خوشتر زعیش و صحبت و باغ و بهار چیست ؟
بهار نماد زایش ، تبلور طبیعت ، نماد پاکی ، امید ، نشاط ،شادی و زندگی دوباره است . بهار که نمونه بارز حیات پس از مرگ و رستاخیز بزرگ است همیشه از ملموس ترین نشانه های قدرت بزرگ پروردگار جهانیان بوده و هست . خداوند در آیات متعدد به فصل بهار و زنده شدن زمین اشاره کرده است .
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر اللیل و النهار
یا محول الحول والاحوال
حول حالنا الی احسن الحال .اقتباس از وبلاگ سریر.
شرح بیماری
- بیماری اسگود ـ شلاتر یک حالت موقت در ناحیه زانو که با تورم، احساس درد و لمس و درد مشخص میشود.
عضله بزرگ جلوی ران که یک سر آن در بالا متصل به استخوان ران است در پایین زانو به این برآمدگی استخوان تیبیا متصل شده و از این طریق دو استخوان ران و تیبیا را به یکدیگر مرتبط میسازد.
این بیماری اغلب هر دو زانو را مبتلا ساخته و در نوجوانان از هر دو جنس بروز میکند. این اختلال پس از 16 سالگی ناشایع است.
علایم شایع
- یک برآمدگی مختصر متورم، گرم و دردناک در زیر زانو درد با فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری ، به خصوص هنگام باز کردن زانو در برابر یک مقاومت مثلاً بالا رفتن از پله، پریدن یا بلندکردن وزنه
علل
- احتمالاً ناشی از کشش یا آسیب دکمه تیبیا (که در طی نوجوانی هنوز در حال رشد است) میباشد که باعث التهاب میشود.
- کشش یا آسیب مکرر با رشد این ناحیه تداخل کرده و باعث التهاب میگردد.
عوامل تشدید کننده بیماری
- انجام پرحرارت فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های عادی نظیر دویدن، جهیدن یا به حالت هروله دویدن اضافه وزن پسران در سنین 18-11 سال رشد اسکلتی
پیشگیری
- کاهش وزن در کودکی که دچار اضافه وزن است. تشویق کودک به فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری در حد متوسط و خودداری از ورزشهای شدید
عواقب مورد انتظار
- معمولاً تا دو سال پس از کامل شدن رشد اسکلتی برطرف میشود.
عوارض احتمالی
- عفونت استخوان عود این عارضه در بزرگسالی باقی ماندن تورم در زیر کلاهک زانو
درمان
اصول کلی
- برای تشخیص معمولاً از رادیوگرافی زانو و گاهی اسکن استخوان استفاده میشود.
- برای تخفیف درد، گرم کردن محل درد با کمپرس گرم، بالشتکهای گرمکننده، استفاده از جریان آن گردابی گرم، لامپهای گرمایی، دیاترمی یا امواج ماوراء صورت کمککننده است.
- درمان ابتدایی عبارتست از به کار بردن کیسه یخ برروی محل عارضه، داروها (در صورت نیاز) و کاهش تحرک ورزشی
- به کاربردن کیسه یخ برروی محل عارضه ممکن است مفید باشد.
- استفاده از یک بالشتک نرم برروی زانو توصیه میشود.
- گاهی ممکن است لازم باشد پای بسته به مدت 8-6 هفته بیحرکت گردد (با کمک زانوبند کشی، گچگیری یا آتلگیری)
- جراحی در صورت عدم موفقیت اقدامات حمایتی فوق به ندرت ممکن است لازم گردد.
- حمایت روحی روانی از بیماران با اطمینان دادن در این مورد که بیماری با گذشت زمان برطرف میگردد مهم است.
داروها
- برای ناراحتی خفیف، استفاده از داروهای بدون نسخه نظیر آسپیرین احتمالاً کافی است. *در صورت عدم موفقیت سایر درمانها ممکن است از تزریق کورتون استفاده شود.
- تزریق کورتون ممکن است باعث ضعیف شدن تاندونها گردد، بنابراین تحمل کردن بیماری تا زمان التیام آن بهتر از استفاده از تزریق کورتون است.
فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
- استراحت دادن به اندام مبتلا مهمترین درمان است. ممکن است لازم باشد از چوب زیربغل، گچ یا آتل و یا یک زانوبند کشی برای جلوگیری از خم شدن کامل زانو استفاده شود.
- کودک باید در طی زمان از شرکت در فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های ورزشی خودداری کند. این حالت موقت بوده و پس از فروکش التهاب کودک میتواند فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های طبیعی خود را از سر بگیرد، ولی اغلب دوره درمانی لازم 12-2 ماه است.
- از فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های جهشی و فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری هایی که باعث بروز درد در زانو میشوند خودداری کنید.
رژیم غذایی
- رژیم خاصی نیاز نیست، مگر در مورد کودکان دارای اضافه وزن
درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟
اگر کودکان شما دارای علایم بیماری اسگود ـ شلاتر باشد. بروز موارد زیر در طی درمان:-
- افزایش درد
- تب
منبع: www.irteb.com
بر گرفته از سایت رشد
خصوصيات افراد با اعتماد به نفس بالا:
* برخوردار از مركز كنترل دروني: غم و شادي آنان وابسته به عوامل خارجي نيست.* از لحاظ جسماني، احساسي، ذهني و معنوي از خود مراقبت مي كنند.
* ميانه روي را در افكار، احساسات و رفتارهاي خويش حفظ مي كنند.
* قادر به پذيرش و پند گيري از اشتباهات خود مي باشند. قادر به بيان جمله "من اشتباه كردم"
مي باشند.
* توانايي بخشش اشتباهات خود و ديگران را دارند.
* مسئوليت اداره زندگي خود را بعهده مي گيرند.
* تفاوتهاي فردي ميان افراد را ارج مي نهند.
* به نقطه نظرات ديگران گوش مي دهند.
* همواره مسئوليت ادراكات، احساسات و واكنشهاي خود را به عهده گرفته و هيچ گاه آنها را
فرافكني نمي كنند.
* از نقاط ضعف و قوت خود آگاهي دارند.
* همواره در حال پيشرفت و ترقي بوده و از ريسكهاي مثبت در زندگي بيم ندارند.
* داراي اعتماد بنفس و خود باوري بوده و به خود ارج مي نهند.
* اعتماد بنفس آنان بدور از خودبيني و غرور مي باشد.
* از آنكه مورد انتقاد قرار گيرند نمي هراسند.
* هنگامي كه از آنان پرسشي مي گردد حالت تدافعي بخود نمي گيرند.
* در برابر موانع و مشكلات به آساني تسليم نمي گردند.
* نيازي به تحقير و تمسخر ديگران ندارند.
* از آنكه در كاري شكست بخورند ويا در حضور ديگران نادان بنظر برسند ابايي ندارند.
* هيچ گاه خود را مورد انتقاد و سرزنش مخرب و شديد قرار نمي دهند.
* توانايي خنديدن به خود و زياد جدي نگرفتن خود را دارند.
* به خويشتن و توانايي خودشان ايمان و اعتماد دارند.
* به تصميم گيري هايشان اعتماد دارند.
* باور دارند كه فردي با ارزش، با قابليت، دوست داشتني، پذيرفتني و مهم مي باشند.
* نيازي به كمال گرايي ندارند.
* هيچ گاه خودشان را با ديگران مقايسه نمي كنند.
* از آنكه ديگران چگونه نسبت به آنان مي انديشند واهمه و نگراني ندارند.
* نيازي به اثبات و توجيه افكار و عقايد خود به ديگران ندارند.
برگرفته از وبلاگ روانشناسی سلامت
خلاقیت را در بچههایتان درك و تقویت كنید !
موضوع «خلاقیت» همواره موضوعى جالب توجه و گیرا براى مردم بوده است. از یك طرف همه، خلاقیت را ارزش و نوعى امتیاز مىدانیم و از سوى دیگر، مردم در زمان خود ، رفتار مناسبى با افراد خلاق نداشتهاند. این امر شاید به دلیل خلاقیت و ویژگى غیر عادى و غیر معمولى «خلاقیت» باشد.
به راستى خلاقیت چیست و خلاق كیست؟
بچههایى كه راه حلهاى جدید و مناسب پیدا مىكنند، بچههایى خلاق هستند. اما باید دانست كه خلاقیت هوش نیست. بسیارى از بچههاى باهوش خلاق نیستند، اما گاهى با بچههایى سر و كار داریم كه به ظاهر بازیگوش و معمولىاند، اما اندیشههاى خلاقى دارند. این دسته از بچهها بر خلاف ظاهرشان ذهن پیچیدهاى دارند.
خلاقیت سه ویژگى دارد:
1 - بچههاى خلاق آمادگى دارند كه در پى راه حلهاى غیر معمول باشند؛
2 - آنان از ابراز عقاید و مفاهیم جدید لذت مىبرند؛
3 - آنان از اشتباه كردن نمىترسند.
بچههاى خلاق به تمسخرى كه ممكن است متعاقب اشتباهشان پیش بیاید، بىاعتنا بوده و مشتاقند راهحلهایى كه احتمال شكست در آن زیاد است را بیاموزند.
شاید مهمترین تفاوت بچههاى خلاق با سایر بچهها در نوع تفكر آنان باشد. بچههاى عادى و معمولى معمولاً از تفكر همگرا استفاده مىكنند . یعنى براى حل مسئله، ذهنشان را معطوف یافتن پاسخ صحیح مىنمایند. در عوض تفكر واگرا كه اساس خلاقیت به شمار مىآید نوعى فكر كردن است كه وقتى یك مسئله داراى چندین پاسخ باشد به كار گرفته مىشود.
موانع شكوفایى خلاقیت
1 - اجبار به همنوایى:
اگر فرزندان به اطلاعات و دنبالهروى از روشهاى متداول و قواعد خشك و انعطافناپذیر مجبور و ملزم باشند، به طور چشمگیرى خلاقیت در آنان نقصان مىیابد. والدین مسلط و قدرتطلب، معلمان و مدیرانى كه نظم و انضباط افراطى را بر بچهها تحمیل مىكنند، به طور نادانسته و ناخواسته زمینهساز زوال خلاقیت مىشوند.
2 - نكوهش:
ابراز عقیده و ابراز راه حلهاى غیر معمول و خارقالعاده یكى از نشانهها و مؤلفههاى خلاقیت است. بنابراین نكوهش و تمسخر بچههاى خلاق باعث خواهد شد كه احساس ارزشمندى آنان كاهش یابد و حالت وسواسى به خود بگیرد. با نكوهش ابراز عقاید بچهها، آنها را مجبور خواهیم كرد كه از بیان افكارشان دست برداشته و رفتار جراتورزانهشان را كاهش دهند.
3 - انتظار پیروزى:
انتظار پیروزى همیشگى و مدام و توقع زیادى والدین، آفت پیشرفت و ترقى بچهها خواهد بود. انتظار پیروزى از هر كوشش، اغلب باعث خواهد شد كه بچهها از شكستهایشان دلسرد شده و به دنبال راه حلهاى نو و بدیع نروند. از طرف دیگر، انتظار تشویق و پاداش زیاد نیز باعث افزایش توقع بچهها در هر بار موفقیت خواهد شد. در بلندمدت این امر دید را از شناسایى واقعیتها تحریف كرده و قدرت خلاق ذهن بچهها را از بین مىبرد.
4 - عدم تحمل والدین:
خلاقیت به عبارتى نوعى بازى بیان عقاید و راه حلها، همراه با تمایل به خیالپردازى، ادعا، جسارتورزى و دستكارى در مفاهیم پذیرفته شده است. اغلب بچههاى خلاق حالتى كودكانه دارند و كارهایشان توأم با ریخت و پاش است اما اینها تنها ظاهر قضیه است.
راههاى كمك به رشد خلاقیت
1 - شركت در یادگیرى خودانگیخته:
بسیارى از بچهها تحت فشار دیگران (مدیران، معلمان، والدین) هستند. بنابراین تشویقشان براى جهت دادن به یادگیرى چندان آسان نخواهد بود. از این گذشته بسیارى از والدین با شیوههاى یادگیرى خودانگیخته آشنایى ندارند. در برخى موارد هم مىترسند اگر به بچههایشان آزادى بیشترى بدهند تا آنان به شیوه خودشان واقعیتها را كشف و دریافت كنند، چیزهاى اشتباهى را یاد گرفته و یا بچهها آنچه را هدف آنان است نیاموزند. والدین، در حقیقت وظیفه دارند بیاموزند كه چگونه مىتوان آموخت.
2 - قانع نباشند:
بچهها باید اجازه داشته باشند نظرات و افكارشان را تغییر دهند و تا مىتوانند حدس بزنند. بگذارید ذهن و توانایى تجسم و تصور بچههایتان وحشى باشد و به هر سو كه مىخواهد برود. از این راه بچهها مىتوانند روابط دستنیافتنى و بعید را دستكارى نموده و به احتمالات ذهنى متعدد دست یابند. باید ذهن بچهها عادت كند كه خیلى زود قضاوت نكرده و به اولین و راحتترین راه حل قانع نباشند.
3 - انعطافپذیرى:
باید به بچهها اجازه داد تا دیدگاههاى خود را عرضه كرده و از زاویههاى مختلف به موضوع نگاه كنند، به فرزندانتان بیاموزید براى هر موضوع، نظرات جدیدى یافته و براى هر مسئله راه حلهاى زیادى را در نظر گیرد.
منبع : ماهنامه پیام زن ـ با تغییر و تلخیص .بر گرفته از سایت تبیان
لحظات نااميدي را پشت سر بگذاريم:

1- عواملي كه باعث بروز احساسات منفي در ما مي شوند، معمولاً نشانگر آن هستند تا سببي، اختلاف ميان شما با يك دوست و يا يك عزيز، يك مشكل جسمي، يك مانع و يا يك خبر ناگوار در روزنامه. هرگاه دلگير و نااميد شديد، اين دو پرسش را از خود بپرسيد:
1-رويداد برانگيزنده اين احساس در شما چه بوده است؟
2-و اينكه اين رخداد با چه چيزهايي مرتبط است؟
عاملي كه شما را حقيقتاً مكدر و ناراحت ميكند، رويداد و موضوع جاري نيست، بلكه عمدتاً چيزي در گذشته دور و يا نزديك شما است، چيزي موجود در ناخودآگاه شما كه سبب ناراحتي شما ميشود. آگاهي يافتن از جنبه ي عميق مشكلات، نخستين گام در جهت حل علل زير بنايي رويداد ها است.
2- تفكر خودكشي داشته باشيد!! متعجب نشويد. اكنون ديگر به پايان خط رسيده ايد و ياس و سرخوردگي بر شما چيره گشته، و مي خواهيد به زندگي خود پايان بخشيد.
اما كمي درنگ كنيد، چراكه شما اكنون بسيار توانمند و قوي هستيد. آيا پايان مادي اي جز مرگ وجود دارد؟ مسلماً خير. بنابراين به سراغ كاري كه تا كنون شهامت انجامش را نداشته ايد و يا راهي كه آن را پيش از اين آزمايش نكرده ايد، برويد.
ديگر شكست، طرد شدن و ترسيدن براي شما معنايي ندارد، چراكه آنها هر چه باشند، از مرگ بدتر و ناخوشايند تر نيستند. بنابراين شانس خود را براي آخرين بار هم كه شده امتحان كنيد، مسلماً اين بار موفق خواهيد شد. بنابراين مي توان از تفكر منفي خودكشي در جهت مثبت هم بهره گرفت.
به احتمال زياد 80 تا 90 درصد محتواي انديشه شما مربوط به زمان گذشته و يا آينده است. نكوهش عملكردهاي گذشته و ترس از وقايع آينده. اما آگاه باشيد كه گذشته يك خاطره است و آينده نيزعمدتاً به نحوه ي عملكرد و نگرش ما در زمان حال بستگي دارد.
در زمان حال بيانديشيد، سخن بگوييد و عمل كنيد.
3- نظرگاه غالب خود را تغيير دهيد. نظرگاه شما با چيزها و افرادي كه به تجربه خود وارد مي سازيد ارتباط دارد. چنانچه فردي منفي باف و بدبيني مي باشيد، خود را تغيير دهيد و خوشبينانه تر به مسايل پيرامون خود نگاه كنيد.
4- قدر شناس باشيد. شايد بگوييد من چيزي ندارم كه سپاسگزار آن باشم. اما چنانچه شما اين مقاله را مطالعه مي كنيد،پس احساس داريد،قادريد بيانديشيد،بياموزيد،رشد كنيد و براي آينده خود تصميم بگيريد.
5- موقعيت شما عذاب آور، طاقت فرسا و ناعادلانه است. شغل خود را از دست داده ايد ؟ بي پول هستيد و يا از بيماري لاعلاج رنج مي بريد؟ كاملاً طبيعي است كه در اين شرايط احساس بدبختي كنيد.
اگر خواهان آن هستيد كه وضعيت و شرايط خود را تغيير دهيد، از خود سؤال كنيد كه اين وضعيت چه چيزي به شما مي آموزد؟ و چگونه مي توانيد از آن درس بگيريد؟ و به سمت جلو حركت كنيد. يك قانون جهاني در اينجا حاكم است: " قانون اقتضاء و تناسب": هر اتفاقي كه در زمان حال در زندگي شما به وقوع مي پيوندد، متناسب با نياز شما براي رشد و بالندگي است. درسها تا زماني كه كاملاً فرانگرفته باشيد، مجدداً تكرار خواهند شد.
6- پذيرش واقعيت. ما ياد گرفته ايم تا سؤال كنيم، ترديد كنيم و به چالش بكشيم. مفروضات، حقايق، منطق و استنتاج ها ابزارهاي ما در هدايت زندگيمان ميباشند. اما به چه بهايي؟ آيا زندگي ، كوششي است براي همواره درست انديش بودن و مطابق اصول حركت كردن؟ واقعيت آنست كه ما خودانگيختگي را با قطعيت و يقين مبادله مي كنيم. ما خود را از "غير منتظره ها" جدا مي سازيم كه هرگز نبايد مرتكب اشتباهي شويم.
7- انتهاي مارپيچ. آيا تاكنون سلسله اي از وقايع ناگوار را تجربه كرده ايد؟ و به خود گفته ايد پس چه زمان اين بد بياري ها پايان مي يابند؟ اما زندگي برنامه اي است براي تعليم و آموزش دائمي، كه گرچه بتوانيم آنها را به تاخير اندازيم، اما هرگز نمي توانيم مانع به وقوع پيوستنشان شويم، "درسهايي كه از تجارب كسب مي كنيم." هر چند ممكن است ماهيت درسها براي افراد مختلف متفاوت باشد، اما نياز يادگيري در همه افراد يكسان است. درس ها به ما مي آموزند كه هر ايده، نگرش، عقيده و مفهوم غير منطقي و نا معتبر را رها سازيم. بايستي ياد بگيريم تا ايده هاي نو را جايگزين ايده هاي كهنه و منسوخ كنيم.
8- نقش پارادوكس ها. دنيا مملو از تناقض ها است. پايان و نتيجه هاي غير منطقي و ناعادلانه و رويدادهايي كه نبايد اتفاق مي افتادند. بنابراين به آنچه ميخوانيد و يا ميشنويد كمتر اعتماد كنيد، و واقعيات عيني جهان را فراگيريد.
9- به خاطر داشته باشيد كه دايره كنترل شما به خودتان محدود مي شود. يعني صرفاً كاري كه انجام مي دهيد، سخناني كه بيان مي كنيد، نوع واكنش شما به ديگران و رويدادها، نوع تفكر شما، كاري كه انجام مي دهيد(شغل)، دوستاني كه بر مي گزينيد، سلامت جسم شما (با رعايت نوع رژيم غذايي، ورزش، مصرف نكردن سيگار و مواد مخدر، خواب و انجام چك آپ هاي دوره اي)، انتخاب محيط زندگي خود، زمان (چگونه زمان خود را مديريت مي كنيد)، ميراث شما (تمام اعمال، سخنان و دانشي كه در راه خدمت به ديگران، با آنها به اشتراك گذارده ايد).
10- ديگر زمان آن فرا رسيده كه هر كاري كه تمايل داريد را انجام دهيد. براي يك لحظه تصميم بگيريد تا خودخواه ترين انسان باشيد و به چيزي كه مدت ها است آرزوي انجام دادن و يا بدست آوردنش را داريد جامه عمل بپوشانيد.
11- به خاطر داشته باشيد كه شما تنها نيستيد. قطع نظر از نوع مشكلي كه با آن دست و پنجه نرم ميكنيد، يقين داشته باشيد ميليون ها انسان در سراسر جهان مشابه مشكل شما را در حال تجربه كردن ميباشند.
منبع : پارسيفا – با تغيير و تلخيص. برگرفته ازسایت تبیان


