارد؟

بدون پاسخگویی به سئوالات بالا قادر نیستیم ، آرامش را در آغوش بکشیم.

رفاه یک شرایط بیرون از ماست و اسباب و وسایل و امکاناتی است که در پاسخ به نیازهای بیشتر فیزیکی ما، کاربرد دارد.

لیکن آرامش یک دید و حس در درون ماست و برداشت ما از موقعیتی هست که داریم.

در حالیکه رفاه بیشر به جنبه سخت افزاری نظر دارد و به تکنولوژی و امکانات بیرونی وابسته است؛ آرامش جنبه نرم افزاری دارد و با اهداف ، طرز تفکر و احساس درونی فرد مرتبط است.

رفاه بیشتر با کیفیت مسیر زندگی مرتبط است در حالیکه آرامش وابسته به هدف و معنای زندگی است. شما اگر یک اتومبیل آخرین مدل داشته باشید ممکن است سفر راحتی انجام دهید ، ولی هدف سفر شما ممکن است یک جشن عروسی یا یک مراسم عزا باشد. و این هدف و مقصد است که روی حالات ، روحیه و آرامش شما تاثیر می گذارد، نه مدل ماشین شما( بخوانید رفاه).

اکنون به رابطه رفاه و آرامش بر می گردیم؛ با این وصف، امکانات، وسایل و رفاه ، مسیر زندگی را سهل و آسان می کنند ، ولی برای کسب آرامش باید روی معنا و هدف زندگی تامل کرد.

اگر وقت این افکار فلسفی را نداشته باشیم یا لزومی نبینم که هدف و معنای زندگی خود را جستجو کنیم؛ پس نمی توانیم آرامش را به آغوش بکشیم . ( در واقع نمی خواهیم که آرامش را تجربه کنیم)، چون بی هدف شده و سرگردان مسائل روزمره می گردیم.

تا وقتی که تمام انرژی خود را در مسیر و در امکانات و رفاه متمرکز کنیم ، سهم کمتری به آرامش می رسد. همواره لازم است ، بخشی از افکار ، انرژی و توان خود را صرف جهت یابی هدف و معنای زندگی خود بکنیم.

روانشناسی و مشاوره می تواند در این بعد اخیر به مراجعان کمک کند. یعنی کمک کند مراجعان اهداف و معنای زندگی خود را بیابند و به آنها کمک نماید تا موانع و مشکلات احتمالی مسیر را رفع نمایند.

مشاور و روان شناس برای مراجعان، هدف و معنای زندگی را تعیین نمی کنند ، بلکه به آنها کمک می کنند تا خود نسبت به معنای زندگی خود آگاهی و بینش بیابند و این فهم معنای زندگی ( صرفنظر از میزان رفاه مراجعان) ، به آرامش آنها کمک خواهد کرد.

رابطه رفاه و آرامش در  زندگی شما چگونه است؟!

 برگرفته از سایت همدردی

نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 7:12 | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar