خواص بادام زميني:
بادام زميني، زير گروه حبوباتي مثل، نخود، عدس و لوبيا مي باشد و در حقيقت جزو آجيل ها نيست.
بادام زميني، منبع خوب انرژي است. 100 گرم بادام زميني حاوي 50 گرم چربي، 16 گرم کربوهيدرات است.
بادام زميني داراي پروتئين با کيفيت عالي مي باشد. در بين آجيل ها، بادام زميني داراي بيشترين مقدار پروتئين مي باشد. 100 گرم بادام زميني حاوي 25 گرم پروتئين مي باشد. پس اگر کودک شما فقط بادام زميني يا کره بادام زميني مي خورد، از کمبود پروتئين در کودک نگران خود نباشيد.
بيشتر چربي هاي موجود در بادام زميني، از نوع غير اشباع و خوب مي باشند.
در 28 گرم بادام زميني، حدود 2 گرم فيبر وجود دارد. اين مقدار 9 درصد از نياز روزانه بدن به فيبر را تامين مي کند.
بادام زميني، داراي مقدار قابل توجهي ويتامين B3 مي باشد، 112 ميلي گرم در 100 گرم. ويتامين B3 باعث افزايش کلسترول خوب ( HDL) مي شود، فرايند پيري را به تعويق مي اندازد و همچنين از بيماري آلزايمر جلوگيري مي کند.
براي افزايش اين ويتامين توصيه شده که مردان 16 ميلي گرم در روز و زنان 14 ميلي گرم در روز بادام زميني مصرف کنند.
ويتامين E نيز در بادام زميني وجود دارد. 28 گرم بادام زميني در حدود 10درصد نياز روزانه بدن به اين ويتامين را تأمين مي کند.
بادام زميني داراي آنتي اکسيدان نيز مي باشد. پس سلول را از خرابي و نابودي محافظت مي کند، سيستم ايمني را تقويت مي کند.
جالب است بدانيد که آنتي اکسيدان موجود در بادام زميني به همان اندازه ميوه ها مي باشد و از
سيب،
چغندر و
هويج، آنتي اکسيدان بيشتري دارد.
منيزيم موجود در بادام زميني، گرفتگي عضلاني را دور مي کند.
بادام زميني داراي فولات نيز مي باشد. فولات از کم خوني، رنگ پريدگي و ضعف جلوگيري مي کند.
بادام زميني حاوي پتاسيم مي باشد. پتاسيم موجب تنظيم فشار خون و تنظيم ضربان قلب مي شود و از گرفتگي عضلاني و ادم جلوگيري مي کند.
فسفر در بادام زميني وجود دارد که جلوي ضعف و خستگي را مي گيرد.
بدون کلسترول مي باشد.
مواد مغذي موجود در بادام زميني: مقدار در 28 گرم
کالري 166
پروتئين 7/6گرم
کربوهيدرات 1/6 گرم
فيبر 3/2 گرم
چربي 14 گرم
ويتامين E 2/2 ميلي گرم
ويتامين B3 8/3 ميلي گرم
فولات 1/41 ميکروگرم
مس 19/0 ميلي گرم
منيزيم 50 ميلي گرم
فسفر 101 ميلي گرم
پتاسيم 187 ميلي گرم
فوايد بادام زميني
1- بادام زميني موجب گشاد شدن رگ هاي بدن و تسهيل جريان خون مي شود و از لخته شدن خون و سکته مغزي جلوگيري مي کند.
2- يک رژيم داراي بادام زميني، به خاطر افزايش منيزيم، فولات، فيبر، مس و ويتامين E ، خطر بيماري قلبي را کم مي کند. مصرف 28 گرم بادام زميني در روز، موجب کاهش بيماري قلبي مي گردد. براي جلوگيري از بيماري قلبي، حداقل 1 مشت بادام زميني و ديگر آجيل ها يا 2 قاشق غذاخوري کره بادام زميني را 4 بار در هفته ميل کنيد.
3- اگر 28 گرم بادام زميني، آجيل و يا کره بادام زميني در هفته ميل کنيد، 25درصد خطر پيشرفت سنگ کيسه صفرا را کم کرده ايد.
4- به خاطر دارا بودن چربي و کالري زياد، به افراد چاق توصيه مي شود که به ميزان کم ار آن بخورند. بيشتر از 1 مشت بادام زميني موجب افزايش وزن مي گردد.
5- بادام زميني را 2 بار يا بيشتر در هفته مصرف کنيد. ثابت شده است زناني که از اين امر پيروي مي کنند، تا 85 درصد سرطان روده بزرگ را از خود دور کرده اند و به همين ترتيب مردان تا 27 درصد اين سرطان را کاهش داده اند.
6- ميوه نارس آن، ترشح شير را زياد مي کند.
7- روغن بادام زميني، ملين و رفع کننده يبوست مي باشد.
8- بادام زميني از نظر خواص، شبيه روغن زيتون مي باشد.
مضرات بادام زميني:
بسياري از افراد به بادام زميني حساسيت دارند. معمولا آلرژي افراد به بادام زميني، در دوران کودکي ظاهر مي شود.
اولين نشانه هاي آلرژي به بادام زميني به صورت آبريزش بيني يا خارش پوست در قسمت هايي از بدن مي باشد. نشانه هاي بعدي شامل: تهوع، استفراغ، اسهال، ناراحتي شکمي، سوزش زبان، سختي تنفس ، گلودرد يا درد در ديگر نواحي بدن، افت ناگهاني فشار خون، سرگيجه و در نهايت بيهوشي و مرگ است.
کم خوردن، بهتر از هرگز نخوردن است. بهتر است فرهنگ غذاخوردن خود و خانواده مان را تغيير دهيم. برگرفته از سایت تبیان
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 18:16 |
لینک ثابت |
مهارت های مقابله با افسردگی:
علل افسردگی
موارد متعدد و بیشماری به عنوان علل یا عوامل به وجودآورنده ی افسردگی(که برخی شاید عوارض آن نیز محسوب شوند) مطرح شده اند که در این جا به برخی از مهم ترین آن ها اشاره ی مختصر می شود.
- اتفاقات ناگوار و استرس های در هم شکننده ،مثل از دست دادن دارایی در اثر سیل، زلزله و شرایط بحران
- از دست دادن افراد مورد علاقه
- خاطرات ناراحت کننده ی دوران کودکی و نوجوانی مثل مورد سوء استفاده واقع شدن، یا تعاملات غلط کودک و والدین
- جدایی از خانواده که از آن به عنوان غم غربت تعبیر می شود و در صورت عدم مداخله می تواند به افسردگی منجر شود.
- طرد شدن از طرف اجتماع
- ترس از شکست
- ضعف جسمانی و خود پنداری ضعیف در مورد بدن، لهجه، پوشش و …
- افکار آرمانی یا کمال گرایی مفرط
- نگرانی بیش از حد در مورد آینده
- سوء مصرف الکل ، مواد مخدر یا داروها
- شکست شغلی و ورشکستی
- مورد تمسخر قرار گرفتن یا تفکر خود انتقادی
- وراثت، وجود والدین بیمار، افسرده یا مبتلا به اختلالات روانی دیگر
- تحریف های شناختی و دیدگاه منفی مثل تفکر همه یا هیچ، تعمیم دادن غلط و …
- درماندگی آموخته شده و بروز این تفکر که هر گونه تلاش برای حل مسائل، به شکست یا بن بست منتهی می شود.
سن بروز و شیوع افسردگی:
این اختلال تقریبا تمامی گروه های سنی را درگیر می کند و سن خاصی را برای شروع آن نمی توان ذکر کرد. همان طور که قبلا گفته شد از این اختلال در مرحله ی کودکی، به اختلال افسردگی دوران کودکی یا اختلال دلبستگی واکنشی یاد می شود. افسردگی های دوران نوجوانی و جوانی، اغلب با رفتارهای ناسازگار و افت عملکرد تحصیلی مشخص می شود و شامل اختلال سازگاری با خلق افسرده است. در دوران میانسالی نیز انواع دیگر افسردگی قابل تشخیص است. در مقایسه با مشکلات روانی دیگر، این اختلال همراه با اختلالات اضطرابی، درصد زیادی از مردم را مبتلا می کند و به عبارت دیگر یکی از شایع ترین اختلالات روانی محسوب می گردد. افسردگی معمولا در زنان شایع تر از مردان است.
برخی از راه های مقابله ای در انواع افسردگی:
سوگ یا غم فقدان:
- برای یاد آوری شخص مورد علاقه ی از دست رفته، راه هایی ایجاد کنید، فعالیت هایی مثل خاطره نویسی برای تجدید خاطرات.
- از نظر روحی خود را در مرکز توجه قرار دهید و سعی کنید شیوه هایی را که شخص از دست رفته برای موفقیت شما در نظر داشت به یاد آورید و بر روی آنها کار کنید.
- آینده ای پر امید را برای خود مجسم کنید. افکار و احساسات خود را به دیگران بگویید و اجازه دهید دیگران در این مقطع حساس زندگی با شما همراه باشند.
- سعی کنید از نظر جسمی فعال بمانید و به زیبایی های اطراف زندگی خود حساس باشید.
- به هنگام سوگواری به دیگران کمک کنید، به صحبت های شخص سوگوار گوش کنید و در مورد فقدان با او صحبت کنید.
- از قضاوت در مورد احساسات شخص به هنگام سوگواری خودداری کنید و سعی کنید احساسات آن ها را بپذیرید وبا آن ها همدلی و همدردی کنید.
- به شخص سوگوار اجازه دهید تا مطمئن شود در دسترس او هستید و اهمیت ارتباط حمایتی با او را مورد توجه قرار دهید.
- خود را برای این موضوع که شخص سوگوار سوالات دشواری در مورد زندگی و مرگ خواهد داشت، آماده کنید.
غم غربت یا افسردگی ناشی از دوری از خانواده:
- بپذیرید که به آن دچارید. واقع بینانه با آن روبرو شوید و بدانید که غم غربت پاسخی طبیعی به این احساس فقدان است.
- با خواهر و برادر خود یا دوستی که او هم از خانه دور است، در این باره صحبت کنید.
- چند وسیله ی آشنا و مأنوس را از خانه تان به محل جدید بیاورید تا حس تداوم به شما بدهند.
- سعی کنید در اطراف محیط جدید قدم بزنید و با آن بیشتر آشنا شوید ، بدین ترتیب بهتر می توانید بر احساسات خود مسلط شوید.
- از دیگران بخواهید شما را در کشف محیط تازه کمک کنند. دوستیابی، قدمی بزرگ در تخفیف غم غربت است.
- با اعضای خانواده تان در تماس باشید؛ اما تلفن های خود را محدود کنید.
- سعی کنید انتظارات خود را منطقی و واقع بینانه کنید. شما با تنظیم یک هدف کمال گرایانه، خود را به دردسر می اندازید.
- کاری کنید. منتظر نشوید تا غم غربت، خود برطرف شود. سرگرمی هایی برای خود دست وپا کنید.
اختلال خلقی فصلی:
- نشانه های خود را با متخصص بهداشت روانی در میان بگذارید. داروهای ضد افسردگی ، اغلب می تواند مؤثرباشد.
- به منظور به دست آوردن حمایت و توجه خانواده و دوستان نزدیک، خودتان و آن ها را در مورد ماهیت این اختلال آموزش دهید.
- در فصل زمستان تا آنجا که ممکن است از نور استفاده کنید و از حضور در مکان های تاریک اجتناب کنید.
- وقتی دمای هوا مناسب است اجازه دهید نور طبیعی از پنجره بتابد. دیوارها را با رنگ روشن نقاشی کنید، پرده های ضخیم را بردارید.
- برای خودتان سرگرمی هایی پیدا کنید و تا پایان موقعیت فشار زا، انرژی و توجه خود را به آن معطوف کنید.
- عبادت می تواند تأثیر آرام بخشی بر بدن تان داشته باشد.
- استفاده از روش های آرام بخش برای کاهش تنش ها، می توانند به شما کمک زیادی در اداره کردن فشار روانی بنماید.
- روش آرام سازی عضلانی یا تن آرامی را به طور روزانه تمرین کنید: راحت بنشینید، چشمان تان را ببندید، تمام عضلات خود رابه صورت عمیق آرام و رها نمایید و حالت آرامش را حفظ کنید. از طریق بینی نفس بکشید. به موازات بیرون دادن نفس در مورد کیفیت تنفس خود فکر کنید و واژه ای(مثلا عدد یک) را به طور آرام برای خود تکرار کنید. از طریق تمرکز بر تکرار واژه، جلوی حواس پرتی توسط افکار پراکنده را بگیرید. این عمل را 10تا20 دقیقه ادامه دهید. بعد از تمرین، سریع و ناگهان بلند نشوید و با چشمان باز چند دقیقه بنشینید.بر گرفته از سایت تبیان
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 17:54 |
لینک ثابت |
|
|
| تکنیک تحرک مغزی (توفان فکری ) |
|
یکی از تکنیک های متداول در ایجاد خلاقیت و فعال ساختن اندیشه ها به صورت گروهی تکنیک تحرک مغزی است .در این تکنیک مساله ای به یک گروه کوچک ارائه شده و از آنان خواسته می شود فی البداهه و به سرعت به آن واکنش نشان داده و برای آن پاسخی بیابند.پاسخها بر روی تابلویی نوشته می شوند به طوری که همه اعضاء جلسه می توانند آنها را ببینند.این امر باعث می شود تا ذهن اعضاء به فعالیت بیشتر ی پرداخته و جرقه ای از یک ذهن باعث روشنی ذهن دیگری شود.
چهار اصل در جلسات تحرک مغزی حاکم است:
1- میزان ایده ها و نظرات ابراز شده واجد اهمیت است،چه هر چه نظرات و پیشنهادات بیشتری ایجاد شوند امکان وجود ایده های خلاق و بدیع در میان آنها افزایش پیدا می کند.بنابراین باید شرکت کنندگان در جلسه ترغیب شوند تا هرچه بیشتر به اظهار نظر و ابراز ایده های جدید بپردازند.
2- اعضاء می توانند به تکمیل ،تعدیل و ترکیب ایده های دیگران نیز بپردازند و ایده های خود را بر اساس نظرات آنان بنا کنند.این مساله باید به اعضاء جلسه گوشزد شود که می توانند علاوه بر اظهار نظر فردی از نظرات ابراز شده الهام گرفته و نظرات تلفیقی و ترکیبی بسازند و اعلام کنند.البته هیچ یک از افراد حق ندارند نسبت به نظرات دیگران ارزیابی انجام دهند.
3- اجازه هیچگونه انتقاد و نقادی نسبت به نظرات ابراز شده در جلسه داده نمی شود.همه حق دارند آزادانه نظر خود را ابراز نمایند ولی حق ندارند نسبت به نظر دیگری انتقاد کرده و اظهار نظر مثبت یا منفی کنند.انتقاد موجب می گردد تا افراد از بیان ایده هایی که فکر می کنند مورد انتقاد واقع خواهد شد خودداری کنند.
4- ارزیابی و داوری نسبت به نظرات ابراز شده به بعد موکول می گردد و از اعضاء جلسه خواسته می شود تا هیچگونه قضاوت و ارزیابی نسبت به نظرات بیان شده به عمل نیاورند.ارزیابی های شتابزده ممکن است اظهار نظری را قبل از آنکه موجب شکفتگی نظر دیگری شود در نطفه خفه نماید و فضای خلاق جلسه را دچار رکود کند.
5- موضوعات مطرح شده در جلسات تحرک مغزی باید دقیقا تعریف شده و مشخص باشند.مسائل کلی و مبهم موجب سردرگمی اعضاء و عدم کارایی جلسه می گردند. زمانی که تعریف مشخصی از مساله وجود نداشته باشد ،جلسه بی هدف به این سو و آن سو تغییر جهت می دهد.در حالی که با تعیین هدف و تعریف مساله چارچوبی ایجاد می شود که در محدوده آن افکار هدایت می شوند.
دلایل فراوانی در مورد پربار بودن جلسات تحرک مغزی بیان گردیده است که به برخی از آنها اشاره می شود.اولین دلیل اثربخشی تحرک مغزی افزایش قدرت خلاقیت در گروه است تجربیات انجام شده نشان داده است که افراد در حالت گروهی بیش از حالت انفرادی قدرت تصور خلاق بروز می دهند.
رقابت نیز عامل دیگری است که در جلسات تحرک مغزی موجب افزایش اثربخشی میگردد.همچنین عدم وجود انتقاد و ارزیابی های سریع باعث می شود تا اعضاء جلسه با فراغت خاطر به اظهار نظر بپردازند و محیطی مساعد برای خلاقیت ایجاد گردد.نکته دیگری که در موثر بودن تحرک مغزی قابل ذکر است فی البداهه بودن نظرات است .
افراد در مقابل مساله ای قرار می گیرند که باید به سرعت نسبت به آن واکنش نشان دهند و این حالت موجب خلاق تر شدن ذهن می گردد درست مانند لحظاتی که فرد در مقابل یک واقعه غیر منظره عکس العملی بدیع نشان داده است که بعد ها وقتی به آن می اندیشد از پاسخ خود دچار شگفتی می گردد.
در مورد ویژگیهای اعضاء شرکت کننده در جلسات تحرک مغزی اصولا باید افراد دارای زمینه های تخصصی نسبت به مساله مورد بحث باشند اما از جهت تجربه می توان اعضاء تازه وارد و مجرب را در یک گروه قرار داد و از تعامل نظرات آنان به ایده های جدید دست پیدا کرد.البته در جلسات تحرک مغزی باید هوشیار بود تا یک یا چند نفر بر سایرین سلطه پیدا نکنند و افکار و نظرات آنان را تحت الشعاع نظر خود قرار ندهند.از اینرو توصیه آن است که اعضاء جلسه با یکدیگر تقریبا همسانی داشته و یک فرد عالی مقام سازمانی به همراه زیردستانش در یک جلسه شرکت نجوید.همانطور که اشاره شد جلسات تحرک مغزی باید در گروههای کوچک انجام پذیرد و تعداد 12 نفر حد مطلوب برای اعضاء یک جلسه تحرک مغزی می باشد |
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 11:24 |
لینک ثابت |
|
چرا عشق ما روز به روز كم رنگتر ميشود؟
بر خلاف تصور خيلي ها كه فكر مي كنند عشق يكباره پيدا مي شود و هميشه مي ماند و يا حتي بيشتر مي شود؛ واقعيت اينست كه عشق ممكن است يك لحظه ايجاد شود، اما همانند بذري است و در صورتي باقي مي ماند و رشد مي كند كه در زمين مناسبي جاي گيرد، آب و نور كافي به آن برسانيم؛ مرتب آفت كشي كنيم و به آن كود بدهيم و مستمراً به آن رسيدگي نمائيم.
چگونه عشق به مرور كمرنگ مي شود يا از بين ميرود؟
ما عاشق ايده آلها و كمالها مي شويم و از نقصان ها مي گريزيم. شايد تعجب كنيد اگر بدانيد معمولا انسانها عاشق يك موجود كامل و بدون نقص در ذهن خود مي شوند و هنگامي كه اين تصوير ذهني را منطبق با يك دختر يا يك پسر در اطراف خود ميكنند، به آن نام عشق مي نهند. پس عشق به آن دختر آن وقتي رشد مي يابد و قلب ما را به تپش وا مي دارد كه او خود را منطبق با تصوير ذهني ما ارائه دهد. و هنگامي كه به مرور او را متفاوت از ذهنيات خود بيينم ، عشق ما رو به افول مي رود. اما اينكه تصوير ذهني ما چگونه بايد در بيرون شكل بگيرد و حفظ شود نياز به تخصص و منطق دارد ، لذا عشق ما فوق عقل است ، يعني اينكه بايد از مسير عقلاني و منطقي گذر كند و بالاتر از تفكر خام ما باشد ، نه به عكس . يعني عشق نبايد مادون فكر باشد. عشقي كه مادون باشد، و از سطح پائين تري برخوردارست ، ارزش ندارد تا برايش بميريم.
پس اگر در زندگي به مرور دريافتيم همسرمان از زير بار وظايف و مسئوليتهاي خود شانه خالي مي كند، لذتهاي خود را محور قرار مي دهد و هنوز « من» بودن محور فكري اوست. اينگونه مي شود كه كسالت مزمن عشق، را به چشم خواهيم ديد. از ديگر آفتهايي كه ما به عشق مي رسانيم ، مي توان به موارد زير اشاره كرد.
عدم انعطاف پذيري:
عدم انعطاف پذيري نسبت به مسائلي كه در زندگي با آن روبرو هستيم. مثلا اگر تعصب روي روش و سليقه هاي خود داشته باشيم. و به علاقه ها، سليقه ها و شيوه هاي زندگي همسرمان، مكرراً انتقاد كنيم يا از آن بدتر ، اهانت كرده يا مسخره بگيريم.
كمال گرايي افراطي:
از آنجا كه ما در ناخودآگاه عاشق « خوبي مطلق» ، « مثبت مطلق » و « كمال مطلق» شده ايم و معشوق خود را آخر معرفت و خوبي ارزيابي كرده ايم ، به مرور اين ارزيابي خطا، خود را به ما نشان مي دهد و دچار مشكل مي سازد. او هرگز نميتواند انتظارات و توقعات ايده آلي ما را بر آورده كند. او هم يك انسان مثل بقيه انسانهاست و بديهي است كه نقاط ضعف زيادي نيز در كنار نقاط مثبت و نقاط قوت خود دارد.
عدم مهارت هاي زندگي:
مهارت های كافي جهت رسيدگي به بذر عشق را نداريم. مهارتهاي ارتباطی زندگي را كسب نكرده ايم ، مقابله با تنش ها و مشكلات را تجربه نكرده ايم ،نحوه سازگاري با مسائل زندگي را نياموخته ايم ، همه و همه موجب ناكارآمدي ما در ايجاد عشق و آرامش در زندگي مي شود
عدم رعايت حريم خانواده و مرزهاي زندگي:
به وظايف خود در زندگي آگاهي نداريم يا مرزهاي مسائل زندگي و مشكلات خانواده را رعايت نمي كنيم. مثلا موارد مربوط به خانواده را به بيرون منتقل مي كنيم . مشكلات را به دلسوزان خود مثل پدر، مادر، دوستان ،فاميل ، حتي همسايگان و ... در ميان مي گذاريم يا در حيطه و مرزهاي همسرمان دخالت مي كنيم و به نام عشق و دوست داشتن وي را كنترل كرده و در قفس نامرئي انتظارات خودمان، او را محبوس و زنداني مي كنيم. مثلا به علائق او ، دوستان وي،نحوه لباس پوشيدن او، شيوه راه رفتن و حتي طرز تفكر و احساسش گير مي دهيم و او را در تنگنا قرار مي دهيم. و در نهايت آزادي را از او مي گيريم.
مشكلات شخصيتي و انتظارت غير واقع:
توقعات بيجايي به لحاظ مسائل شخصيتي خود، از همسرمان داريم. كه بر آورده شدني نيست و برآورده نمي شود. مثلا يك نفر با اختلال شخصيت وسواسي، زياد نكته سنجي مي كند و معيارهاي زيادي در ذهنش دارد و با ريزبيني بيش از حدي كه به همسرش نشان مي دهد و او را در چهارچوب خشك و در قالب معيارهايي كه تعيين مي كند؛ حبس مي كند و عرصه را بر او تنگ مي كند. يا كسي كه اختلال شخصيت پارانوئيدي دارد و بدبين است ، با سوءظن ها و بدبيني ها خود و حسادت و توهم توطئه هايي كه در ذهن خود، آنها را مي بافد، همسرش را هميشه در نقش يك دشمن و جاسوس مي بيند.
لذت طلبي و خودكامگي:
ما مي بايست در چهارچوب خانواده، خود را مقيد به بعضي امور كنيم. وقتي كه لذتهاي خود را كه در خارج از خانواده است به صورت افراطي دنبال مي كنيم و توجهي به خواست و ميل خانواده نداريم . به مرور زندگي يك طرفه و بي روح مي شود. زن و شوهر هر كدام دنبال تمايلات خاصي در خارج از خانواده هستند. و لذت بردن از يكديگر را فهم نمي كنند.
عدم مهارتهاي ارتباطي:
نمي توانيم ارتباط موثري با همسرمان بر قرار كنيم، حرف هم را نمي فهميم. هر كدام به ظاهر منطقي صحبت مي كنيم ، ولي نمي توانيم يكديگر را قانع كنيم. توجه كافي به احساسات ، خواسته ها و صحبتهاي يكديگر نداريم . گوش شنوا و تحمل ارتباط موثر را از هم دريغ مي كنيم. در رساندن حرفهاي خود به يديگر آنها را تحريف مي كنيم يا آنقدر مبهم رفتار مي كنيم يا صحبت مي كنيم كه ديگري را به خطا مي اندازيم. در واقع مهارتهاي ارتباطي را نمي دانيم.
اگر گويند «لحظه ايست روئيدن عشق .... »؛ پس اين هم شايد درست باشد كه «لحظه ايست مردن عشق.»
ولي عشق عميق تر از آنست كه لحظه اي خلق شود يا در لحظه اي بميرد. هم به وجود آمدن عشق مستلزم صبر، سختي و زمان است و هم از بين رفتن آن به علت مسائل مختلفي است كه در طي زمان و به وسيله زوجين ايجاد مي گردد.
آنچه كه اكثراً افراد با هم اشتباه مي گيرند؛ «هوس » و « عشق » است.
هوس : ميلي شديد براي پاسخ آني به يك نياز جسماني و رواني است كه به خود رنگ رمانتيك مي گيرد و يك استدلال به ظاهر عقلاني نيز در پي دارد و پس از ارضا تا زمان نياز بعدي محو مي شود. هوس شامل آن چيزهايي از وجودتان است كه شما نقشي در آن نداشته ايد. فقط احساسي هست كه در خود براي ارضاء نياز مي بينيد.
ليكن عشق ، دوام دارد و مهارتهاي زوجين به رشد آن كمك مي كند. دو طرف با برنامه و انرژي آن را رشد داده و تداوم مي بخشند و از آن نگهداري مي كنند و بيشتر از آنكه احساسي باشد ، متشكل از احساس و منطق است.
آري عشق به نگاهي نمي آيد كه با نگاهي برود.
با رنگ چشمي نمي آيد كه با رنگ چشمي برود.
با قامتي رعنا نمي آيد كه با قامتي رعناتر برود.
با عشوه اي نمي آيد كه با غمزه اي برود.
عشق سنگين و به تدريج مي آيد ، با زحمت و تلاش مي ماند و هرگز نمي رود. و از همه مهمتر اينكه منحصر به فرد مي ماند و هيچ كس و هيچ چيز جاي آن را نمي گيرد.
بر گرفته از سایت همدردی
|
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 15:52 |
لینک ثابت |
ازدواج و معيارهاي انتخاب همسر ( بخش سوم)
3 - عقايد مذهبي
شباهت در عقايد مذهبي به قدري در سعادت كانون زناشويي اهميت دارد كه روان شناسان ، ازدواج دو نفر از مذاهب مختلف را معمولا غير عاقلانه مي دانند . دلايل اين نظريه بسيار است.
در وهله اول ،اگر تنها يكي از دو همسر به عقايد مذهبي خود با ايمان كامل پايبند باشد ، امكان اختلاف نظر در اين مورد زياد خواهد بود. به علاوه آنچه كه در اين زمينه اهميت دارد ، تربيت كودكان بر حسب عقايد مذهبي به خصوص است.
يكي ديگر ا زمشكلات ازدواج افرادي كه داراي مذاهب مختلفند ، مخالفت اولياء آنهاست ، زيرا اين مسئله اغلب باعث جدايي جوان از پدر و مادر خود مي شود و بعدها ممكن است هر يك از طرفين تقصير اين جدايي را به گردن همسر خود بيندازد. ولي اگر يكي از طرفين مسئله مذهب را جدي نگيرد ،احتمالا مشكل حادي پيش نخواهد آمد.
نكته بسيار مهم در مورد نقش مذهب و ازدواج :
بسيار پيش آمده است كه دو نفر قبل از ازدواج از مفاهيم كلي در مورد مذهب استفاده مي كنند و هر دو توافق پيدا مي كنند ولي بعد از ازدواج ، در نمودها و مصاديق آن موارد كلي ، دچار اختلاف مي شوند.
مثلا ، هر دو مي گويند مسلمانيم ، هر دو از صداقت ، ايمان ، حجاب و .... حمايت مي كنند .
ولي در برخورد با مسائل و جزئيات زندگي ، برداشتها و اختلافهاي جدي پيدا مي كنند.
يكي حجاب را چادر مي داند ، ديگري هيچ اعتقادي به چادر يا حتي به مانتو هم ندارد.
يكي هرگونه موسيقي را حرام مي شمارد ، ديگري موسيقي را آرامش روح مي داند.
يكي زندگي مرفه را در تعارض با مذهب نمي داند ، ديگري رفاه گرايي را در تضاد با مذهب خود مي داند.
يكي پذيرائي مهمان زياد را در منزل ، مهمان نوازي دانسته و مي گويد : در خانه من، به روي همه باز است و من مهمان نواز هستم ، ديگري ميگويد مگر خانه ما ، كاروانسراست كه درش بروي هر كسي باز باشد. و ديگري را ولخرج مي شمارد.
يكي براي مسافرت ، مشهد و زيارت را در نظر مي گيرد ، ديگري دوست دارد به شمال و لب دريا برود . و هزاران مسئله ريز و درشت ديگر در زندگي مشتركشان پيش مي آيد ، كه با تولد فرزندان حادتر مي شود ، چون تفاوت در سبك تربيتي فرزندان را نيز شامل مي گردد. و هر كدام سعي دارد با زير و بمهاي ارزشي خود ، فرزندان را تربيت كند.
لذا توصيه مي شود ، كه قبل از ازدواج ، فقط روي مفاهيم كلي بحث نشود ، و به نمودها ، مصاديق و مثالهاي عيني آن توجه شود . سعي شود با مثالهايي ، طرف مقابل را در موقعيت هاي عيني و واقعي قرار داد. برگرفته از وبلاگ همدردی
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 10:8 |
لینک ثابت |
|
ازدواج و معيارهاي انتخاب همسر ( بخش دوم)
2 - توافق و طرز فكر
مسئله مهمي كه قبل از ازدواج وجود دارد ، اين است كه جوانان قبل از وارد شدن به زندگي زناشويي ، د رموضوع هاي مهم زندگي توافق نظر داشته باشند و اين توافق معمولا روي علايق و طرز فكر قرار مي گيرد.
طرز تفكر ، موضوع بسيار مهمي است ؛ زيرا بر اساس آن ‹‹ فلسفه زندگي ›› هر فردي ريخته مي شود. براي روشن شدن مطلب چند مثال ذكر مي گردد: آيا زن و مردي كه خيال ازدواج دارند به يك اندازه جاه طلب هستند يا اينكه يكي از آنها خيلي جاه طلب و ديگري معتقد به داشتن زندگي آرام و آهسته و بي دردسري است . اگر در اين مورد ، مرد ، شخص جاه طلبي است ، شايد مضار آن زياد نباشد ، اگر چه ممكن است زن او از اينكه شوهرش ساعات طولاني مشغول به كار است آزرده گردد. ولي اگر زن بي اندازه جاه طلب باشد ، سعي خواهد كرد تا شوهر راحت طلب و تنبل خود را به اصرار و پافشاري به كار بكشد و او را مجبور به پذيرفتن مشاغلي كند كه از عهده استعداد و علاقه اش خارج است ، و اين وضع با موفقيت و خوشبختي زناشويي تباين دارد.
نظريات سياسي ، مي تواند عوامل اختلافات زناشويي شود ، زيرا با افراطي بودن يكي و محافظه كار بودن ديگري ، امكان تصادم افكار زياد است. البته حتما نبايد نظريات سياسي دو همسر شباهت كامل به هم داشته باشد ولي صلاح در اين است كه از لحاظ عقايد سياسي در دو قطب مخالف قرار نگيرند.
مسئله مهم ديگر در زناشويي ، توافقي است كه زن و شوهر در مورد قضاوت درباره مسائل زندگي دارند. مثلا اگر شوهر ، فردي تخيلي و ايده آليست ، ولي زن شخص واقع بين و به اصطلاح رئاليست باشد ، شوهر ممكن است از رويه خشك و زياده از حد مادي زن خود خسته شود و احساس كند كه زنش قدرت درك معنويات و ظرايف زندگي را ندارد. زن واقع بين نيز ممكن است از دست شوهر تخيلي و فلسفه باف خود به ستوه آيد و او را آدمي خيالباف ، تنبل و دور از حقيقت زندگي بداند و مكرر آرزو كند كه اي كاش شوهرش قدري به خود بيايد و واقعيات زندگي را آن طور كه هست مشاهده كند. در چنين موقعي امكان وجود يك كانون خوشبختي كم است.
البته علايق رابطه نزديكي با طرز تفكر دارد و شامل فعاليتهاي متعدد روزانه از قبيل رفتن به سينما ، تئاتر ،كنسرت ، گوش دادن به راديو و تماشاي تلويزيون ، خواندن كتاب ، رفتن به مهماني ، سخنراني ها و امثال آن مي گردد. البته نبايد انتظار داشت كه زن و شوهر در همه اين علايق با يكديگر توافق داشته باشند ، ولي براي سعادت خانواده توافق كلي در قسمت عمده اي از علايق ضرورت دارد. |
برگرفته از وبلاگ همدردی
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 10:5 |
لینک ثابت |
|
ازدواج و معيارهاي انتخاب همسر ( بخش اول)
با چه كسي ازدواج كنيم ؟ چگونه همسرآينده امان را بشناسيم؟ چه شرايطي براي همسر در نظر بگيريم ؟ در چه سني بايد ازدواج كرد؟ چه شرايطي بايد داشته باشيم تا ازدواج كنيم ؟
و هزاران سئوال از اين دست را هر روزه جوانان در ذهن خود مرور مي كنند و به دنبال جواب هستند. در اين يادداشت و يادداشت های بعدي ، سعي ما بر اين است كه به اين مهم بپردازيم و سئوالاتي كه مبتلا به عموم هست را از منظر روانشناسي كاربردي پاسخ دهيم.
در مورد ازدواج بايد بگوئيم كه : اين رابطه تنها به منظور ارضاي تمايلات آني نيست . بلكه زندگي آينده و خوشبختي زن و مرد و كودكان آنها بر اساس اين پيوند قرار گرفته است و چنانكه در بحث تربيت كودك نيزمطرح است يكي از علل عمده اختلالات رواني در كودكان ، گسسته شدن رابطه خانواده و يا اختلافات خانوادگي است.
ازدواج موفق بستگي به عوامل مختلفي دارد كه خيلي از آنها را بايد در دوران نامزدي ( قبل از ازدواج ) ارزيابي كرد. عوامل ديگري نيز در موفقيت زندگي زناشويي موثر است كه مي توان آنها را بعد از ازدواج شناخت.
در ازدواج ، سازش دائمي و از خودگذشتگي فراوان لازم است ، ولي اگر زن و مرد قبل از ازدواج با يكديگر توافق بيشتري داشته باشند ، امكان سازش بعدي بيشتر خواهد بود.
مهمترين عوامل توافق در ازدواج عبارتند از :
1 - رشد عاطفي و فكري
2 - تشابه علايق و طرز تفكر
3 - تشابه مذهبي ( مسائل عيني مذهبي مد نظر است نه كليات )
4 - تشابه تحصيلي و طبقاتي
5 - تشابه طرز فكر نسبت به امور جنسي
6 - تشابه علاقه به زندگي و سرعت عمل در كارها
7 - رابطه با خانواده زن و شوهر
سعي ما بر اين است كه در اين يادداشت معيار اول را بحث كنيم.
1 - رشد عاطفي و فكري
مهمترين عامل موفقيت در زندگي زناشويي ، رشد عاطفي و فكري است. البته واضح است كه درجه رشد عاطفي و فكري تنها بستگي به سن ندارد ، بلكه سن رواني ، اجتماعي و عاطفي و سن جسماني همه از عوامل موثر روشنفكري است. اگر اين عوامل فراهم باشد ، بهترين سن براي ازدواج 25 سالگي براي مرد و 22 سالگي براي زن است.
در اين سن يك فرد عادي به اندازه كافي رشد و ثبات فكري و عاطفي دارد و امكان تغيير ناگهاني در رفتار او كم است ، اگر چه در اين سن عادات مختلف در فرد به صورت محكمي در آمده ، ولي هنوز قابليت تطبيق و سازش در او موجود است. البته بايد اضافه كرد كه اين سن را تنها از لحاظ كلي انتخاب كرديم ، بدين معني كه خيلي ازدواجهاي مقرون به خوشبختي وجود دارد كه زن و مرد در موقع ازدواج بسيار مسن تر يا جوان تر از سن مذكور بوده اند.
رشد جسماني نيز عامل مهمي در آمادگي براي ازدواج است. اگر چه در اجتماع كنوني ما ازدواج معمولا بعد از بلوغ صورت مي گيرد ، معهذا بايد گفت كه روان شناسان ، زناشويي كودكان تازه بالغ را كه آمادگي وارد شدن به زندگي پر مسئوليت زناشويي را ندارد ، صلاح نمي بينند.
مسئله ديگري كه از لحاظ بهداشت رواني قابل ملاحظه است اينكه آيا در ازدواج اختلاف هوش و معلومات سبب بروز اختلافات زناشويي خواهد شد يا خير ؟ تحقيقاتي كه در اين زمينه موجود است نشان مي دهد كه مردان تمايل دارند كه با زنان كم هوش تر از خود ازدواج كنند و اغلب زنهاي خيلي با هوش مجرد مي مانند. از لحاظ خوشبختي زناشويي ، صلاح است كه مرد از لحاظ هوش ، كمي برتر از زن باشد ، زيرا محيط ما چنين اقتضاء مي كند. ولي تفاوت زيادي در اين مورد نبايد وجود داشته باشد ، زيرا در غير اين صورت علايق و طرز تفكر آنان با يكديگر توافق نخواهد داشت. البته امكان دارد ازدواج موفقيت آميزي كه در آن زن با هوش و فعالي شريك است ، وجود داشته باشد ، ولي خطرات ناشي از آن زياد است . در واقع هوش يك معياري است كه علايق و طرز تفكر خاصي را توليد مي كند و درصورت اختلاف هوشي زياد انطباق و توافق طرفين به شدت كاهش مي يابد.
رشد اجتماعي رابطه نزديكي با رشد عاطفي و فكري دارد ، زيرا شخصي كه از لحاظ اجتماعي رشد كرده است ، روابط اجتماعي را بهتر درك مي كند . او مي داند چگونه با ديگران ، به خصوص خانواده و همكارانش سازش كند . او درك مي كند كه انتظارات اجتماع از او چيست و تا اندازه زيادي قادر است خود را با اين توقعات تطبيق دهد. همچنين او آماده قبول مسئوليت است و نسبت به محدوديتهاي خود آگاهي دارد.
يكي از مهمترين عوامل رشد ، مقدار و چگونگي رشد عاطفي است . مثلا شخص ممكن است سي يا چهل سال عمر كرده باشد ، ولي از لحاظ رشد عاطفي عقب مانده محسوب شود . چنين شخصي قدرت كنترل احساسات و عواطف خود را ندارد و در نتيجه زندگي زناشويي او مختل مي شود.
شخصي كه رشد عاطفي كرده است ، در مورد همسر و فرزند و دوستان و مشكلات زندگي نظريه واقع بينانه اي دارد. او داراي فلسفه زندگي معيني است كه بر اساس آن مي تواند از بحرانهاي دايمي زندگي جلوگيري كند . او به پيشرفت هاي فعلي خود متكي است و زياد به گذشته خود ، هر چند هم با شكوه بوده باشد ، اتكا ندارد. در ضمن به مطالبي از قبيل امور جنسي ، عشق ، ازدواج و تربيت كودك با روشنفكري مي نگرد. |
برگرفته از وبلاگ همدردی
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 10:0 |
لینک ثابت |
فوايد اُمگا-3 در غذاهاي دريايي
آن چه توجه محققان را به خود جلب کرده، اين است که بروز بيماريهاي قلبي و سکته در اسکيموها بسيار کم است.
محققان با توجه به رژيم غذايي در مناطقي که شيوع بيماريهاي قلبي در آنها کم بود، دريافتند که رمز سلامت آنها، مصرف محصولات دريايي است که امگا-3 کافي براي عملکرد طبيعي سلولها را فراهم ميکند.
مطالعات وسيعي در زمينه آثار اُمگا-3 بر سلامت و عملکرد طبيعي ارگانهاي بدن صورت گرفته است که همگي مويد نقش انکارناپذير مصرف آبزيان در سلامت عمومي بدن است.
در واقع بدن براي حفظ سلامت خود به يک سري چربي نياز دارد که حتما بايد از طريق غذا به بدن برسند، زيرا بدن توانايي ساخت اين دو گروه چربي را نداشته و فقط از طريق رژيم غذايي ميتواند اين چربيها را دريافت کند. به همين علت اين چربيها را، اسيدهاي چرب ضروري ناميده اند. کمبود اين چربيها عوارض بسيار جدي را به دنبال دارد. از علايم پوستي گرفته تا علايم عصبي، گوارشي، عملکردي و مغزي از نتايج کمبود اين چربيها هستند.
اين چربيها شامل اسيدهاي چرب امگا-3 و امگا-6 ميشوند که بدن، چربيها ديگر را از آنها توليد ميکند. اين اسيدهاي چرب براي عملکرد طبيعي بدن ضروري هستند. بخشي از فعاليت آنها در کنترل انعقاد خون، ساختار سلولي و ساخت غشاي سلولهاي مغزي موثر بوده و همچنين آثار بسيار مفيدي در جلوگيري از بيماريهاي قلبي عروقي، سکتهها، بيماريهاي پوستي مانند پسوريازيس و افسردگي، آسم و... دارند.
اسيدهاي چرب امگا-3 در ماهيها به ويژه انواع ماهيهاي چرب مانند ماهي خال مخالي، ماهيهاي خاوياري، سالمون و... به مقدار زياد وجود دارد. ساير منابع غذايي آن روغن سويا و کانولا، جوانه گندم ، گردو، روغن تخم کتان، سبزيجات برگ سبز و روغن کبد ماهي مي باشد.
منابع امگا-6 نيز بسيار گستردهاند و در انواع روغنهاي گياهي مانند ذرت، آفتابگردان و... وجود دارد.
همانطور که عنوان شد، هر دو گروه اين چربيها براي بدن لازم و ضرورياند. اما رعايت نسبت مناسب ميان مصرف آنها نيز بسيار پراهميت است. متاسفانه در مناطقي از جهان مانند ايران که مصرف ماهيان و محصولات دريايي پايين است، نسبت مصرف امگا-6 به امگا-3 در حدود 20 به 1 است.
بنابراين، در چنين رژيميمصرف چربيهاي سودمند امگا-3 پايين است. در حالي که بهترين نسبت مصرف امگا-6 به امگا-3، نسبت 4 به 1 است. چنين نسبتي با مصرف حداقل دو بار ماهي و محصولات غذايي دريايي در هفته به دست ميآيد.
نقش امگا-3 در بدن
امگا-3 در بدن به حدي مهم است که در مسيرهاي مهم متابوليک بدن نقش دارد، فعاليت آن از سطح سلولي با شرکت در ساختمان غشاي سلولي آغاز ميشود و سلامت غشا را حفظ ميکند. ويژگيهاي غشاي سلولي تحت تاثير نوع چربي است که مصرف ميشود.
مصرف بالاي چربيهاي اشباع سبب افزايششکنندگي غشاي سلولي ميشود و زمينه بروز آسيبهاي سلولي و حتي بروز سرطان را در ابعاد سلولي فراهم ميکند، در حالي که با مصرف چربيهاي سالمتر مانند امگا-3 سلولها در برابر آسيبها بيمه ميشوند.
به تازگي ترکيبي به نام رزولوين شناسايي شده است که اين ترکيب از تبديل امگا-3 موجود در آبزيان در بدن به وجود ميآيد.
آثار مفيد امگا-3 در درمان اختلالات روحي مانند افسردگي و اختلالات دو قطبي مشاهده شده است، بنابراين بسياري از پزشکان در درمان بيماران خود امگا-3 را نيز لحاظ ميکنند.
محققان همچنين ارتباط ميان وضعيت امگا-3 و افسردگي پس از زايمان را مورد بررسي قرار دادند.
در اين تحقيق، ميزان دوکوزاهگزانوئيک اسيد در خون 380 زن استراليايي شش ماه پس از زايمان بررسي و مشخص شد که افزايش يک درصدي ميزان آن در خون سبب کاهش 59 درصدي در علايم افسردگي ميشود.
در طول بارداري، روزانه در حدود 2/2 گرم اسيدهاي چرب ضروري به مصرف جنين ميرسد، در نتيجه پس از زايمان با کاهش ميزان آنها در بدن مادر، خطر ابتلا به افسردگي پس از زايمان افزايش مييابد.بر گرفته از سایت تبیان
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 9:6 |
لینک ثابت |
اگر همواره مانند گذشته بينديشيد، هميشه همان چيزهايي را بهدست ميآوريد كه تا بحال كسب كردهايد
فاينمن
سفر با نانو به اعماق هسته |
|
|
در هرکشوری، سازمان سیاحت وجهانگردی برای جهانگردان خارجی، راهنمایان متخصصی را تدارک می بیند تا این راهنمایان، جهانگردان را با مناطق سیاحتی و تاریخی کشور آشنا سازند و در طول سفر اطلاعاتی را در این زمینه به آن ها ارائه می دهند. در فیزیک نیز ما برای علاقه مندان به فیزیک (جهانگردان فیزیک)، راهنمایی تدارک دیده ایم. راهنمایی که برای سفر به اعماق هسته و ذرات زیر اتمی برای شما انتخاب کردیم، "نانو" نام دارد (نانو واحد فیزیکی و معادل 10 به توان 9- متر است). "نانو" ما را در سفر به اعماق زیر اتمی راهنمایی می کند و ما را با این دنیای به ظاهر کوچک اما وسیع و گسترده آشنا می سازد. پس خود را برای سفر به درون اتم آماده کنید. امیدورام که "نانو" راهنمای خوبی برای شما در این سفر باشد.
سفر خوشی را برای شما آرزو می کنیم!
مقدمات سفر
هنگامي كه فيزيكدانان مشغول بررسي ساختار متكامل اتم بودند، متوجه توده متراكمي كه در مركز آن قرار دارد، شدند. و درصدد برآمدند تا به ساختار اين توده كه بخش ناچيزي از اتم را اشغال كرده است، دست يابند. اين ابر متراكم همان هسته اتم است كه بار الكتريكي مثبت دارد. براي درك صحيح و روشن از ساختار هسته، بهتر است با مرور از بيان مفاهيم رايج در ساختمان هسته، به بررسي ساختار آن بپردازيم.
شروع سفر
ذرات سازنده اتم را زير اتمي مي گويند. اين ذرات به دو دسته تقسيم مي شوند:
1)هادرون ها
2)ليپتون ها
هادرون ها: تركيباتي هستند كه از ذرات بنيادي كوارك تشكيل شده اند. كوارك ذره اي بنيادي كه داراي بار الكتريكي است و اندازه بار الكتريكي آن كمتر از 1 واحد است. تا كنون 6 نوع كوارك كشف شده است كه عبارتند از: كوارك بالا(Up)،افسون(Charm) و رو(Top) با بار الكتريكي 3/2+ (دو سوم)، كوارك پايين(Down)،عجيب(Strange) وته(Bottom) با بارالكتريكي3/1-(منفی یک سوم).
علاوه بر بارالكتريكي كه نمودار خواص كوارك هاست از خواص ديگري بنام "رنگ " نيز استفاده مي شود. كوارك ها در سه رنگ "آبي"، "قرمز" و "سبز" طبقه بندي مي شوند.اين رنگ ها به منزله نوع بارالكتريكي آن هاست كه مشخصه نيروي بنيادي ميان كوارك هاست. اگر سه كوارك با اين سه رنگ مختلف در كنار يكديگر قرار گيرند رنگ سفيد حاصل مي شود.
به ذراتي كه از سه كوارك تشكيل شده اند، باريون مي گويند. معروفترين و پايدارترين باريون هاي شناخته شده، پروتون و نوترون هستند. پروتون از دو كوارك بالا و يك كوارك پايين و نوترون از دو كوارك پايين و يك كوارك بالا تشكيل شده و به همين دليل است كه پروتون داراي بار الكتريكي 1+ و نوترون بي بار(با استفاده از جمع جبری بار کوارک های سازنده).
به تركيبات هادروني كه از يك كوارك وضد كوارك تشكيل شده باشند، مزون مي گويند. مثلاً يك كوارك آبي و يك كوارك ضد آبي در كنار هم كه قرار گيرند، مزون را ايجاد مي كنند. مزون ها ناپايدارند و در مدت زمان بسيار كم به انرژي تبديل مي شوند.معروفترين مزون هاي شناخته شده پيون، كه از يك كوارك بالا و ضد كوارك پايين و همچنين كائون، كه از كوارك بالا و ضد كوارك عجيب تشكيل شده اند. كه عمر اين ذرات به 0.000000002 ثانيه هم نمي رسد. اخيراً يك تركيب هادروني كه از پنج كوارك تشكيل شده است، كشف كرده اند.
" نانو به پنتا کوارک طوری خیره شده بود که گویا اولین باری است که آن را می بیند، اما بر اساس اطلاعات دریافتی در این زمینه توضیح می دهد: " اين تركيب كه پنتا كوارك ناميده شده است از دو كوارك پايين، دوكوارك بالا و يك ضد كوارك عجيب تشكيل شده كه درمدت زمان كمتر از 20 -^10 (ده به توان منفی 20) ثانيه فرو مي پاشد و به يك نوترون و كائون مثبت تبديل مي شود. در تركيبات هادرون ها نيروهاي بنيادي وجود دارد كه اين نيرو ها قالب تركيبات هادروني را نگه مي دارد. نيروهاي بنيادي، نيروهاي حاكم بر جهان مي باشند كه ميان ذرات سنگ بناي مواد برقرار است. اين نيروها به چهار دسته تقسيم مي شوند:
1- نيروي قوي(رنگ)
2- نيروي الكترومغناطيسي
3- نيروي ضعيف
4- نيروي گرانشي
* نيروي قوي: اين نيرو مخصوص تركيبات كواركي است كه ميان كوارك ها بر قرار است. لازمه برقراري اين نيرو آن است كه سه كوارك با سه رنگ مختلف (كه در بالا ذكر شد) در كنار يكديگر قرار گيرند، همانطور كه لازمه برقراري نيروي الكتريكي آنست كه دو ذره باردار در كنار هم باشند. به همين دليل است كه كوارك ها به تنهايي در طبيعت يافت نمي شوند. اين نيرو از پرت شدن كوارك ها در درون پروتون و نوترون جلوگيري مي كند. اين نيرو توسط گلوئون ها، بين كوارك ها منتقل مي شود. البته اين نيرو فقط در فواصل كوتاه كارگر است.
* نيروي الكترومغناطيسي: اين نيرو ميان ذرات باردار ايجاد مي شود. و همچنين نيروي الكترومغناطيسي بر ذرات باردار كه در ميدان مغناطيسي در حال حركتند، وارد مي شود. اين نيرو توسط فوتون ها، بين ذرات باردار منتقل مي شود.
*نيروي ضعيف: علاوه بر دو نيرويي كه در بالا ذكر شد، نيرويي وجود دارد كه بدون استثنا بر تمام ذرات جهان در فواصل بسيار بسيار كم حكمفرماست. اين نيرو را نيروي ضعيف مي نامند، كه توسط بوزون ها ميان ذرات منتقل مي شود.
*نيروي گرانشي (جاذبه): نيروي جاذبه اي است كه ميان اجسامي كه داراي جرم مي باشند حكمفرماست. اين نيرو نسبت به نيروهاي بنيادي ديگر در مورد ذرات بنيادي ودر فواصل كوتاه بسيار ضعيف است. اين نيرو در مورد اجرام آسماني موثر است. نيرو گرانشي توسط ذرات گراويتون(Graviton) ميان مواد جابجا مي شود. ناقلان نيروهاي بنيادي همگي از ذرات بنيادي به شمار مي آيند.
ليپتون ها : ليپتون ها ذرات بنيادي هستند كه نيروي قوي (رنگ) بر آن ها حاكم نيست. معروفترين ليپتون هاي شناخته شده، الكترون، ميون ها و تاو مي باشند كه همگي اين ذرات بار الكتريكي منفي دارند. الكترون ها پايدارند اما دوذره ميون و تاو عمرشان بسيار كم مي باشد. نوترينوي اين ذرات نيز وجود دارد كه پايدار هستند.
نوترون ها به تنهايي ناپايدارند و پس از حدود 15 دقيقه از بين مي روند و به يك پروتون و الكترون تبديل مي شوند. در آزمايشگاه مقدار انرژي محاسبه شده براي الكترون واپاشي شده، كمتر از مقدار مشاهده شده در آزمايش اين واكنش بوده است. فيزيكدانان با بررسي كل انرژي در قبل و بعد از واكنش به اين نتيجه رسيدند كه مقداري انرژي در واپاشي الكترون ناپديد شده است و پايستگي انرژي در اين مورد صدق نمي كند. تا اينكه در سال 1933 ولفگانگ پائولي نظريه اي را در اين مورد ارئه داد. اين نظريه مي گويد هنگامي كه الكترون يا هر ذره بنيادي ميون يا تاو، واپاشي مي كند، مقداري از انرژي آزاد شده در اين واكنش توسط ذره اي بي بار كه جرم آن نزديك به صفر است حمل مي شود. اين ذره را نوترينو يعني يك ذره خيلي كوچك خنثي، نام نهادند. چون جرم اين ذره نزديك به صفر است، تشخيص آن در آزمايشگاه ها بسيار سخت و مشكل بود.
" نانو کمی مکث کرده و ادامه می دهد :" تا اينكه در سال 1956 به وجود اين ذره در يك ميدان مغناطيسي بسيار بسيار قوي پي بردند.
پس تمام ذرات ليپتون، كوارك ها و ذرات ميدان (ذرات منتقل كننده نيرو) جزو ذرات بنيادي هستند.از اين ذرات بنيادي، فقط كوارك بالا، پايين والكترون در ساختار جهان ما نقشي را برعهده دارند. پروتون ها و نوترون ها نسبت به الكترون ها بسيار سنگين هستند اما اندازه بار الكتريكي پروتون ها والكترون ها يكسان مي باشد.
اكنون با مرور بر مفاهيم ذرات بنيادي، مي توانيم ساختمان هسته را توصيف كنيم. هسته از پروتون ها و نوترون ها تشكيل شده كه به طور متراكم در كنار يكديگر قرار دارند. به ذرات سازنده هسته، نوكلئون مي گويند. هسته داراي بارالكتريكي مثبت مي باشد. اندازه بار الكتريكي هسته كه ناشي از پروتون هاي آن مي باشد، برابر با مجموع اندازه تعداد بار الكتريكي منفي الكترون هاست. به همين دليل اتم در حالت طبيعي از نظر بار الكتريكي خنثي است. اگر اتم الكتروني را از دست بدهد، تعداد بار الكتريكي منفي كمتر از تعداد بار الكتريكي مثبت مي شود و درنتيجه اتم به يون مثبت تبديل مي شود. اتم هاي فلزي داراي چنين خاصيتي هستند. اما اگر اتمي الكتروني را دريافت كند، تعداد بار الكتريكي مثبت كمتر از تعداد بار الكتريكي منفي مي شود و در نتيجه اتم به يون منفي تبديل مي گردد. اتم هاي عناصر نافلز داراي چنين خاصيتي مي باشند.هسته با بار الكتريكي مثبت خود باعث مي شود كه الكترون ها در سطوح انرژي معين در اطراف خود حركت كنند. تا جايي كه مي دانيم، بيشتر فضاي اتم توخالي است و بخش ناچيزي از آن را هسته اشغال كرده است. هسته كه دربرگيرنده ذرات سنگين مي باشد، جرم اتم به شمار مي رود. اما در واحد جرم اتمي، جرم الكترون هاي اتم را نيز در نظر مي گيرند.
تعداد پروتون هاي هسته يك اتم را عدد اتمي مي گويند كه با A نشان مي دهند. عدد اتمي نيز نمودار تعداد الكترون هاي اتم خنثي به شمار مي رود. تعداد نوكلئون هاي هسته يك اتم را عدد جرمي مي گويند كه با Z نشان مي دهند. پس (Z-A) تعداد نوترون هاي هسته را به ما نشان مي دهد.
هر عنصر عدد اتمي منحصر به فردي دارد كه نمايانگر خاصيت شيميايي آن مي باشد اما عدد جرمي عنصر نمايانگر خواص فيزيكي عنصر مانند چگالي و جرم مي باشد. اما عدد جرمي هسته هاي اتم هاي يك عنصر متفاوت مي باشد. و اين تفاوت ناشي از متغيير بودن تعداد نوترون هاي هسته هاي عنصر مي باشد. پس به عناصري كه عدد اتمي آن ها يكسان اما عدد جرميشان متفاوت مي باشد، ايزوتوپ هاي آن عنصر مي گويند. مثلا ًعدد اتمي كربن 6 مي باشد اما كربن داراي 4 ايزوتوپ با اعداد جرمي 13,12,11 و14 مي باشد. عدد جرمي را در پايين نماد عنصر و عدد اتمي را در بالاي نماد عنصر مي نويسند.
ما مي دانيم كه هسته توده اي توپر و متراكم مي باشد كه در آن پروتون ها و نوترون ها به صورت فشرده در كنار يكديگر قرار گرفته اند. به نيرويي كه بر پروتون ها و نوترون ها وارد شده و آن ها را در هسته، در كنار يكديگر قرار مي دهد، نيروي هسته اي مي گويند. نيروي هسته اي بايستي آنقدر قوي باشد تا بر نيروي رانشي ميان پروتون هاي هسته كه در كنار يكديگر قرار گرفته اند، فايق شده و آن ها را در كنار يكديگر قرار داده تا هسته را پايدار نگه دارد. نيروي هسته اي نيروي بنيادي نيست بلكه نيروي هاي بنيادي، زير بناي اين نيروي قوي مي باشند. البته نيروي قوي(كوارك) و نيروي ضعيف نسبت به دو نيروي بنيادي ديگر، بر نيروي هسته اي موثرترند. به همين دليل نيروي هسته اي در فواصل كوتاه كارگر است.
هنگامي كه پروتون ها و نوترون ها در كنار يكديگر قرار مي گيرند و هسته اتمي را به وجود مي آورند، مجموع جرم پروتون ها ونوترون هاي هسته از جرم هسته كمتر مي باشد، پس در تشكيل هسته اتم، مقداري جرم به انرژي تبديل مي شود. كه به اين مقدار انرژي، انرژي اتصال هسته مي گويند. پس انرژي اتصال، مقدار انرژي لازم براي شكستن كامل هسته اتم وتبديل آن به پروتون ها و نوترون هاي مستقل، و يا مقدار انرژي كه بر اثر تشكيل هسته اتم آزاد مي شود، مي باشد.
اگر Mn مجموع جرم نوكلئون ها ، Me جرم الكترون و Mx جرم اتمي ايزوتوپ يك عنصر باشد، آنگاه انرژي اتصال هسته از رابطه زير بدست مي آيد:
E=(Mn+A Me) c^2- (Mx) c^2
نيروي هسته اي نيرويي كوتاه برد كه در فاصله محدودي موثر است. در هسته پايدار اتم هاي سبك تعداد پروتون ها و نوترون ها برابر و يا اختلافشان به يك نزديك مي شود. اما در هسته اتم هاي سنگين تعداد پروتون ها و نوترون ها بيشتر مي شود به طوري كه در اتم هاي سنگين تعداد نوترون ها بيشتر از پروتون ها مي شود تا بر نيروي رانشي پروتون ها كه در حال افزايش مي باشد، غلبه كند، و اين امر خود سبب مي شود تا از طرفي شعاع هسته افزايش يابد و از طرف ديگر نيروي رانشي ميان پروتون ها قوي تر مي شود، و در نتيجه نيروي هسته اي نمي تواند هسته را پايدار نگه دارد و هسته فرو مي پاشد. سنگين ترين هسته پايدار بيسموت 209 (عدد جرمي 209 و عدداتمي 83) و سبكترين هسته ناپايدار تريتيم (ايزوتوپي از هيدروژن كه عدد جرمي آن 3 مي باشد). تحقيقات نشان داده اند هسته هايي كه عدد اتمي آن ها 20،8،2 و يا 82 مي باشد، نسبت به ساير نوكلئيد ها از پايداري كاملي برخوردارند، زيرا انرژي اتصال هسته اي اين عناصر زياد مي باشد. و همچنين اين عناصر نسبت به عناصر اطراف خود در جدول تناوبي، ايزوتوپ هاي بيشتري دارند. هنگامي كه هسته اي فرو مي پاشد، شكافت هسته اي رخ مي دهد كه در طي اين واكنش هسته اي مقدار زيادي انرژي آزاد مي شود. انرژي آزاد شده در واكنش هسته اي نسبت به واكنش شيميايي بسيار زياد مي باشد، زيرا در طي اين واكنش مقداري جرم به انرژي تبديل مي شود. پس جرم هسته اوليه بيشتر از جرم هسته محصولات است. پس واكنش هسته اي واكنشي است كه در آن يك هسته به هسته ديگر تبديل مي شود كه در طي اين واكنش مقادير عظيمي انرژي آزاد مي شود. واكنش هاي هسته اي به دو دسته تقسيم مي شوند:
1) شكافت هسته
2) همجوشي
شكافت هسته اي :
واكنشي است كه در آن هسته مادر دچار دگرگوني مي شود و در اين دگرگوني تعداد پروتون ها و نوترون هاي نوكلئيد تغيير مي كند و در نتيجه هسته به نوكلئيدي جديد تبديل مي گردد كه در اين تبديل مقداري جرم به انرژي تبديل مي شود. در طي شكافت هسته اي، ذرات بنيادي و تركيبات هادروني كه طول عمرشان بسيار كم مي باشد، نيز توليد مي گردد. اما در فاصله زماني بسيار كوتاه اين ذرات به انرژي تبديل مي شوند؛ مانند توليد كاوون ها كه در برخورد پرتو گاما به هسته كربن 12 در مدت زمان كمتر از 10- ^10 ثانيه متلاشي مي شود. شكافت هاي هسته اي همراه با واپاشي پرتوزايي مي باشد. پرتو هاي آلفا، بتا و گاما از جمله پرتو هاي شناخته شده در پرتوزايي مي باشند.
آلفا, از دو پروتون و دو نوترون تشكيل شده و داراي بار الكتريكي 2+ است به همين خاطر آلفا هسته هيليم به شمار مي رود. هسته هاي سنگين تر كه عدد جرمي و عدد اتمي آن ها به ترتيب بيشتر از 209 و83 باشد، مطابق آنچه كه در بالا به آن اشاره شد، در فروپاشي خود مي توانند ذرات آلفا را گسيل كنند. ذرات آلفا مقدار انرژي آزاده شده در شكافت هسته اي را براي خود دريافت مي كنند؛ كه اين مقدار انرژي به صورت انرژي جنبشي پرتو آلفا ظاهر مي شود. سرعت پرتو آلفا در حدود 16000كيلومتر بر ثانيه است. اين پرتو مي تواند در برخي از اجسام نازك نفوذ كرده و از آن ها عبور كند.
بتا؛ در واپاشي بتا دو نوع بتا گسيل مي شود. بتا مثبت وبتا منفي. بتا منفي از الكترون تشكيل شده و بار الكتريكي آن 1- و بتا مثبت از پوزيترون(ضد الكترون) تشكيل شده و اندازه بار آن 1+ است.
در برخي از اتم ها، هسته اتم براي آنكه به پايداري برسد، در هسته، يك نوترون به پروتون و الكترون تبديل مي شود، و در نتيجه عدد اتمي هسته يكي افزايش مي يابد و عدد جرمي آن ثابت باقي مي ماند. در اين واكنش هسته اي، يك الكترون از هسته اتم گسيل مي شود كه به آن پرتو بتا (منفي) مي گويند. الكترون گسيلي، مقداري از انرژي آزاد شده در اين واكنش را براي خود مي گيرد، كه اين انرژي به صورت انرژي جنبشي بتا ظاهر مي شود اما در اين فرايند مقداري از انرژي توسط پادنوترينو حمل مي شود. به همين دليل، الكترون گسيلي از هسته اتم، در درون اتم قرار نمي گيرد؛ و چون در هسته جديد تعداد پروتون ها بيشتر از الكترون هاي اتم مي باشد، اتم به يون مثبت تبديل مي شود. به طوري كه اگر اين واكنش را در يك ميدان مغناطيسي قوي قرار دهيم، بتا در يك مسير و يون مثبت در مسير خلاف آن منحرف مي شود. و اين آزمايش نشان دهنده منفي بودن بار بتاست. سرعت بتا در حدود 130,000 كيلومتر بر ثانيه است.
در بعضي از اتم ها، نوكلئيد اتم براي رسيدن به پايداري، در هسته يك پروتون به نوترون و پوزيترون(ضد الكترون) تبديل مي شود و در نتيجه عدد اتمي آن يكي كم مي شود و عدد جرمي ثابت باقي مي ماند. پوزيترون از هسته اتم گسيل مي شود كه به آن بتاي مثبت مي گويند. بتاي مثبت مقداري از انرژي آزاد شده در اين واكنش را دريافت مي كند و همچنين مقداري از انرژي آزاد شده در اين فرايند توسط نوترينو حمل مي شود. چون در اين واكنش تعداد پروتون ها كمتر از الكترون ها مي شود در طي اين فرايند در مدت زمان بسيار كوتاه، اتم به يون منفي تبديل مي گردد؛ و اين امر سبب مي شود كه قدرت هسته در جذب الكترون ها، مخصوصا الكترون هاي سطوح بالا، ضعيف تر شود و به هر الكترون سهم كمتري از نيرو جاذبه برسد. و الكتروني كه در سطح انرژي بالايي قرار دارد، با دريافت حداقل انرژي آزاد شده در واكنش هسته اي، از مدار خود خارج شده و اتم را ترك مي كند. الكترون و پوزيترون به يكديگر برخورد كرده و به انرژي تبديل مي شوند. اگر اين واكنش را در اتاقك ابر ويلسون تحت ميدان مغناطيسي بسيار قوي قرار دهيم، مشاهده مي كنيم كه الكترون و پوزيترون در خلاف جهت يكديگر منحرف مي شوند و هسته محصول بدون انحراف به مسير خود ادامه مي دهد. واين نشان مي دهد كه بتاي مثبت از پوزيتورن با بار مثبت تشكيل شده. البته اين نوع هسته ها كه بتا مثبت گسيل مي كنند در طبيعت تاكنون كشف نشده، و بلكه به دست بشر ساخته شده است.
در برخي ازاتم ها، هسته اتم، الكتروني را كه در سطح انرژي اول قرار دارد، جذب مي كند. اين الكترون در هسته گير انداخته مي شود. اين الكترون گير انداخته شده در هسته با پروتون، يك نوترون را ايجاد مي كنند. در نتيجه عدد اتمي يكي كم شده و عدد جرمي ثابت باقي مي ماند. كه به اين پديده گير اندازي الكترون مي گويند. گيراندازي الكترون همان اثر گسيل بتا مثبت را دارد. گير اندازي الكترون موقعي اتفاق مي افتد كه نسبت نوترون به پروتون يك نوكلئد پايدار، افزايش يابد. در طي اين فرايند چون جاي يك الكترون در سطح انرژي اول خالي باقي مي ماند، يك الكترون از سطح انرژي بالاتر به سطح انرژي اول منتقل مي شود، كه در اين انتقال، الكترون مقداري انرژي به صورت تابش گسيل مي كند كه اين پرتو تابشي در محدوده پرتو ايكس مي باشد. البته اين نوع نوكليدها تا كنون در طبيعت يافت نشده است و بلكه در آزمايشگاه ها توسط بشر ساخته شده است.
پرتو گاما، يكي از پرتو هاي گسيلي در واكنش هسته ايست. اين پرتو از جنس نور است. طول موج پرتو گاما از پرتو ايكس كوتاهتر است و اين نشان مي دهد كه انرژي پرتو گاما از پرتو ايكس بيشتر مي باشد. در طي واكنش هسته اي، هسته مقداري از انرژي آزاد شده در واكنش را دريافت مي كند و به سطح انرژي بالاتري مي رود. هسته در مدت زماني كمتر از 28- ^ 10 ثانيه به سطح انرژي پايدارتري مي رود كه در اين انتقال مقداري از انرژي دريافتي را به صورت تابشي گسيل مي كند. انرژي اين پرتو تابشي حتي از پرتو ايكس نيز بيشتر مي باشد، كه به اين پرتو گسيلي گاما مي گويند. پرتو گاما در تمام واكنش هاي هسته اي مشاهده شده است.
طبق آنچه كه گقته شد، شكافت هسته اي مي توانند به سه طريق رخ دهند:
1) هسته اتم هاي سنگين طبق آنچه كه در بالا به آن اشاره كرديم فرو مي پاشند و به هسته هاي سبكتري تبديل مي گردند. اين فرايند همراه با واپاشي پرتوزايي مي باشد. مانند شكافت خود به خود اورانيم 235.
2) در برخي از هسته ها(مخصوصا هسته هاي سبك)، پروتون ها و نوترون ها به گونه اي در كنار يكديگر قرار مي گيرند كه نيروي هسته اي نمي تواند آن ها را در هسته نگاه دارد و در نتيجه هسته دچار دگرگوني مي شود.
3) اگر هسته را توسط ذراتي مانند پريتيم(پروتون)،دوتريم،آلفا، نوترون و يا حتي پرتو گاما بمباران كنيم، اگر انرژي اين ذرات در هنگام برخورد با هسته به اندازه كافي باشد، هسته دچار دگرگوني مي شود، كه در طي اين فرايند مقداري انرژي آزاد مي شود.
در پرتاب ذرات يوني مانند آلفا و پروتون كه داراي بار الكتريكي مثبت مي باشند، انرژي اين ذرات بايد به اندازه اي تا از يك طرف بتواند بر نيروي رانشي ميان خود و هسته غلبه كرده و به آن برخورد كند، و از طرف ديگر بتواند در برخورد با هسته، آن را بشكافاند.
در پرتاب نوترون، اگر انرژي نوترون پرتابي، كمتر از مقدار معين باشد، نوترون نمي تواند هسته را بشكافد و نوترون در هسته گيراندازي مي شود. با گيراندازي نوترون، تعداد نوترون هسته يكي بيشتر مي شود، و در نتيجه عدد جرمي اتم يكي افزايش مي يابد. از اين طريق ايزوتوپ هاي مختلف يك عنصر را در آزمايشگاه مي سازند. اما اگر انرژي جنبشي نوترون بيشتر از حد معين باشد، اين نوترون مي تواند هسته اتم را بشكافد و در نتيجه شكافت هسته اي رخ مي دهد. به اين نوترون هاي با انرژي جنبشي زياد، نوترون هاي حرارتي مي گويند. از نوترون هاي حرارتي در نيروگاه هاي اتمي و همچنين بمب اتمي استفاده مي كنند. پرتو گاما كه حامل انرژي است مي تواند با انرژي خود ذراتي را در درون هسته قرار دارند را به بيرون پرتاب كند.
همجوشي :
واكنش همجوشي، فرايندي است كه در طي آن دو(يا چند) هسته سبكتر باهم برخورد كرده و به هسته(هاي) سنگين تر تبديل مي شود. در اين واكنش جرم محصولات كمتر از جرم اوليه است، پس در طي اين فرايند مقداري جرم به انرژي تبديل مي شود. هسته ها داراي بار الكتريكي مثبت مي باشند پس در فرايند همجوشي بايد بر نيروي رانشي ميان هسته ها غلبه كرد، تا بتوانيم هسته ها را به يكديگر برخورد دهيم تا در اين برخورد هسته سنگين تر توليد شود. پس لازمه شرايط ايجاد فرايند همجوشي، فراهم كردن انرژي لازم براي برخورد كردن هسته ها به يكديگر مي باشد. به همين دليل فرايند همجوشي در دماهاي بسيار بسيار بالا رخ مي دهند. با آزاد شدن انرژي در فرايند همجوشي، اين مقدار انرژي، مي تواند شرايط لازم را براي ايجاد واكنش هاي همجوشي ديگر، فراهم كند. در فرايند همجوشي، كه دماي محيط بسيار بسيار بالاست ماده در حالت پلاسماست. نمونه بارز اين پديده، خورشيد مي باشد، كه دماي هسته آن به بيش از 20ميليون كلوين مي رسد.
پایان سفر
سفر ما به اعماق هسته و دیدار با ذرات زیر اتمی به پایان رسید و امیدوارم که نانو راهنمای خوبی برای شما در این سفر بوده باشد.
سوغاتی سفر
اطلاعاتی را که در این سفر کسب کرده اید به دیگران منتقل سازید.
"به امید سفر دیگر به نقاط مختلف فیزیک با راهنمای جدید"
منبع: پارس اسکای نویسنده احمد شکیب
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 ساعت 19:16 |
لینک ثابت |
| سرگرمي رياضی : |
|
احمد و محمود وعلی در روی سه پله پشت سرهم نشسته اند. محمود و علی حق ندارند سر خود را برگردانند. محمود می تواند علی را ببيند واحمد میتواندمحمود وعلی راببيند. ازدرون يک کيسه که حاوی دو کلاه سفيد و سه کلاه سياه است، (و هر سه نفر از اين موضوع خبر دارند) به طور تصادفی سه کلاه را برداشته وهر يک را برسر يکی از آنان می گذاريم. به گونهای که هيچکدام رنگ کلاه خود رانبينند. احمدگفت : من رنگ کلاه خود رانمی دانم. محمود هم که سخن احمد را شنيد گفت: من هم رنگ کلاه خود را نمی توانم بگويم. علی با توجه به اظهار نظر آن دونفر توانست رنگ کلاه خود راتشخيص دهد. آيا شما میتوانيد بگوئيد استدلال علی برای تعيين رنگ کلاهش چه بوده است؟ طراح علی اکبر جعفری(سایت آخاله دات آی آر)
|
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 ساعت 18:35 |
لینک ثابت |
نوروز :
نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای است كه روايت های تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است نوروز جشن شروع فروردين يا « فرودگان » است كه ياد آور اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب ، ارواح پاك مردگان ، برای ديدار وضع زندگي و احوال بازماندگان به زمين فرود مي آيند و در خانه و آشيانه خويش سرگرم تماشا وسركشي مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و ساكنان آن راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمي گردند. اما درغير اينصورت ، آنان غمگين وناراحت به منزلگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده به انتظار مي نشينند .
درباره پيدايش نوروز در روايتي ديگر چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت آن متحير شدند . پس جمشيد دستور داد تا از ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند . از اين رو ، آن را نوروز ناميدند .
همچنين روايت شده كه اهريمن ، بلای خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد . اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد . آنگاه خشكسالي، قحطي ونكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت وي درختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند . پس مرد م اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و مباركي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است . در خيام نامه آمده است :
چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت ، جهان از او يكسره راست همي آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه های بسيار ساختند و سيم و زر از معادن بر آوردند و ديبای ابريشمي بافتند كه آن روز ، روز اول « حمل » بود . پس جشني بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردين آيد ، آن روز را جشن گيرند . در ميان اقوام آريايي كه وارد ايران شدند ، جشن سال نو در اصل به دو شكل زير بوده است :
آرياييها در روزگاران باستاني دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه مي شد . ولي پس از مدتي ، تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد . در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو تلقي مي كردند . در جشن اول كه به هنگام آغاز فصل گرما يعني به هنگامي كه گله ها را از آغل به چمنهاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره گرمابخش خورشيد شاد مي شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز مي شد . در اين ايام گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند . بر اساس شواهد و قرا ئن ، جشن نوروز حتي به هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا مي شده و شايد به نحوی كه اكنون بر ما معلوم نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي داشتند .
عيد نوروز شش روز متوالي دوام داشت و در اين روزها ، سلاطين بار عام مي دادند و نجبای بزرگ و اعضای خاندان خود را به ترتيب مي پذيرفتند و به حاضران عيدی مي دادند . در روز اول سال مردم زود از خواب برمي خواستند ، به كنار نهرها و قناتها و خود را مي شستند و به يكديگر آب مي پاشيدند و شيريني تعارف مي كردند . صبح قبل از آنكه كلامي گويند ، شكر يا عسل مي خورند و برای حفظ بدن از نا خوشي ها و بدبختي ها روغن به تن مي ماليدند.
اما نوروز ، پس از مرگ جمشيد نيز به حيات خود ادامه داد . در معنا ، نوروز ، از هجمه ها و حمله هاي يونانيان ، اعراب ، تركها ومغول ها جان به در برد . و نوروز ثابت كرد كه مهم ترين جشن فرهنگي ميليون ها ايراني است كه در درون ايران زندگي مي كنند
هفت سين
هفت سين ، هفت واژه كه با حروف « سين » شروع مي شوند نيز از سنت های جالب نوروز است . در زمان امروز ، هفت سين مشخصاً معاني استعاره اي خاص خود را دارد : سمنو ، جوانه هاي گندم كه طي مراسم خاصي پخته مي شود . سيب ، سنجد ، سير . زرتشتيان ، اوستا ، كتاب مقدس آسماني خود را در رأس سفره هفت سين قرار مي دهند . تخم مرغ های رنگين ، گلاب ، سكه ، طلا ، ماهي قرمز در آب ، آينه ، شمع و هر يك از اين موارد سمبل و نماد تولد ديگر باره بهاران است . در اساطير ايراني در ارتباط با نوروز ، جوانه ي گندم و عناب ، نشانه و سمبل زايش ديگر باره بهاران است و سبزی ، سكه ، و سركه سمبل و نماد افكار نيك ، كردار نيك ، خدا پرستي ، نيك بختي ، جاودانگي و داد و دهش است كه به باور زرتشتيان ، زرتشت پيامبر، آنها را از جمله صفات اهورا مزدا دانسته است.برگرفته از وبلاگ درمان وتامین سلامت با گیاهان
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 ساعت 18:9 |
لینک ثابت |
| کودکان بیش فعال: |
|
دید کلی
بیشفعالی به حالتی دلالت میکند که در آن کودک به نحوی مفرط و بیش از اندازه فعال و پرجنب و جوش است. تحرک زیاد این کودکان نه تنها خود آنها را بلکه اطرافیان ، هم کلاسی ها ، اولیای مدرسه را دچار مشکل میکند. از آن جایی که در میان درصد بالایی از معتادین و افرادی که ترک تحصیل کردهاند علایم بیش فعالی در کودکی قابل مشاهده است.
از طرفی کودکان بیش فعال در معرض خطر بالایی از اختلال سلوک ، شخصیت ضد اجتماعی و سوء مصرف مواد مخدر قرار دارند لذا آگاهی همگان بویژه والدین و معلمان در این حالات از اهمیت بسزایی برخوردار است. نقص در تمرکز یا اختلال بیشفعالی (ADHD) شرایطی را برای کودک ایجاد میکند که نتواند آرام و بدون حرکت بنشیند، رفتارش را کنترل کرده و توجه خود را به یک موضوع خاص معطوف کند.
شیوع بیش فعالی
از هر 100 کودک 5 کودک میتوانند مبتلا به بیش فعالی باشند. پسران 3 برابر بیش از دختران در معرض ابتلا قرار دارند. اغلب این مشکلات قبل از 7 سالگی آغاز میشوند و ممکن است والدین تا وقتی که فرزندشان بزرگتر نشده متوجه مشکل او نگردند. پزشکان نمیدانند که چه چیزی باعث بروز ADHD میگردد ولی مطالعات بر روی مغز انسانها را به فهم علل اجتماعی ADHD نزدیکتر کرده است.
پزشکان معتقدند افراد مبتلا به ADHD فاقد میزان کافی از مواد شیمیایی خاص به نام میانجیهای عصبی در مغز هستند. این مواد شیمیایی به مغز در کنترل کردن رفتار کمک میکند. والدین و آموزگاران باعث ایجاد ADHD در کودک نمیشوند ، بلکه آنها میتوانند در فعالیتهای کودک به وی کمک کنند.
علایم ADHD
1- مشکل در توجه
2- فعالیت بیش از اندازه (بیشفعالی)
3- انجام عمل قبل از فکر کردن به آن (حرکات تکانشی)
انواع بیشفعالی
1- نوع بیدقت و بدون توجه
در این نوع فرد نمی تواند روی تکلیفی که به او میدهند و یا یک فعالیت خاص تمرکز داشته باشد. اکثر کودکان دچار ADHD در دقت و توجه کردن دچار مشکل هستند. این دسته از افراد غالبا:
توجه زیادی به جزئیات ندارند.
بر بازیها و کارهای مدرسه نمیتوانند تمرکز داشته باشند.
کارهای مدرسه و فعالیتهای روزانه خود را در منزل تا آخر دنبال نمیکنند و آنها را به پایان نمیرسانند.
نمیتوانند یک وظیفه یا تکلیف را تمام و کمال انجام دهند.
اسباب بازیها ، کتابها و وسایلشان را اغلب گم میکنند.
2- نوع تکانشی - بیشفعالی
در این نوع از اختلال فرد بسیار فعال است. و بدون فکر اقدام به فعالیت و انجام کار میکند. فعالیت بیش از حد معمول ، قابل مشاهدهترین مشخصه اختلال ADHD است. کودک بیشفعال همیشه در حال انجام کاری میباشد. ممکن است سطح بیشفعالی با افزایش سن کاهش یابد. این کودکان قبلا از این که راجع به عملی فکر کنند آن را انجام میدهند.
برای مثال این کودکان ممکن است بطور ناگهانی وسط خیابان شروع به دویدن کنند و از یک سمت به سمت دیگر خیابان بدون نگاه کردن حرکت کنند و یا این که از درخت بلندی شروع به بالا رفتن کنند. ممکن است آن هابا موقعیتهای خطرناک شگفت زده شوند. گاهی هم هیچ ایده و فکری برای خارج شدن از این وضعیت ندارند. غالبا، فعالیتهای تکانشی و بیشفعالی با هم همراه هستند. مشخصه کودکانی که این اختلال را با هم دارند بدین گونه است:
بیقراری و ناآرامی
دویدن مداوم از سویی به سوی دیگر و یا بالا رفتن از چیزی
پایین آمدن از صندلی وقتی که اجازه این کار را ندارند.
عدم توانایی در بیسر و صدا بازی کردن
بیش از حد صحبت کردن
پاسخدادن ناگهانی و بدون فکر به پرسشی که هنوز تمام نشده است.
عدم توانایی در صبر کردن برای نوبت خود
بدون اجازه وسط بازی دیگران پریدن
وسط صحبت دیگران پریدن
نوع ترکیبی
در این نوع اختلال فرد بسیار فعال است و بدون فکر اقدام به فعالیت و انجام کار مینماید. کودکان با این نوع اختلال نشانههایی از هر دو نوع قبل را که متذکر شدیم دارا هستند. آنها در توجهکردن، بیشفعال بودن و کنترل تکانشهای خود دچار مشکل هستند. البته گاهی تمام کودکان بیتوجه هستند و یا اینکه بیش از حد فعالیت میکنند و حرکات تکانشی دارند.
اما در کودکان دچار ADHD این حرکات همیشگی هستند نه استثنایی این رفتارها برای کودک در خانه، مدرسه و با دوستان مشکلات حقیقی ایجاد میکنند در نتیجه اکثر کودکان دچار این اختلال، احساس افسردگی ، اضطراب و عدم اطمینان به خود را دارند. این احساسات جزء نشانههای ADHD محسوب نمیشوند و در اثر مشکلات مکرر در خانه و مدرسه در کودک ایجاد میشوند.
چطور میتوان فهمید کودکی مبتلا به ADHD است؟
وقتی علایم ADHD در کودکی مشاهده شود باید توسط یک متخصص ماهر مورد ارزیابی قرار گیرد. این فرد میتواند از کارکنان مدرسه باشد و یا این که در مطب خصوصی مشغول بکار باشد. تنها راه حصول اطمینان ، ارزیابی کامل توسط متخصص میباشد. باید در اینجا به دو نکته توجه داشت:
نباید نظر دیگران را دال بر این که کودکی ADHD است به آسانی پذیرفت.
این نکته حائز اهمیت است که کودک همراه با ADHD ناتواناییهای دیگران را نیز دارد.
درمان
درمان سریع برای ADHD وجود ندارد اما علایم آن قابل کنترل هستند. والدین و آموزگاران باید به نکات زیر توجه داشته باشند.
در مورد این اختلال اطلاعات بیشتری کسب کنند.
برنامه تعلیم و تربیتی خاصی را متناسب با نیازهای کودک ایجاد و طرحریزی نمایند.
ایجاد طرح دارو درمانی، درصورتی که والدین و پزشک احساس کنند که کودک به دارو درمانی نیاز دارد.
راهنماییهایی برای والدین
وقتی که فرزندتان کارش را خوب انجام میدهد به او پاداش دهید. در فرزند خود توانایی ایجاد کنید و نیز با او در مورد استعدادهایش صحبت کنید و او را به بکارگیری تواناییهایش تشویق و ترغیب کنید.
با فرزند خود کاملا واضح و روشن صحبت کنید. برای این کار با پشتکار ، مصر و مثبت باشید و خواستههای خود را کاملا برای فرزند خود روشن سازید. به فرزند خود بگویید چه کارهایی را باید انجام دهد نه این که فقط ، آنچه را نباید انجام دهد به او گوشزد کنید.
شیوههایی را برای کنترل رفتار فرزند خود یاد بگیرید این برنامهها عبارتند از: ایجاد جدول برای فعالیتهای فرزندتان ، داشتن برنامه برای پاداش ، نادیده گرفتن رفتارهای نامطلوب ، پیامدهای عادی و غیر طبیعی نتایج و پیامدهای منطقی.
با مدرسه فرزندتان تماس داشته باشید و برنامه تعلیم و تربیت خاص نیازهای فرزندتان را برای او تنظیم کنید. هر دوی شما (والدین و معلم) بایستی نمونهای از این برنامه را داشته باشید.
با معلم در تماس باشید و به او بگویید فرزند شما در خانه چه عملکردی دارد و از او بپرسید که در مدرسه چه میکند و آنها را حمایت کنید.
راهنماییهایی برای آموزگاران
باید بدانید که چه موارد خاصی برای دانش آموزان دشوار هستند. برای مثال ممکن است که دانش آموز ADHD در شروع یک کار دچار مشکل باشد در حالی که دانش آموزان دیگر در پایاندادن به یک عمل و شروع عمل بعدی مشکل داشته باشند. بنابراین هر یک از این دانش آموزان نیاز به کمکهای متفاوتی دارند.
به دانش آموزان نشان دهید چگونه از کتاب تکلیف و برنامههای روزانه استفاده کنند. همچنین مهارتها و روشهای یادگیری را به آنها آموزش دهید و آنها را به شکل منظم تقویت (پاداش) کنید.
به دانش آموزان در فعالیتهای بدنیشان کمک کنید. (برای مثال) به آنها اجازه دهید تا کاری را ایستاده پای تخته سیاه انجام دهند). در بین برنامهها به آنها استراحت دهید.
با والدین و دانش آموزان هر دو با هم برای نو آوری و اجرای یک برنامه تعلیم و تربیتی متناسب بمنظور نیل به نیازهای دانش آموزان به فعالیت و همکاری بپردازید.
انتظارات بالا از دانش آموزان نداشته باشید اما سعی کنید راههای جدیدی را برای انجام کارها امتحان کنید صبور باشید و شانس دانش آموزان را برای کسب موفقیت بالا ببرید.
چگونه با کودکان بیش فعال برخورد کنیم؟
کودکم بی قرار،کم توجه و کم دقت است،کلافه شده ام چگونه باید با او رفتار کنم؟
خیلی از والدینی که کودکشان دچار بیش فعالی هستند نمی دانند باید با او چگونه برخورد کنند،راه کارهای پیشنهادی زیرمی تواند کمکی در نوع برخورد والدین با کودک بیش فعال باشد:
1.کودکتان آینه شماست هر رفتاری که انجام دهید او با الگو گیری از شما همان عمل را تکرار خواهد کرد پس اگر می خواهید کودکتان صدایش رابلند نکند خودتان نیز در عمل صدایتان را در حد معقول نگه دارید.
2.احساس دست داده از رفتار او به خودتان را صادقانه به او نشان بدهید مثلا اگر با کاری ناراحتتان کرد این ناراحتی را پنهان نکنید بلکه به او نشان دهید که ناراحت شده اید.
3.فرزندتان را تشویق کنید،برای مثال اگر فرزند شما تکالیف خود را که قبلا به موقع انجام نمی داد اکنون درست و به موقع انجام داده به او بگوئید من از داشتن فرزندی مثل تو که تکالیفش را به وقت انجام می دهد افتخار می کنم.
4.به آسانی جلوی کودکتان زانو زده و مقابل او بنشینید بگذارید به واسطه حرف هایتان توجه او به شما جلب شود نه اینکه به زور او را وادار به این امر کنید.این عمل یکی از مثبت ترین راههای ارتباطی با کودک است.
5.به سخنان او گوش دهید ،نقش یک شنونده خوب را برایش ایفا کنید با گفتن کلماتی همچون من درکت می کنم به او آرامش را هدیه بدهید.
6.به قولی که به کودکتان می دهید بیش از هر قولی پایبند باشید،چون باعث شده او به شما اطمینان کند و با شما راحت تر کنار بیاید.برای مثال اگر قول داده اید بعد از تمیز کردن اطاقش او را به پارک ببرید سر قولتان باشید و این کارا انجام دهید.
7.وسایل با ارزشی که کودکتان برای بازی به آنها توجه دارد برای آنکه به آنها صدمه ای نرسد از دسترس او دور کنید در این صورت هم خودتان در آرامش هستید و هم او خرابکاری نمی کند.
8.حد و مرزی برای روابطتان با فرزند خود قائل شوید مثلا در هر کار شخصی او دخالت نکنید. دستورالعملها ،درخواستها و پاسخهای منفی را تا حد امکان کم کنید تا او دچار ناهنجاری فکری و ذهنی نشود.
9.به او بفهمانید که با داد و فریاد کاری از پیش نمی برد اگر شما به داد و فریاد او برای در خواست چیزی توجه کنید او تصور می کند که به این شیوه به آنچه می خواهد می رسد پس تمام خواست های نا معقول خود را این گونه بیان می کند.
10.خواست هایتان را راحت و صریح و با ملایمت به گونه ای مثبت با او در میان بگذ ارید مطمئن باشید حتما انجام خواهد داد برای مثال به جای گفتن در را باز نگذار به او بگوئید عزیزم لطفا در راببند!
11.بگذارید مسئولیت کارهایش را خود به گردن بگیرد،به این ترتیب به او کمک کرده اید تا در مقابل بر خورد با مشکلات خود تصمیم بهتری بگیرد و در قبال کاری که انجام می دهد مسئولیت پذیر باشد.
12.زیاد انتقاد نکنید چون نتیجه ای جزخستگی خود را به دست نمی آورید .خواسته های خود را در قالب یک بازی ساده به او بگوئید تا او نیز حین انجام بازی به خواسته شما عمل کند.
13.به او ارزش دهید و به او نشان دهید که او نیز برای شما اهمیت دارد.او را در کارهائی که از پس آنها بر می آید سهیم کنید به این صورت هم اعتماد به نفس او را به کار انداخته اید هم به شما کمک کرده و هم مسئولیت پذیری در او پرورش می یابد.
14.موقعیتی را فراهم کنید تا او خود از حقوقش دفاع کند چون شما همیشه کنار او نیستید که حق او را بگیرید او باید خود قادر به این کار باشد.
15.لبخند را به چهره فرزندتان هدیه دهید با او شوخی کنید با او بازی کنید و در بازی باعث خنده وی شوید.با یک شوخی ساده می توانید خنده را برای او به ارمغان بیاورید. |
برگرفته از سایت مدرسه
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 18:36 |
لینک ثابت |
گياهان افسردگي را درمان ميكنند
مشكلات دنياي ماشيني باعث شده كه روزبهروز افسردگي بيشتر شود. متاسفانه اين پديده به صورت خفيف، متوسط يا شديد، نهتنها در افراد مسن و ميانسال بلكه در بسياري از جوانان نيز ديده ميشود. براي درمان انواع افسردگي، ساليان درازي است كه از انواع داروهاي ضدافسردگي شيميايي استفاده ميشود ولي چون درمان افسردگي گاهي چندين ماه يا چندين سال طول ميكشد، مصرفكنندگان اين داروها هميشه از عوارض جانبي آن ناراضي و نگران هستند؛ به همين دليل، بهتازگي تحقيقات وسيعي روي گياهان دارويي ضدافسردگي و آرامبخش صورت گرفته و تعدادي داروي گياهي مؤثر و داراي حداقل اثرات جانبي به بازارهاي جهاني عرضه شده است؛ البته مصرف اين گياهان هم بدون عارضه نيست و خواندن اين مطلب نبايد باعث شود داروهايي را كه پزشك برايتان تجويز كرده، به طور ناگهاني قطع كنيد اما شايد با مشورت و تحتنظر پزشكتان بتوانيد كمكم آنها را جايگزين داروهاي شيميايي كنيد. در اين مطلب به معرفي تعدادي از اين گياهان ميپردازيم:

سنبل الطيب
يكي از قديميترين گياهان دارويي است كه در ايران و جهان از آن براي مصارف گوناگون دارويي، غذايي و بهداشتي استفاده ميشود.
اين گياه به صورت وحشي در جنگلهاي كمدرخت در حاشيه جويبارها و گودالها ميرويد.
قسمت مورد استفاده اين گياه، ريشه آن است و معمولا از ريشه گياهي كه بيش از 3سال عمر دارد، استفاده ميشود. سنبل الطيب پس از خشك شدن به رنگ قهوهاي درميآيد و طعم آن تلخ ولي خوشبو و معطر است و عطر آن پس از خشك شدن، بيشتر ميشود.
بوي مطبوع اين گياه به قدري است كه گربه آن را از فواصل دور هم تشخيص ميدهد و به طرف آن ميرود؛ به همين علت، به اين گياه علف گربه نيز ميگويند.
تاثير دارويي ريشه تازه اين گياه، 3برابر خشك شده آن است. سنبل الطيب بايد در حرارت كم خشك شود زيرا حرارت بالا تمام اثر دارويي آن را از بين ميبرد. يكي از مهمترين خواص دارويي اين گياه خاصيت آرامبخش بودن آن است.
سنبل الطيب با داشتن خاصيت ضدتشنج در رفع ناراحتيهاي عصبي و كاهش صرع نيز مفيد است.
دلهره، تشويش و نگراني را تا حد زيادي از بين ميبرد و جايگزين خوبي براي قرصها و داروهاي آرامبخش است.
مقدار 2تا4 گرم سنبلالطيب را- كه قبلا كوبيده شده باشد- در يك ليوان آب جوش ريخته به مدت نيم ساعت باقي بگذاريد تا دم بكشد سپس آن را صاف كرده و روزي 3 بار، هر بار يك فنجان ميل كنيد. اين نوشيدني معالج تمام حالات عصبي،سرگيجه ، ناآراميهاي عصبي، ضدترس شبانه اطفال و آرامبخش بسيار خوبي براي كارهاي فكري زياد است.

زعفران
بومي نواحي مختلف آسيا، بهويژه جنوب غرب آسيا، جنوب اروپا و جنوب اسپانياست. قسمت مورد استفاده اين گياه- كه به نام زعفران در بازار تجارت موجود است- انتهاي خامه و كلاله گل است.
زعفران حاوي مواد چرب، املاح معدني، موسيلاژ و اسانسهاي فراواني است. رنگ زعفران مربوط به مادهاي به نام كرويسن است.
مهمترين خاصيت زعفران- كه از قديم مورد توجه بوده- درمان افسردگي است.
زعفران بويي قوي و طعمي تلخ دارد، باعث تحريك اعصاب شده، اثر مسكن دارد و داراي خاصيت آرامبخشي و خوابآوري است و بالاخره اگر ميخواهيد هميشه شاد و خندان باشيد، زعفران بخوريد.
زعفران را بايد در شيشههاي دربسته و دور از نور نگهداري كنيد زيرا عطر و رنگ خود را در اثر نور از دست ميدهد. اسانس زعفران تبخيرشدني است و در صورت نگهداري نامناسب به مرور زمان اسانس آن تبخير، از اثرات دارويي و طعم و مزه آن كاسته شده و مرغوبيت خود را نيز از دست ميدهد.
با توجه به اينكه مواد معطر گياه در حالت پودر شده، بسيار سريعتر از پودر نشده آن تبخير ميشود پس بهتر است زعفران را تا موقع مصرف پودر نكنيد يا در صورت پودر كردن، در ظرف دربسته نگهداري كنيد.
از مضرات زعفران اين است كه روي سيستم توليد مثل اثر دارد؛ بنابراين زنان حامله بايد از خوردن زياد آن اجتناب كنند.
در ضمن خوردن زياد زعفران براي كليهها مضر است و اشتها را نيز كم ميكند.

علف چاي
در حال حاضر، يكي از بهترين داروهاي گياهي ضدافسردگي- كه خاصيت دارويي و خواص ارزنده ديگري نيز دارد- علف چاي است.
قدمت مصرف اين گياه، بيش از 2 هزار سال است و نزد بيشتر اقوام و ملل جهان به عنوان بهترين داروي بيماريهاي عصبي مورد استفاده بوده است.
اكنون بيش از 50كارخانه داروسازي جهان از گياه علف چاي، داروهاي مختلف ضدافسردگي تهيه ميكنند. اين گياه در ايران با نامهاي ديگري نظير گلراعي، علف هزارچشم و هوفاريقون شناخته ميشود.
قسمت مورد استفاده اين گياه، سرشاخه گلدار گياه تازه يا گياه خشكشده و نيز گلهاي تازه گياه است.
علف چاي در درمان افسردگيهاي خفيف عصبي همچون افسردگيهاي دوران يائسگي و درمان خستگيهاي عصبي مؤثر است. خاصيت اين گياه در درمان افسردگي به اثبات رسيده است.
ماده مؤثر اين گياه هايپريسين است.اين گياه را نيز ميتوانيد به صورت چاي، دم كرده و نوشجان كنيد.برگرفته از سایت ایرانیان انگلستان
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 15:51 |
لینک ثابت |
|
 |
| |
|
در بریتانیا تحقیقی در مورد خطرات بازی های کامپیوتری صورت گرفته که نتیجه ای هشدار دهنده داشته است. بنا به این تحقیق، در حالی که تکنولوژی نو فرصت های جالب و فوق العاده ای را برای جوانان فراهم کرده است، والدین باید هشیار باشند که دنیای دیجیتال چه خطراتی برای فرزندان آنها به همراه دارد.تانیا بایرون، روانشناس بریتانیایی که مسئول این تحقیق بوده است، می گوید آزاد گذاشتن بچه ها که وقت خود را به بازی های کامپیوتری سپری کنند، مثل این می ماند که آنها را بدون نظارت برای بازی به کوچه و خیابان بفرستیم.خانم بایرون می گوید نظامی که تعیین می کند بازی های کامپیوتری بر اساس چه ضوابطی دسته بندی شوند، پروانه نشر دریافت کنند و آگهی تبلیغاتی پخش کنند، باید اصلاح شود. |
خبری از سایت بی بی سی
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 8:27 |
لینک ثابت |
روش مناسب انتقاد کردن از مردان :
1- زن باید قبل از مطرح کردن دلخوری، آن را روی کاغذ بنویسد، زیرا به این ترتیب سهم خود را در پیشامد مربوط بهتر خواهد دید، از سوی دیگر نوشتن ماجرا موجب آرامش نسبی فرد میشود و در عین حال با نوشتن، بیشتر به علتهای آن واقف میگردد.
2- پیش از صحبت کردن خود را به جای همسرش بگذارد. با این کار بهتر به مشکلات همسرش پی میبرد.
3- حتیالمقدور قبل از صحبت با همسر خود ، موضوع را با دیگران مطرح نکند، مگر نیاز مبرم احساس نماید.
4- در ابتدای صحبت تاکید کند که قصدش از مطرح کردن رنجش، رسیدن به حسن تفاهم است.
5- پیشاپیش یادآوری نماید شاید اصل ماجرا یک سوءتفاهم باشد، غرض از صحبت، رفع کردن آن است.
6- سعی نمایند از نکات مثبت شخصیت او و کارهای مطلوبی که انجام داده است ذکری به میان آورد تا فضای مذاکره صمیمی شود.
7- در حین صحبت کردن به جای زخم زبان و کنایه زدن و تحقیر و تمسخر با لحنی دوستانه و مهربان صحبت کنند.
طریقه مناسب انتقاد کردن از زن:
1- قبل از مطرح کردن موضوع آن را روی کاغذ بنویسید ، تا متوجه خطاهای خود نیز بشوید.
2- هرگز وی را با دیگران مقایسه نکنید و مزایای آنها را به رخش نکشید، اگر میخواهید مقایسهای در کار باشد او را با خودش مقایسه کنید یعنی خطاهای احتمالی را با رفتارهای خوب خودش در موقعیتی دیگر مقایسه نمائید.
3- از دلخوریها و رنجشهای کوچک شروع کنید. پس از رفع دلخوری وی را وادار نکنید به گناهش اعتراف کند.
4- کارهای خانه را به اندازه کارها ی بیرون از خانه، مهم بشمارید و قدردان زحماتش باشید.
5- از یکدندگی و لجاجت بپرهیزید.
6- در موقع صحبت کردن مواظب لحن و طرز ادای کلمات خود باشید، زیرا همانگونه که ذکر شد زنان به فراپیام پیش از پیام اهمیت میدهند.
7- زیاد سوال کردن خانمها را به نحوه ی ادراک جزیی آنها نسبت دهید، نه به استنطاق خودتان.
8- به هر شکلی که میتوانید رفع دلخوری را جشن بگیرید، (با هدیه دادن، شاخهگل یا هر چیز مورد نیاز طرف مقابل).
برگرفته از سایت تبیان
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 6:21 |
لینک ثابت |
|
|
افرادی که نمی توانند عصبانیت خود را کنترل کنند با فروپاشی خانواده و بیماری های جسمی و روانی مواجه می شوند.بر اساس مطالعه بنیاد سلامت روانی که یک موسسه خیریه در بریتانیاست عصبانیت تنها زمانی تحت درمان قرار می گیرد که فرد دست به جنایت و یا اقدامات خصمانه می زند.حدود یک سوم از 2000 نفری که در یک نظرسنجی شرکت کرده اند می گویند دوست و یا عضو خانواده ای دارند که برای کنترل خشم و عصبانیت خود دچار مشکل است.این بنیاد خواستار پژوهش و آموزش بیشتر در زمینه عصبانیت و درمان های اولیه شده است. خبری ازسایت بی بی سی |
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 5:41 |
لینک ثابت |
معنویت ورابطه ی آ ن با سلامت : معنویت مرحله ای است که در آن معنا ، امید ، آسایش و آرامش درون را در می یابیم. بسیاری از افراد از طریق اعتقادات مذهبی به آن دست می یابند. برخی آن را از هنر و ارتباط با طبیعت مثلا تماشای یک دریای آرام و زیبا دریافت می کنند.
و بالاخره گروهی هم آن را در روابط اجتماعی ، یا اصول و ارزش هایشان می یابند.
یکی از تاثیرات مهم معنویت در زندگی ، ارتقاء سلامت است. بی تردید همه می پذیریم که حفظ سلامت مستلزم تغذیه مناسب ، ورزش و استراحت کافی ، و پرهیز از عادات غلط مانند سیگار کشیدن است اما باورهای ما نیز بر سلامت و طول عمرمان تاثیر می گذارد.
مطالعات نشان داده اند که گرایشات معنوی قوی و نگرش مثبت موجب ارتقای سلامت می شود و بیمارانی كه گرایش های معنوی قوی دارند به بهبود خود از بسیاری بیماری های مزمن مانند فشار خون بالا ، بیماری قلبی و بهبودی پس از جراحی كمك می كنند.
همانطور که اشاره شد معنویت مرحله ای است كه طی آن افراد ، معنای زندگی را درك می كند. این معنا چیزی فراتر از خودشان است. در واقع معنویت همان چیزی است كه آرامش و امنیت خاطر را فراهم می كند.
این احساسی است كه به واسطه آن خود را متصل به چیزی فراتر از خود، می توان یافت. منشا معنویت هر چه باشد فوائد گسترده ای بر سلامت افراد خواهد داشت.
افرادی با باورهای مذهبی یا معنویت به واسطه بهره مندی از آرامش درونی کمتر به محرك ها پاسخ استرسی می دهند.
از طرفی سلامت روح و روان به ایجاد نگرش مثبت کمک می کند و این به نوبه خود احساس درد را كاهش می دهد.
گفته می شود معنویت و رفتارهای مذهبی با كند شدن روند بیماری آلزایمر ارتباط دارد.
همچنین طول عمر افرادی كه در برنامه ها و فعالیت های مذهبی حضور دارند بیشتر است.
بر اساس مطالعات انجام شده باور های مذهبی قوی در افزایش توان جسمی كسانی كه تحت عمل احیای قلب قرار می گیرند نیز موثر است حتی تاثیر این باورها در ترک اعتیاد هم به اثبات رسیده است.
شاید کسی دقیقا از چگونگی ارتباط معنویت با سلامت آگاه نباشد اما عقیده بر این است که بدن ، ذهن و روح با یکدیگر ارتباط دارند.
برخی تحقیقات نشان می دهد فاکتورهایی مانند باور های مثبت ، آسایش و توانمندی که از اعتقاد ات مذهبی ، مدیتیشن و دعا بدست می آیند ، اثر شفا بخش دارند و باعث بهبود می شوند.
ارتقاء سلامت روانی ممکن است بیماری را درمان نکند اما حس بهتری را در بیمار ایجاد کرده در رویارویی با بیماری و حتی مرگ به او کمک می کند.
در مورد ارتباط معنویت و سلامت ، دو نظریه کلی مطرح شده است. اولین مورد پاسخ تمدد اعصاب گفته می شود.
مبنی بر این كه اگر بدن در حالت آرامش قرار گیرد ، ضربان قلب ، فشار خون و میزان تنفس پایین می آید كه این امر پاسخ استرس را در بدن كاهش می دهد. نظریه دیگر این است كه معنویت بر عملكرد سیستم ایمنی تاثیر می گذارد.
معنویت ، ایمان ، حضور در مكان های مذهبی عملكرد سیستم ایمنی را به طریقی كه قابل سنجش باشد مانند افزایش گلبول های سفید خون بهبود می بخشد.
در مورد سلامت ، زمانی كه بدن احساس امنیت می كند و در آرامش قرار دارد ، سیستم عصبی قادر است آرامش خود را حفظ نموده و طبیعی باشد بنابراین سیستم ایمنی قادر است بهتر عمل كند. در واقع در این حالت همه اعضای بدن در مقابله با بیماری ها موفق ترند.
راهکارهای ارتقاء سلامت روح و روان:
اگر می خواهید سلامت روح و روان خود را بهبود بخشید ، باید از اصولی پیروی کنید. بیاد داشته باشید انسان ها با هم فرق دارند و شاید هر یک به دستورالعمل متفاوتی در این زمینه نیاز داشته باشند. پس اصولی را که می دانید برای شما مناسب تر است دنبال کنید.
- آنچه را که می تواند منشا آرامش درونی ، آسایش خیال ، قدرت ، و عشق در زندگی شما باشد بشناسید.
- هر روز زمانی را به انجام اموری که به ارتقاء معنویت شما کمک می کند اختصاص دهید. این امور شامل خدمات اجتماعی یا فعالیت های داوطلبانه ، دعا کردن ، مدیتیشن ، خواندن سرودهای مذهبی ، مطالعه کتابهای الهام بخش ، قدم زدن در طبیعت و مشاهده زیبایی های آن ، تفکر در سکوت ، انجام یوگا ، و شرکت در فعالیت های مذهبی می شود.
- اگر به علت بیماری خاصی تحت درمان هستید ، پزشک خود را از باورها ، نگرانی ها یا مسائلی که استرس زا هستند آگاه کنید.
- به یاد داشته باشید بیماری زمانی رخ می دهد که محیط درونی بدن ما برای آن مهیا باشد و این محیط را خود ما با شیوه زندگی ، تغذیه و افکار نامناسب ایجاد می کنیم.
- بدن ، ذهن و اعمال ما تحت تاثیر افکار و احساسات ما قرار دارند. هر چه این افکار با معنویت بیشتری همراه باشند ، تاثیر آنها در رسیدن به سلامت روح بیشتر است.
- باور داشته باشید شما انسانی زیبا و برخوردار از روح و روانی زیبا هستید.
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در شنبه سوم فروردین 1387 ساعت 9:36 |
لینک ثابت |