تبليغاتX
بینش

 شوهرانی که عشق را در زندگی می کشند:
 
1 – شوهرهایی که تعصب بی جا را با غیرت اشتباه گرفته اند:
خانمش را چون یکی شی می پندارد. به نام دوستی و عشق، او را  با توهمات خود زندانی کرده و قوانین ممنوعیت را برای همسر خود وضع می کند. مثلا: جواب دادن به تلفن ممنوع؛ رفتن به خانه پدر و مادر ممنوع؛ سرزدن به دوستان ممنوع؛ درس خواندن و دانشگاه رفتن ممنوع؛ داشتن شغل ممنوع؛ اردو و مسافرت ممنوع؛ استفاده از رایانه و اینترنت ممنوع؛ خندیدن با صدای بلند در محيط خانواده و محارم ممنوع؛ تعریف و توضیح در مورد آقایان ممنوع؛ رفتن کنار پنجره ممنوع؛ نامه نوشتن ممنوع؛ بیرون رفتن از منزل ممنوع .
 
2 – شوهرهای سلطه جو، زورگو و کنترل کننده:
 چنین شوهرانی حق انتخاب را به کلی از همسرشان می گیرند و این حق انتخاب را فقط برای خود به رسمیت می شناسند. از تصمیم های مهم و کلی تا جزئی ترین مسائل باید زیر نظر آنها و به فرمان آنها باشد. به عنوان مثال بعضی از اعمال و مستبدانه این آقایان عبارتست از: تصمیم در انتخاب محل زندگی به تنهایی؛ تصمیم گیری در مورد فرزند داشتن؛ تصمیم در مورد رفت و آمد و میهمانی رفتن، تصمیم در ارتباط یا  قطع رابطه با بعضی از فامیل یا دوستان از روی دل خودشون؛ تصمیم گیری در مورد شغل خانم، تصمیم گیری در مورد رشته تحصیلی و محل تحصیل همسرشان بدون توجه به نظر او؛ انتخاب رنگ پرده ؛ انتخاب نوع مبل؛ انتخاب رنگ و نوع فرش؛ انتخاب ظروف و لوازم منزل، در اختیار گرفتن و  به نام زدن سند شش دانگ ریموت تلویزیون و ویدئو، انتخاب و تماشای برنامه های دلپسند خود از تلویزیون بدون توجه به خانواده و همسرشان؛ انتخاب نوع و رنگ لباس داخل منزل خانمشان؛ دستور به خانمشان در مورد چگونه فکر کردن، چگونه حرف زدن، چگونه احساس کردن و چگونه رفتار کردن. ( خانواده سخت گیر در تربیت)
 
3 – شوهران بی مسئولیت:
این شوهران فراموش کرده اند که مراحل نوزادی، نوباوگی، کودکی و نوجوانی را پشت سر گذاشته و فرد بالغی شده اند و ازدواج کرده اند. خانواده تشکیل داده اند و صاحب فرزند شده اند. لذا در تصمیم گیری ، اجرا، و پاسخگویی نسبت به وظایف و مسئولیت های منزل خود را عقب کشیده اند و چون حبابی خود را رها کرده اند. هنوز در پی لذت طلبی انفرادی خود هستند. اینها برنامه ها و دل مشغولی های خود را بدون توجه به خانواده و همسرشان دنبال می کنند. بدون توجه به به مسئولیت هایی که باید بپذیرند و نیازهایی که خانواده به آنها دارد، به دنبال پارتی ها، تفریحات، مسافرتها، کوهنوردی، فوتبال، استراحت، خواب، تلویزیون و فیلم و سینما، موسیقی و دوستان و کارهای انفرادی مربوط به خود هستند. آنها همیشه چون میهمانی بر سر سفره آمده منزلشان اگر وقت کنند حضور می یابند و رنجهایشان را به خانواده می ریزند و لذتهایشان را بیرون از خانواده تقسیم می کنند. این افراد گاهی تصور می کنند با دادن پول زیاد به خانواده می توانند، آنها را رها کنند. با یک پلی استشن ، با یک رایانه و اینترنت و ...، سعی می کنند همسر و فرزندان خود را به خودشان وابگذارند. و نسبت به مسئولیت در قبال همسر و تربیت فرزندان شانه خالی می کنند. (خانواده سهل گیر در تربیت)
 
4 – شوهران بی احساس و سخت کوش:
برای این شوهران زندگی یعنی کار، کار یعنی زندگی و اینها همه یعنی پول. این شوهران خلاء وجودی خود را فقط با پول و کار پر می کنند. به بهانه های مختلف مثل داشتن اقساط، تعویض منزل یا خودرو، فراهم آوردن رفاه ، تامین آینده زندگی، مسئولیت کاری ، و ...، اکثر اوقات خود را از صبح تا آخر شب و حتی تعطیلات، به دنبال کار و اضافه کاری و تجارت و مدیریت و ... هستند. گاهی بهانه های انسان دوستانه و خدمت به خلق را پیش می کشند و گاهی تعهدات کاری را دستاویز قرار می دهند. اینها از منزل ، همسر و فرزندان خود، ابتدا به صورت فیزیکی دور می شوند و کم کم از نظر احساسی و عاطفی و ذهنی فاصله می گیرند. این آقایان به همه مردم خدمت می رسانند و با آنها هستند به غیر از همسر و خانواده.
مردان دیگری را نیز می توان در این طبقه قرار داد. آنهایی که شاید این همه مشغله نداشته یا از محیط خانواده دور نیستند، ولی از نظر عاطفی ، احساسی و ذهنی فاصله زیادی از جو خانواده پیدا کرده اند. آنها هم احساسی ، همدلی ، همدردی با همسر را نیاموخته اند. حرف زدن برای آنها سخت تر از بلند کردن خودرو  توسط قویترین مردان است. برای پاسخ یک کلمه ای به یک سئوال ، خانمشان باید کلی به  آنها التماس کند، وقتی آنها یک جمله 3 کلمه ای به زبان می آورند، همسر آنها، به شدت ذوق زده شده و  آن روز را همه سال جشن می گیرند و سالگرد زبان گشایی آقا را غنیمت می شمارند.
اگر خانمشان با آنها صحت کند، در حال دیدن تلویزیون هستند، یا در حال تعمیر وسایل منزل می باشند، و حتی زحمت تغییر جهت نگاهشان را به طرف خانمشان ، نمی کشند. گوش شنیدن ندارند، و این کار هم برای آنها مثل شکافتن اتم و آزاد سازی انرژی هسته ای هست. ولی متاسفانه این انرژی آزاد کردن را حق خود نمی دانند تا این اتم را بشکافند و گوش شنوا برای حرفها و احساسات خانمشان داشته باشند.
این مردان مهارت های گوش دادن، مهارتهای ارتباطی، مهارتهای هم حسی یاد نگرفته اند یا تمرین نکرده اند و یا انگیزه ای برای انجامش ندارند.
برای این آقایان، سخن محبت آمیز و عاشقانه، نوازش محبوبانه و نگاه دلبرانه به خانمشان، افسانه ای خیالی و بی فایده است. همسر این آقایان با حسرت به زوجهایی که در پارکی نشسته اند و در گوش هم نجوا می کنند می نگرند.
یک تلفن از محل کار به خانم، یک دسته گل، یک نامه عاشقانه ، یک نوازش ، و یک همدلی و هم حسی به گاه نگرانی و بیماری؛  از آرزوهای هرگز برآورده نشده ، خانم این دسته از آقایان است.
 
5 – شوهران وابسته و غیر مستقل:
این آقایان به علت اینکه از بچگی تحت چتر حمایتی شدید پدر و مادر خود قرار داشته اند و همیشه والدینشان برای آنها تصمیم گرفته اند، وابسته ، ترسو و دمدمی مزاج و بچه صفت تربیت شده اند. آنها همین طور که بزرگ شده اند به جای اینکه روز به روز مستقل تر شوند، روز به روز وابسته تر شده اند. هنگام ازدواج نیز نمی خواهند در این وضعیت تغییری ایجاد کنند. هنوز هم دستورات و تصمیم گیری های مهم زندگی زناشویی را از والدین خود اخذ می کنند. معمولا پدر و مادر این آقایان سخت گیر و مقرراتی هستند و شاید کمک مالی زیادی هم به زندگی اینها کرده باشند. مرزهای خانواده توسط این شوهران گسسته شده و مسائل محرمانه و خصوصی خانواده به راحتی به بیرون از خانواده منتقل می شود و افراد دیگر هم به خود اجازه می دهند در مسائل خانوادگی اینگونه شوهران دخالت کنند.
 
6 – شوهران کمالگرا و خسیس:
این آقایان شخصیت وسواسی دارند. معیارهای نانوشته ای در ذهن خود ترسیم می کنند و آن را وحی منزل و تخلف ناپذیر تصور می کنند. به جزئیات زندگی زیاد کار دارند و گیر می دهند. برای هر چیز کوچکی در خانواده نظر می دهند. همیشه ترس از آینده دارند، اعتماد به نفس پائین ، و ایده آلی خواهی از مشخصات دیگر اینهاست. با خسیس بودن و پس انداز افراطی سعی در آرامش خاطر خود دارند. همواره امروز را فدای فردا می کنند. و فردای آنها که باعث نگرانیشان بود، هرگز نمی آید. حسرت تفریح ، مسافرت ، لباس نو، میهمانی را به سادگی و با بهانه های مختلف، بر دل زن و بچه خود می گذارند. توقع زیادی از همسرشان دارند ، انتظار بی عیب و نقص بودن خانم خود را داشته و نقاط مثبت همسرشان را نمی بینند.بر گرفته از وبلاگ همدردی
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 9:55 | لینک ثابت |

مکانیزم های دفاعی  :

فروید تصور می کرد که انسان هميشه در تعارض قرار دارد و اگر فشار اين تعارضات بيش از حدشود باعث بوجود آمدن اضطراب می شود ؛ که اين اضطراب ممکن است از طرف غرايز باشد يا از طرف وجدان فرد يا از طرف محيط که من بايد برای دفاع از خودش و مبارزه با اضطرابها دست به يکسری دفاعها بزند که فرويد آنها را مکانيزمهای دفاعی ناميد. چون اضطرابها تقريبآ هميشه وجود دارند،پس انسان تا اندازه ای هميشه از اين مکانيزمها استفاده می کند.برای توضیح بیشتر به برخی از اين مکانيزمها اشاره می شود:

سرکوبی : انکار ناهشيار وجود چيزی است که موجب اضطراب می شود. سرکوبی (واپس رانی) ، انتقال چيزی از آگاهی هشيار است. نوعی فراموشی ناهشيار وجود چيزی است که موجب رنج يا ناراحتی ما مي شود و اساسی ترين و رايج ترين مکانيزم دفاعی است. سرکوبی می تواند بر خاطرات،ادراک و حتی کارکرد فيزيولوژيکی بدن را تحت تأثير قرار دهد.مثلآ: يک مرد می تواند سايق جنسی را چنان با قدرت سرکوب کند که عنين شود.

 انکار : به سرکوبی مربوط است و شامل انکار وجود برخی از تهديدهای بيرونی يا رويدادهای آسيب زاست که اتفاق افتاده است . مثلآ : والدينی که کودکشان مرده است ، ممکن است بوسيله بدون تغيير نگهداشتن اتاقش، فقدان او را انکار کنند.

 واکنش وارونه:نشان دادن تکانه و رفتاری که با تکانه ای که واقعآ شخص را تحريک می کند، مخالف است.شخصی که قويآ توسط تکانه های جنسی تحريک می شود، ممکن است آنرا سرکوب کرده و با رفتاری که از نظر اجتماعی پذيرفتنی است، عوض کند. مثلآ: فردی که توسط تمايلات جنسی تهديد شده، امکان دارد آنرا وارونه کند و تبديل به مبارزی عليه هرزه نگاری شود. شخص ديگری ممکن است پرخاشگری خود را بصورت نگرانی بيش از حد برای رفاه ديگران و يا صميميت نشان دهد.

فرافکنی: نسبت دادن تکانه های ناراحت کننده به فرد ديگر . تکانه های شهوانی ، پرخاشگری و غير قابل قبول ديگر، به صورتی ديده می شود که ديگران از آنها برخوردارند و نه خود شخص. در واقع شخص می گويد: " من از او متنفر نيستم ،او از من متنفر است."

 واپس روی: برگشتن به دوران پيشين زندگی که لذت بخش تر و بدون ناکامی بوده است و نشان دادن رفتارهای بچه گانه ی وابسته ای که ويژگی آن دوران امن تر است.

دليل تراشی: تعبير مجدد رفتار برای اينکه منطقی تر، پذيرفتنی تر و کمتر تهديد کننده باشد. مثلآ: فرد دوست داشتنی که پيشنهاد شما را رد می کند،اکنون به نظر می رسد که معايب زيادی دارد.

 جا به جايی:جا به جايی تکانه از موضوعی تهديد کننده يا غير قابل دسترس به موضوعی جانشين که در دسترس است. مثلآ : شخصی ناراحتی خود از رئيسش را به کارمند زير دستش جا به جا کند و سر او داد بزند.

والايش: تغيير دادن يا جابجایی تکانه ها بوسيله ی منحرف کردن انرژی غريزی به رفتارهايی که از نظر اجتماعی قابل قبولند. مثلآ : انرژی جنسی می تواند به رفتارهايی که از نظر هنری خلاق هستند، منحرف شود يا والايش يابد. نتیجه گیری:در آخر ذکر این نکته لازم است که دفاعها تقريبآ‌ هميشه ناهشيار هستند، باعث ارضای کامل غريزه نمی شوند بلکه آنرا منحرف يا انکار می کنند و اينکه برای بهداشت روانی ما ضروری هستند.بر گرفته از وبلاگ سلامت

 

نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 8:45 | لینک ثابت |

 

 نحوه برقراری ارتباط والدین با نوجوان در سن بلوغ:

کاملاً روشن است که وقتی کودک شما به سنین نوجوانی می رسد، استقلال بیشتری طلب می کند. در این زمان برقراری ارتباط با او دیگر مانند گذشته کار ساده ای نخواهد بود؛ باید توجه داشته باشید که در این برهه از زمان ارتباط برقرار کردن با او از هر زمان دیگری مهم تر است.

شاید تصور کنید که او همچنان باید پایبند خانه باشد، اما او در حال حاضر مشغول انجام فعالیت های جدید در مدرسه است. برای خود سرگرمی های جدیدی درست می کند، و تمایل شدیدی به پیوستن به فعالیت های اجتماعی بزرگ از خود نشان می دهد. در این حالت وظیفه شما حمایت و پشتیبانی از اوست. در این میان محبت ورزیدن از اهمیت ویژه ای برخودار می باشد.

اگر موفق شوید یک چنین ارتباطی را با او برقرار کنید، یک حس اطمینان را در وجود او ایجاد می کنید و فرزند شما این اطمینان را پیدا می کند که می تواند پستی ها و بلندی های زندگی را در کنار شما و با وجود پشتیبانی و حمایت شما طی کند.

انتظارات صحیح

شاید در ابتدای دوره ی بلوغ، نوجوان حس خوبی نسبت به توصیه های شما نداشته باشد و احساس کند که نیازی به نصیحت هایتان ندارد. این احتمال وجود دارد که حتی گاهی اوقات زمانیکه مسئله ی مهمی را به او گوشزد می کنید، خوشش نیامده و ناراحت شود. در صورت بروز یک چنین شرایطی، کودک بیش از پیش به همکلاسی هایش اعتماد می کند و از شما تقاضای فضا و حریم خصوصی بیشتری می کند. به عنوان مثال ممکن است این تمایل را پیدا کند که در اتاقش بیش از هر زمان دیگری بسته باقی بماند.

شاید قبول یک چنین تغییراتی برای شما کار آسانی نباشد و نتوانید همه ی این دگرگونی های رفتاری را سریعاً هضم کنید، اما نگران نباشید انجام همه ی این کار ها صرفاً نشانه ای از افزایش حس استقلال طلبی در فرزند شما است و کاملاً طبیعی است. شما هم باید بندها را کمی آزادتر کنید و به او فضای بیشتری برای رشد بدهید. البته حتماً لازم نیست که به آنها اجازه دهید که به طور کامل از قید و بند محدودیت ها آزاد شوند و یکمرتبه خود را رها شده تصور کنند. شما هنوز هم نقش تاثیر گذاری در تعیین مسیر زندگی آنها دارید. فقط باید این مطلب را همواره در ذهن داشته باشید که نوجوان نابالغ شما بیشتر از روی کارهایی که انجام میدهید الگو برداری می کند تا از روی آموزش های مستقیمی که به او می دهید. بنابراین هر زمان که تصمیم به موعظه ی او می گیرید، سعی کنید کارهایی که مد نظرتان هستند را به عینه در مقابل او انجام دهید و سخنرانی را به زمان دیگری موکول نمایید.

برای او الگو باشید و زمانیکه انتظار دارید او کاری را انجام دهد، ابتدا خودتان آن کار را انجام دهید. در حین گفتگو با او اصل احترام متقابل را رعایت کنید، با او مهربان باشید، آداب غذایی سالم را برایش روشن کنید، و کارهای روزمره خانه را بدون گله و شکایت انجام دهید تا او هم یاد بگیرد که باید یک چنین برخوردی از خود نشان دهد. اگر برای او یک الگوی زنده و سالم باشید، دختر یا پسر نونهال از شما تبعیت کرده و مطابق خواسته هایتان عمل خواهند کرد.

برخورد صحیح

انجام برخی از کارهای کوچک و ساده می توانند ارتباط عمیقی میان شما و فرزندتان ایجاد نمایند. در برنامه های روزانه خود زمان کوتاهی را به انجام برخی کارهای خاص اختصاص دهید. کارهایی را انتخاب کنید که می توانید به کمک نوجوانتان انجام دهید و به آنها نشان دهید که برایشان اهمیت قائل هستید.

در این قسمت به چند نکته ی کاربردی در همین زمینه اشاره می کنیم:

  • غذای خانوادگی: شاید غذا درست کردن کار آسانی نباشد، به ویژه پس از گذراندن یک روز بلند کاری. ولی صرف یک شام خانوادگی که در آن تک تک اعضای خانواده دور هم جمع شوند، ارزش زیادی دارد. بنابراین مانند تمام کارهای دیگری که در طول روز برای آنها برنامه ریزی می کنید، انجام این کار را نیز در اولویت قرار داده و ترتیب یک غذای خوشمزه را بدهید، حتی اگر امکان غذا درست کردن را هم ندارید و از بیرون غذای آماده تهیه می کنید، حداقل همه دور هم بنشینید و آن را میل کنید. در حین صرف غذا، تلویزیون را خاموش کنید و سعی کنید تلفن ها را جواب ندهید. اگر انجام روزانه ی این کار امکان پذیر نیست، سعی کنید در طول هفته یکی دو مرتبه کل افراد خانواده را در کنار هم جمع کنید. می بایست انجام این کار را جالب و جذاب جلوه دهید و همه ی افراد را در آماده سازی و تمیز کردن شریک کنید. انجام کارهای مشترک می تواند نزدیکی و اتصال بیشتری میان افراد خانواده ایجاد کند و برقراری ارتباط را تسهیل نماید. در این حال همه افراد نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت پیدا می کنند و خود را در یک کار تیمی شریک احساس می کنند.

  • وقت خواب و شب بخیر: شاید دیگر لازم نباشد که فرزندتان را تا رختخواب بدرقه کنید. البته فراموش نکنید که خواب کافی در این زمان از اهمیت بالایی برخوردار است و به عنوان تضمین کننده ی رشد مناسب و سلامت جسمی نوجوان به شمار می رود. می توانید پیش از خاموش کردن چراغ ها در کنار هم بنشینید، کتاب بخوانید، اتفاقات مهمی که در طول روز برایتان رخ داده است را برای هم تعریف کنید، و در مورد برنامه هایی که برای فردا در ذهن دارید صحبت کنید. اگر احساس کردید که نوجوان نسبت به این مسئله حس خوبی ندارد، می توانید کل کارهای ذکر شده را به یک بوسه قبل از خواب و شب بخیر گفتن محدود کنید. اگر باز هم از این کار خوشش نمی آمد، فقط دستی به پشت او بکشید و بگویید شب بخیر.

  • صرف وقت روزمره در کنار یکدیگر: نقاط مشترکی را پیدا کنید که به شما اجازه می دهند در کنار هم باشید. می توانید از او بخواهید تا با شما برای بیرون بردن حیوان خانگی به پارک بیاید. در حین شستن ماشین، درست کردن شیرینی، اجاره ی فیلم، تماشای برنامه ی تلویزیونی مورد علاقه از او دعوت کنید که در کنارتان قرار بگیرد. همه ی این کارهای فرصت هایی هستند که به شما اجازه می دهند از وجود یکدیگر لذت ببرید. علاوه بر این زمانیکه نوجوان در یک چنین موقعیت هایی قرار می گیرد، احساس آرامش بیشتری پیدا می کند و این امر سبب می شود که چیزهایی را که در ذهن دارد راحت تر با شما در میان بگذارد و اگر مشکلی برایش پیش آمده با اعتماد بیشتری در مورد آن با شما صحبت می کند. دلیلش هم این است که وقتی شما مشغول انجام کاری هستید، لازم نیست نوجوان با شما ارتباط چشمی برقرار کند و این امر به نوبه خود سبب می شود که راحت تر حرف های دلش را با شما در میان بگذارد.

  • خلق لحظات خاص و فراموش نشدنی: این رسم را در خانواده بوجود بیاورید که سالانه موقعیت های خاص خانوادگی را جشن بگیرید –البته بجز تعطیلات و تولدها- در این زمان کلیه ی افراد خانواده را در کنار هم جمع کنید و سالگرد آن اتفاق بخصوص را جشن بگیرید. این جشن می تواند به خاطر یک کارنامه درخشان یا بردن تیم فوتبال مدرسه باشد؛ به هر حال مسئله ای است که می تواند پیوند های عاطفی خانوادگی را محکم تر کند.

  • اظهار علاقه: فکر نکنید که نشان دادن و گفتن این مطلب که به فرزند خود علاقمند هستد هیچ ارزشی برای او ندارد. انجام این کار به فرزندتان این اطمینان را می دهد که دوستش می دارید و از او مراقبت و محافظت می کنید. البته باید راهای درست نشان دادن علاقه را یاد بگیرید. این بدان معناست که ممکن است دختر و یا پسر شما نسبت به ابراز علاقه ی شدید آن هم در جمع و به صورت عمومی حس مثبتی نداشته باشد. شاید دوست نداشته باشد که مانند گذشته او را بغل کنید و یا ببوسید اما شما نباید این مسائل را به خودتان بگیرید، چراکه مواردی نیستند که نشات گرفته از کاستی های فردی شخصیت شما باشند، به هر حال اگر می خواهید به این شکل نسبت به او ابراز علاقه کنید بهتر است این کار را به زمانی موکول کنید که دوستانش آن اطراف نباشند و برای ابراز علاقه در جمع راههای دیگری پیدا کنید. یک لبخند و یا حتی دست تکان دادن می تواند با حفظ همه ی محدودیت های ذهنی نوجوان، عشق و علاقه ی شما را نسبت به او به ثابت کند. توانایی های منحصر بفرد نوجوان را تشخیص دهید و به آنها ارزش دهید. به عنوان مثال زمانیکه یک نقاشی زیبا می کشد بگویید: "کارت عالی است، خیلی هنرمندی" یا "تو در تمرین فوتبال خوش درخشیدی، از دیدنت در بازی تیم لذت می بردم"

  • باقی ماندن در صحنه: در روند رشد فرزندتان حضور پرشوری از خود نشان دهید. با او همکاری و هماهنگی کنید تا بتوانید مدت زمان بیشتری در کنار هم بمانید و پیوندهای عاطفی محکم تری ایجاد کنید. لازم نیست حتماً مربی ورزش یا معلم ریاضی باشید تا بتوانید با او ارتباط برقرار کنید. شاید خود نوجوان هم ترجیح دهد که آموزش های تخصصی تر را از کسی به غیر از شما یاد بگیرد. هر چند وقت یکبار می توانید او را در انجام فعالیت های جانبی همراهی کنید، اما بقیه ی زمان ها که او تنها به تمرین می رود از او بخواهید در مورد تمریناتش با شما صحبت کند و با توجه کامل به حرف هایش گوش بدهید. باید به او کمک کنید تا در مورد ناراحتی ها و ناامیدی هایش خیلی راحت با شما صحبت کند. در مورد کوچک ترین شکست هایی که در زندگی برایش اتفاق می افتد با او همدردی کنید حتی اگر احساس می کنید مسئله ی مورد نظر هیچ ارزشی ندارد. نگرش و طرز برخورد شما نسبت به شکست ها سبب می شود که او راحت تر آنها را بپذیرد و به این ایدئولوژی برسد که شکست را باید پذیرفت و با آن کنار آمد. این امر جرات تلاش دوباره را در وجود او زنده می کند.
  • خود را مشتاق نشان دهید: نسبت به ایده ها، احساسات و تجربیاتی که نوجوان در زندگی بدست می آورده علاقه نشان دهید و کنجکاوی کنید. اگر شما به حرفی که او می زند گوش بدهید، بهتر می توانید حمایت و هدایتی را که از شما طلب می کند، در اختیارش قرار دهید. البته کلیه این امور را باید بدون قضاوت های ناآگاهانه و هیچ گونه جبهه گیری خاصی انجام دهید. زمانیکه کودک با یک چنین واکنشی از جانب شما روبرو می شود، دفعه های بعدی که با مشکلی روبرو شد، خیلی راحت تر نزد شما می آید و مشکلاتش را با شما در میان می گذارد.
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 16:10 | لینک ثابت |

 اضطراب امتحان   علل وراه کارها:
 اضطراب امتحان نوعی خود اشتغالی ذهنی است که با خود کم انگاری و تردید در باره توانایی های خود، مشخص می شود و غالباً به ارزیابی منفی، عدم تمرکز حواس، واکنش های جسمانی نامطلوب و افت عملکرد تحصیلی منجر می گرد
علایم و نشانه های اضطراب امتحان
    آشفتگی معده، به هم خوردن ساعت های خواب و آرامش، تغییر اشتها، ضعف، سر گیجه، تغییر در فشار خون، میزان نبض و افزایش ترشح هورمون های آدرنالین و نور آدرنالین، از علایم عمومی اضطراب امتحان می باشد.همچنین اضطراب ناشی از امتحانات شفاهی موجب تپش قلب، لرزش صدا و بدن، تغییر دمای بدن، خشکی دهان و عرق کردن می شود.
زمان شیوع اضطراب امتحان معمولاً از سنین 10 تا 11 سالگی شکل گرفته و به موازات بالا رفتن سن و پایه تحصیلی افزایش می یابد و دختر ها بیش از پسر ها آنرا تجربه می کنند.

توجه: اضطراب اگر از حد معین افزایش یابد باعث کاهش عملکرد فرد می شود در حالی که اضطراب خفیف یا مقطعی ممکن است موجب افزایش کار و فعالیت شود.

علل اضطراب امتحان

1-     عوامل شخصیتی: عزت و اعتماد به نفس پایین، استناد درونی شکست ها، احساس عدم کفایت، آرمانگرایی، عدم انگیزش تحصیلی
2-     عوامل خانوادگی: سخت گیری بیش از حد والدین در امور تحصیلی، انتظارات نا معقول و بیش از حد توان دانش آموزان، الگو های خشک و غیر قابل انعطاف فرزند پروری، تنبیه و سرزنش، عدم ارائه تشویق

3-     عوامل آموزشگاهی: انتظارات نا بجای معلمان، دروس و امتحانات مشکل، مراقبین امتحان، محدودیت زمانی در جلسه امتحان، محیط نامناسب امتحان و وجود عوامل مزاحم مثل سر وصدا، نور و تهویه نامناسب

راهکار های رفع اضطراب امتحان

الف- مواردی که دانش آموزان باید رعایت کنند:

1-     موقعی که مضطرب هستید سعی کنید تصورات و موضوعات منفی و نگران کننده ای را که ذهنتان را اشغال کرده است با موضوعات و مفاهیم مثبت و دلنشین جایگزین کنید. توجه داشته باشید که ترس و اضطراب با اینکه علایم و نشانه های مشابهی دارند اما دارای علل و ریشه های متفاوت می باشند. ترس ریشه واقعی دارد مثلاً کسی که به کوهپیمایی می رود وقتی بر لبه پرتگاهی رسد از پرت شدن می ترسد و لرزه بر اندامش می نشیند که این یک حالت طبیعی است. اما اضطراب به خاطر تصوراتی است که حد اقل در زمان اضطراب واقعیت ندارد و یا زمان آن فرا نرسیده و امکان به وقوع پیوستن تصورات هم احتمال 50 درصدی دارد. مثلاً شخصی که قرار است یک هفته بعد به کوهپیمایی برود چند روز قبل از آن با تصور اینکه در لبه پرتگاه قرار دارد وهمین الان دارد پرت می شود قلبش واقعاً به تپش می افتد و شب خوابش نمی برد.
2-    راه دیگر غلبه دانش آموزان بر اضطراب امتحان آمادگی است. اگر در طول سال تحصیلی مواد درسی را بخوبی خوانده باشید و قبل از امتحانات هم مطالب یاد گرفته شده را مرور نمایید مطمئناً آمادگی کافی برای امتحان را داشته و تصورات منفی در مورد مشکلات احتمالی و نمره پایین ذهن شما را اشغال نخواهد کرد.


 ب- مواردی که مدرسه و معلمان باید رعایت کنند:

1-  حفظ آرامش شخصی و خویشتن داری معلم موقع اجرای امتحان، زیرا عواطف مسری است و اگر معلم مضطرب باشد به دانش آموزان نیز سرایت می کند.
2-  ارائه نمونه سوالات امتحانی جهت آشنایی دانش آموزان با نحوه طرح سوال معلم
3-  در نظر گرفتن فرصتی ، قبل از امتحان به منظور رفع اشکال
4- سوالات اول ورقه امتحانی باید گمراه کننده و دشوار و غلط انداز و دو پهلو نباشد
5- سوالات امتحانی باید به جای حافظه ، میزان فهم و اسنتباط دانش آموزان را بسنجد
6- امید بخشیدن به دانش آموزان به جای تهدید کردن
7- معنویت معلم در توجه دادن دانش آموزان به ذکر خدا و استمداد از او
بر گرفته از وبلاگ ندای مشاور
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 ساعت 9:12 | لینک ثابت |



مطالبی پیرامون مهارتهای زندگی :
دنیای ما روز به روز ماشینی تر و پیچیده تر می شود. همه چیز تخصصی شده و روابط آدمها نیز تحت تاثیر تکنولوژی قرار گرفته است. امروز یک نفر نمی تواند از پس همه کارها برآید. و برای هر مسئله ای باید به متخصص مربوطه مراجعه کند. در این میان ، مسائل خاص انسان که در واقع محور زندگی هست ، به حاشیه رانده شده و از آن غفلت شده است. همه تکنولوژی ، صنعت و رفاه برای آدمی است، ولی آن بخشی از علم که مربوط به مهارت های زندگی و آرامش انسان است ، مورد چشم پوشی  قرار گرفته است.
انسان با این همه توانایی هایی که دارد، ولی خسته  و تنهاست. و مهارتهای لازم برای استخراج این گنج عظیم که در وجودش نهفته است را ندارد.
پابه پای رشد علمی در تهیه و رشد امکانات و شرایط مختلف زندگی، روانشناسان و مشاوران طی سالهای گذشته با تحقیقات و بررسی توانایی های انسان ، به یافته های با ارزشی دست یافته اند که به انسان کمک می کند ، درکنار رفاه ظاهری و رشد امکانات زندگی، بتواند درگیری های ذهنی خود را حل کرده و در آرامش قرار گیرد. حتی جهت رشد ، خودشکوفایی و خوشبختی خود گامهای بلندی بر دارد.
یکی از موضوعات روانشناسی و مشاوره در این مسیر ، مهارت های زندگی است.
مهارتهای زندگی توانایی های هستند که به ما کمک می کنند تا در موقعیت های مختلف، عاقلانه و صحیح رفتار کنیم. به طوری که آرامش داشته باشیم، لذت ببریم و در عین حال با دیگران ارتباط سازگارانه و مفیدی را برقرار کنیم و بدون توسل به خشونت و یا خودخوری بتوانیم مسایل پیش آمده را حل نمائیم و ضمن کسب موفقیت در زندگی احساس شادمانی داشته باشیم.
 
فواید و کاربردهای مهارت زندگی برای ما:
1 – نحوه کنار آمدن با انتظارات متفاوت خود، خانواده ، همسر ، فرزندان، دوستان ، همکاران، فامیل و جامعه
2 – روابط لذت بخش و رشد دهنده با امکانات ، تکنولوژی و محیط زندگی
3 – دفع فشارهای روانی از طرف محیط های متفاوت
4 – سازگاری با مسائل اقتصادی و نیازهای معیشتی
5 – مدیریت خانواده و تربیت فرزندان
6 – تقویت اعتماد به نفس
7 – رشد و تقویت عواطف و احساسات انسانی
8 – شناخت و کنترل هیجانات و احساسات خود و دیگران
9 – تقویت مهارت های ارتباطی
10 – تامین سلامت جسمی و بهداشت روانی
11 – رفع درگیری ها و تنش های درونی
12 – تامین آرامش و لذت زندگی
13 – رشد شخصی، خودشکوفایی، بالندگی ، خوشبختی و شادابی
 
فهرست مهارت های زندگی
ده مهارت زندگی که سازمان بهداشت جهانی مشخص نموده است عبارتند از:
1 – مهارت های خودآگاهی
2 – مهارت همدلی
3 – مهارت روابط بین فردی
4 – مهارت ارتباط موثر
5 – مهارت مقابله با استرس
6 – مهارت مدیریت بر هیجان
7 – مهارت حل مسئله
8 – مهارت تصمیم گیری
9 – مهارت تفکر خلاق
10 – مهارت تفکر نقادانه
 
نکته: مهارت با دانستن و علم متفاوت است. همانطور که یک نفر با خواندن کتاب شنا، فقط علم پیدا می کند ولی شنا کردن یاد نمی گیرد، دانستن این مهارتها هم کافی نیست ، بلکه با تمرین و به کارگیری به مرور در زندگی روزانه، شاهد نتایج رضایت بخش آن خواهیم بود.
 
معرفی مهارت های زندگی
مهارت خودآگاهي
مهارت خودآگاهي ، توانايي شناخت نقاط ضعف و قوت خواسته هاست. نيازها، تمایلات و تصوير واقع بينانه از خود است تا حقوق فردي، اجتماعي و مسؤوليت هاي خود را بهتر بشناسيم
اين مهارت موجب می شود که به سئوال مهم « من کیستم؟» جواب دهیم.

مهارت همدلي

همدلي يعني اين كه فرد بتواند مسايل ديگران را حتي زماني كه در آن شرايط قرار ندارد درك كند و به آن ها احترام بگذارد.
اين مهارت موجب مي شود تا به ديگران توجه كرده و آن ها را دوست داشته باشيم و خود نيز مورد توجه و دوست داشتن ديگران قرار بگيريم و با ايجاد روابط اجتماعي بهتر به هم نزديكتر شويم.

مهارت روابط بين فردي
مهارتي است كه موجب مي شود ضمن تقويت روحيه ي مشاركت، اعتماد واقع بينانه و همكاري با ديگران بتوانيم مرزهاي روابط بين خود و كساني كه دوستشان داريم را تشخيص داده و در جهت ايجاد روابط صميمانه و دوستانه قدم برداريم و هر چه زودتر به دوستي هاي نامناسب و ناسالم خود خاتمه دهيم. پيش از آن كه مورد آسيب جدي قرار گيريم.

مهارت ارتباط مؤثر
كسب اين مهارت به ما مي آموزد براي درك موقعيت ديگران چگونه به سخنان آنان فعالانه گوش دهيم و چگونه ديگران را از احساس و نيازهاي خودآگاه نماييم تا ضمن به دست آوردن خواسته هاي خود طرف مقابل نيز احساس رضايت نمايد.

مهارت مقابله با استرس
در دنياي امروز ، همواره با تغيرات وسيع و پيچيده اي مواجهيم و هر تغييري با فشارهاي روحي و رواني (استرس)‌همراه است.
ميزان استرس اگر بيش از حد و طولاني باشد، برزندگي و عملكرد ما تأثير منفي گذاشته و مشكلات جدي و زيادي را براي ما به وجود خواهد آورد.
فراگيري اين مهارت به ما كمك مي كند تا ضمن شناسايي هيجان هاي خود و ديگران و تأثير آن ها بر تفكرات و رفتارهايمان بتوانيم در مقابله با آن ها واكنش مناسب را از خود بروز دهيم.

مهارت مدیریت بر هیجان
ما همواره با احساسات و هیجانات مختلفی مثل خشم، ترس، لذت، غم و ... روبرو هستیم که آنها بر تصمیم گیری و نحوه زندگی و روابط ما با دیگران اثر می گذارد، شناسایی و کنترل این احساسات و هیجانات قسمتی از مهارت مدیریت بر هیجان می باشد.
بخش دوم مهارت مدیریت بر هیجان مربوط به شناخت و کنترل احساسات و هیجانات دیگران است. در این مهارت ما متوجه عکس العمل احساسی و هیجانی دیگران شده و آنرا تحت کنترل قرار می دهیم.
 
مهارت حل مسئله
ما هر روزه با مسايل فراواني روبه رو هستيم كه برخي ساده و برخي پيچيده اند. مهارت حل مسئله اين توانايي را به ما مي دهد كه با توجه به تجارب عملي و توانمندي هاي ذهني خود بتوانيم در جهت حل مسئله يا مشكل قدم برداشته و به نتيجه مطلوب دست يابيم.

مهارت تصميم گيري
انسان در مسير زندگي همواره نيازمند تصميم گيري هاي مختلف است و موفقیت در زندگي در گرو تصميم گيري درست و به جاي اوست.
مهارت تصميم گيري به ما كمك مي كند تا با اطلاعات و آگاهي كافي با توجه به اهداف واقع بينانه خود، از بين راه حل هاي مختلف بهترين راه حل را انتخاب كرده و به كار بگيريم و پذيراي پيامدهاي آن نيز باشيم.

مهارت تفكر خلاق
فكر كردن مهارتي است كه از كودكي مي اموزيم.
مهارت تفكر خلاق، قدرت كشف و توليد انديشه ي جديد را براي ما فراهم مي آورد.
مهارت تفكر خلاق به ما كمك مي كند درمواجهه با حوادث ناگوارچگونه احساسات منفي خود را به احساسات مثبت تبديل كنيم.
تفكر خلاق نوع ديگر ديدن است در اين تفكر هيچگاه مشكل يك عامل مزاحم به حساب نمي آيد بلكه يك فرصت براي كشف راه حل هاي نو و بديع تلقي مي شود تاكنون كسي به آن توجه نكرده است.

مهارت تفكر نقادانه
تفكر نقادانه نوعي ديگر از تفكراست.
كسب اين مهارت به ما مي آموزد تا هرچيزي را به سادگي و دربست قبول يا رد كنيم، ابتدا در مورد آن موضوع سؤال و استدلال كنيم، سپس بپذيريم يا رد كنيم.
كساني كه از تفكر نقادانه برخوردارند ، فريب ديگران را نمي خورند و به راحتي جذب گروهها و افراد و مواد مخدر نمي شوند، چرا كه همواره با سوال كردن به عاقبت كار مي انديشند و از همنوایی دوری می کنند. اینها کسانی هستند که این ضرب المثل را نمی پذیرند که:« خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو».
برگرفته از سایت همدردی
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 8:13 | لینک ثابت |

شارژموبایل با یک باطری قلمی

شارژر همراه موبایل یک نیاز ضروری است برای زمانی که شما باطری گوشیتان رو به اتمام است و دسترسی به برق یا شارژر ندارید. شارژ منحصر به فرد شارژر همراه موبایل فقط با یک باتری قلمی ...

شارژر همراه اولین شارژری است که فقط با یک باطری کار می کند و بی نیاز به مصرف بالای برق و سیم و پریز است .این محصول بسیار مناسب سفر کردن می باشد و نیاز به حمل شارژر حجیم را برطرف می سازد و همچنین مناسب مکان هایی است که هنوز به برق AC دسترسی ندارند.
شارژر همراه از یک IC اختصاصی به عنوان مبدل بالا یا شارژاصلی استفاده می کند. این IC برای به حداقل رساندن زمان شارژ و تحویل شارژر مناسب به باطری طراحی شده است.این محصول به طور خودکاردرزمانی که به دستگاه متصل می شود شروع به کار می کند و عملیات شارژکردن را حتی زمانی که باطری دستگاه خالی باشدرا به سرعت آغاز می کند.نکته قابل توجه اینکه پس از تکمیل شارژباطری به طور اتوماتیک جریان شارژ را قطع می کند.



مشخصات فني :
شارژ همراه تشکیل شده از یک محفظه باطری و یک بدنه آلومینیومی یک برد الکترونیکی ،چراغ نمایشگر و فیش دو سر پورت ورودی
این محصول در رنگ های آبی ،قرمز و طلایی موجود بوده و قابلیت اتصال به بیشتر گوشی های سامسونگ ،نوکیا، سونی اریکسون ، موتورلا ، زيمنس و LG را دارا می باشد.


توجه کنید : قبل از خرید مطمئن شوید که سر شارژر موبایل شما شبیه یکی از 4تای زیر باشد

 

در ضمن توجه داشته باشید . این محصول اصل تایوان است کاملا متفاوت با نوع چینی می باشد. و با بسته بندی بسیار زیبا و با کیفیت بالا عرضه می شود

 


نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 10:48 | لینک ثابت |
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">