تبليغاتX
بینش

مشاوره چیست؟
1- معنای لغوی مشاوره ، همکاری کردن و رأی و نظر تخصصی دیگران را برای انجام دادن کاری خواستن است ( شفیع آبادی - 1372)

2- مشاوره اصطلاحی کلی است که برای فرآیندهای مختلف نظیر مصاحبه کردن ، اجری آزمونها ، راهنمایی و ... به منظور کمک به افراد و یاری دادن به آنان ، برای حل مشکلاتشان و برنامه ریزی برای آینده خود به کار می رود . ( وبر 1985 – به نقل از ساعتچی ، 1377)

3- به نظر پاترسون ، مشاوره جریان یاورانه ای است که در آن برقراری رابطه ی صمیمی بین مراجع و مشاور ضرورت دارد . مراجع ، مشکل روانی و عاطفی دارد که از طریق حضور و تعامل در جلسه ای مشاوره، راه حل برای مشکلش می یابد و مشاور در حل مشکلات روانی مهارت دارد در این دیدگاه ، برقراری رابطه ای مشاوره ای درمان بخش است و تنها دادن اطلاعات و پند و اندز به مراجع ، مشاوره محسوب نمی شود . ( شفیع آبادی – 1383)

4- مشاوره یکی از فنون راهنمایی است که آن را قلب برنامه ی راهنمایی می دانند . سازماندهی و بقای یک برنامه ی راهنمایی ، بدون اثرات ارزنده ی خدمات مشاوره ای نمی تواند چندان موثر باشد . ( نوابی نژاد – 1373)
5- مشاوره به مجموعه ی فعالیتهایی اطلاق می شود که در آن فردیرا در غلبه بر مشکلاتش یاری می کنند . ساده ترین تعریف برای مشاوره چنین بیان شده است . مشاوره ، یک پویش یادگیری است که در آن فرد می آموزد که خویشتن را بشناسد و روابط خود را با دیگران درک نماید . ( شریفی و حسینی – 1370 )

6- به عقیده ای آرباکل ، مشاوره رابطه ای تخصصی بین مرجع و مشاور است که مراجع با کمک مشاور به بررسی و تجزیه و تحلیل مشکلش می پردازد و پس از آگاه شدن از ابعاد وجودی اش و شناختن عوامل مزاحم به تغییر آنها موفق می شود . ( شفیع آبادی – 1383)

7- مشاوره رابطه ای است بین دو فرد که در آن یکی می کوشد تا دیگری را درک و در حل مسائل سازگاری و انطباقی کمک کند. زمینه ی مشاوره ی انطباقی ، بیشتر شامل مشاوره ی تحصیلی ، مشاوره ی حرفه ای و اجتماعی و نظایر آنهاست ، بر اساس این تعریف ، مشاوره رابطه ای متقابل است که در آن مشاور و مراجع هر دو درگیر هستند . ( صافی -1381)

8- دینک مایر به پیروی از روانشناسی فردی آدلر معتقد است مشاوره رابطه ای حسنه بین مراجع و مشاور است که در آن مراجع به بررسی هدفهای زندگی اش می پردازد و شناخت توانها و محدودیتهایش موفق می وشد و با کمک مشاوره ، نحوی برقراری رابطه ی سالم و سازنده با اطرافیان و ارضای منطقی نیازهایش را یاد می گیرد . ( شفیع آبادی – 1383)

9- مشاوره عبارت است از رابطه ی رویاروی و مستقیم بین مشاور و مراجع که هدف آن کمک مراجع در سازگاری موثر با خود و محیط خویش است . ( نوابی نژاد – 1373)

10-پپنکی ، که روش طبی را برای مشاوره ارائه می دهد معتقد است ابتدا باید مشکل مراجع با دقت
تمام تشخیص داده و سپس به درمان آن مبادرت شود . به نظر او مشاوره ، فعالیتهای تخصصی
است که به درمان مشکلات عاطفی نسبتاً سطحی ، که علل جسمانی ندارند. می انجامد.(شفیع آبادی
– 1383)

11-مشاوره نوعی روان درمانی از گونه ی حمایتی یا باز پروری است که برای کمک به حل مشکلات
شغلی ، مدرسه ای ، زناشویی افراد و نیز برای حل مشکلات دیگری که در ردیف بیماریهای روانی
قرار نمی گیرند به کار می رود ( کمیل ، 1981 : به نقل از ساعتچی 1377)

12-به نظر پالمر ، در دهه ی1970 مشاوره همانند فعالیتی جدید در انگلستان به اوج شکوفایی خود
رسید . مشاوره همچون یک روش درمانی ، فعالیت تخصصی آگاهانه و قانونمندی است که در آن فرد آموزش دیده ای به نام مشاور با تاکید بر نقش حمایتی و اجتناب از قضاوت درباره ی مراجع , به حل مشکل او می پردازد . مشاوره بر برقراری ارتباط ، گوش دادن فعال و بهره گیری از
مهارتهای مختلف مشاوره ای استوار است ( شفیع آبادی – 1383)

13- بنا به بررسیهای گاستاد ، در تعریف هایی که از مشاوره به عمل آمده است سه خصیصه ی مشترک در آنها وجود دارد : شرکت کنندگان ، که معمولاً دو نفرند : یکی مشاور و دیگری مراجع ؛ هدف ، که معمولاً متوجه کمک به سازگاری ، کارآمدی و سعادت فرد است و یاد گیری که در پویش مشاوره ای مورد تاکید می باشد. ( شریفی و حسینی – 1370 )

14- به نظر اِستفلر و گرانت ، مشاوره رابطه ی تخصصی و یاورانه ی فردی یا گروهی است که مراجع با کمک مشاور ، از طریق خود شناسی می تواند تصمیم مناسب و معقولی اتخاذ کند و هماهنگ با استعدادها و رغبتهایش به زندگی سالمی ادامه دهد. (شفیع آبادی – 1383)
15- مشاوره رابطه ای است تخصصی بین دو فرد که یکی مشاور تحصیل کرده و باصلاحیت و دیگری مراجع است ، این رابطه معمولاً انفردای است ، یعنی رابطه ی رویاروی است گر چه ممکن است در آن بیش از دو نفر درگیر باشند. (صافی – 1381)

16- به نظر هکنی و نای ، مشاوره جریانی یاورانه و یکتاست که در آن مراجع مشکل دار با مشاور متخصص در ارتباط نزدیک قرار می گیرد و مراجع پس از طرح مکل با کمک مشاور راه حلی برای آن جستجو می کند( شفیع آبادی – 1383)

17- در مجموعه ی خدمات راهنمایی ، مشاوره که یک فرآیند کمکی در کمک به حل مشکلات دانش آموزان است یک اصل و ضرورت به شمار می رود ؛ اما تا زمانی که برای خدمات مشاوره ای ، زمینه سازیها و آمادگیهای مناسب و مساعد انجام نشده باشد ، به نتایج موفقیت آمیز این برنامه نمی توان امیدوار بود. ( نوابی نژاد 1373)

18- به عقیده ی فی ور و همکارانش ، مشاوره فرآیند تعاملی یاورانه بین مراجع و مشاور است که باعث افزایش کیفی عملکرد مراجع است.

19- مشاوره از طریق ارتقای مهارتها و فعال سازی نیروهای بالقوه و بهره گیری از امکانات محیطی
به بهبود شیوه های مقابله ای مراجع با مکشکلات می انجامد ، جریان مشاوره با ایجاد اعتماد ،
شناخت مشکل ، تنظیم هدفی ، اقدام و فعالیت ، ایجاد تغییر و پایان بخشیدن به جلسه همراه است (
شفیع آبادی – 1383)

20- مشاوره نوعی بستگی و رابطه بین دو فرد است که یکی قصد دارد دیگری را در حل مشکلات
خود در زمینه ی خودشناسی ، شغلی و آموزش کمک کند و این نوع کمک نیز معمولاً از طریق
مصاحبه های شخصی و بعد از گرد آوری اطلاعات و حقایق مربوط به آن شخص و مطالعه و
بازنگری اطلاعات به دست آمده انجام می وشد . ( شعاری نژاد – 1364)

21-به نظر کروچ ، مشاورهکه به دنیای ذهنی مراجع و مشاور مربوط می شود و بر همدلی و
خودآگاهی استوار است مشاور در جریان مشاوره مراجع را به دنیای درونش فرا می خواند و
آگاهی از افکار ، علایق ، احساسات و محدودیتهای او برای مشاوره ضرورت دارد . ( شفیع
آبادی – 1383)

22- مشاوره جریانی است از کنشهای متقابل ، جریانی که با حضور مشاور و مراجع صورت می گیرد .
هدف آن کمک به مراجع است تا بتواند با واقعیت رابطه ی سفیدتری داشته باشد. ( صافی –
1381)

23- مشاوره اصطلاحی است که فعالیتهای نظیر مصاحبه کردن ، آگاهاندن و رایزنی کردن را شامل می
شود و هدف اصلی آن کمک به مراجع یا درمان جوست تا با حل مشکلاتش بتواند برای آینده برنامه ریزی کند و به سازگاری مطلوب خود- رهبری و خوشبختی برسد ( شفیع آبادی – 1383)

24- گاستاد برای مشاوره ، تعریفی جامع بدین صورت ارائه می دهد : مشاوره یک پویش یادگیری
است که از طریق رابطه ای بین دو نفر انجام می گیرد . در این رابطه ، مشاور با داشتن مهارتها
و صلاحیتهای علمی و حرفه ای می کوشد مراجع را با روشهایی منطبق بر نیازمندیهایش یاری کند
. تا هر چه بیشتر درباره ی خود بیاموزد و بینشی را که به این طریق درباره ی خویشتن کسب می
کند در رابطه اش با هدفهای معین ، واقع بینانه ، ادراک شده به طور مؤثری مورد استفاده قرار
دهد و در نتیجه فردی سعادتمند و عضوی سازنده بای جامعه بار آید . ( شریفی و حسینی –
1370 )
25- مشاوره ، ارتباطی است انسانی و معنوی و یک نوع رابطه ی آزاد که بر اساس تمایل مراجع به
انجام مشاوره صورت می پذیرد . بنابراین تصمیم گیری نهایی در جریان مشاوره در تمام مواد بر
عهده ی مراجع است .(صافی – 1381)

26- مشاوره فعالیتهای تخصصی ، یاورانه ، حضوری ، هدفدار و عاطفی بین مراجع ، یعنی فرد دارای مشکل و مشاوره یعنی کسی که در برقراری رابطه ی حسنه و حل مشکلات کنشی تخصصی دارد که در آن مراجع در یک جو سرشار از تفاهم و همدلی ، آزادانه و صادقانه به طرح مشکلش با مشاور می پردازد و پس از تجزیه و تحلیل و خود شناسی بهتر و عمیق تر با کمک او تصمیم مناسبی می گیرد و در نهایت به حل مشکل کنشی توفیق می یابد. ( شفیع آبادی – 1383)

27- سی گیلبرت رِن ، مشاوره را چنین تعریف می کند . مشاوره رابطه ای است پویا و با هدف که بر اساس مشارکت مشاور و مراجع بر نیازمندیهای مراجع انجام می گیرد . در این رابطه ، توجه به خود شناسی و خود تصمیم گیری از طرف مراجع مورد تاکید است. ( شریفی و حسینی – 1370)

28- به عقیده ی هاوارد ، هدف اصلی مشاوره فراهم آوردن موقعیتی مناسب برای مراجع است تا بتواند راحت تر و رضایت بخش تر به زندگی اش ارایه دهد . مشاوره با تسهیل فرایند رشد ، شناسایی و حل مشکلات ، آموزشی شیوه های تصمیم گیری درست و نحوه ی مواجهه با بحرانهای زندگی همراه است و به گشترش بینش حل تعارضهای درونی و رشد روابط سازنده با دیگران می انجامد . ( شفیع آبادی – 1383)

29- مشاوره یک خدمت یاری دهنده است و هدف آن کمک به رفع مشکلات مراجع ، ایجاد سازگاری مطلوب ، پرورش خود رهبری و تضمین سعادت و خوشبختی وی می باشد . روشیهایی که در عرضه ی کمک به مراجع به کار گرفته می شود باید با خصایص و نیازمندیهای مراجع ، منطبق باشد . ( شریفی و حسینی – 1370)

30- هدف از مشاوره کمک به مراجع تا عرض و مقصود خود را از زندگی دریابند و آن را تصریح کند و به انتخابهای آگاهانه و عاقلانه ای دست زند که متناسب با طبیعت و تواناییهای اوست . سپس در زمینه هایی که در حد امکان و استطاعت اوست به کار و عمل بپردازد. ( صافی – 1381)
31- در مشاوره ، اول آنکه : برقراری محیطی سرشار از امنیت و تعامل پویا بین مراجع و مشاورضروری است ؛ دوم آنکه : مشاور نقش کمک دهنده و نه تحمیل کننده دارد ؛ سوم آنکه : رابطه ی مراجع و مشاور باید حضوری باشد ، زیرا مشاهده ی وضع ظاهری و حرکات مراجع در شناخت و تشخیص مشکلات او نقش مهمی دارد و چیزی به نام مشاوره ی تلفنی ، از نظر علمی وجود ندارد و آنچه در جامعه ی ما به غلط به مشاوره ی تلفنی معروف شده است راهنمایی تلفنی است . چهارم آنکه : هدف مشاوره خودشناسی بیشتر و یادگیری فرآیند تصمیم گیری مناسب و نیز قبول مسئولیت مراجع است .پنچم آنکه : مراجع از طریق مشاوره شیوه های انتخاب و طرح ریزی و ادامه ی یک زندگی معقول و موفق را می آموزد و در آینده خودش می تواند مشکلاتش را حل کند و برای هر مشکلی به مشاور مراجعه نکند . ششم آنکه : مراجع به نوعی با مشکل عاطفی یا با وجود مانعی در رشد مواجه است و قصد دارد با کمک مشاوره مشکلش را حل کند و یا مانع را از سد راه بر دارد . ( شفیع آبادی – 1383)

منابع و مآخذ :
1- ساعتچی ، محمود – مشاوره و روان درمانی ( ترجمه و تالیف ) – موسسه نشر ویرایش – تهران : 1377
2- شریفی ، حسن و حسینی ، سید مهدی – اصول و روشهای راهنمایی و مشاوره – انتشارات رشد – تهران 1370
3- شعاری نژاد ، علی اکبر – فرهنگ علوم و فناوری – انتشارات امیرکبیر – تهران : 1364
4- شفیع آبادی ، عبداله – راهنمایی و مشاوره تحصیلی و شغلی- انتشارات سمت – تهران 1383
5- شفیع آبادی ، عبداله – راهنمایی و مشاوره ی کودک – انتشارات – سمت – تهران 1372
6- شفیع آبادی ، عبداله و ناصری ، غلامرضا – نظریه های مشاوره و رواندرمانی – مرکز نشر دانشگاهی – تهران : 1371
7- صافی ، احمد – راهنمایی و مشاوره در دوره های تحصیلی – انتشارات رشد – تهران 1381
8- فقیهی ، علی نقی – مشاور در آینه ی علم و دین – دفتر انتشارات اسلامی – قم : 1384
9- فیرس ، ای جری و ترال ، تیموتی ، جی – روانشناسی بالینی – ترجمه مهرداد فیروز بخت – انتشارات رشد – تهران : 1382
10- نوابی نژاد ، شکوه – راهنمایی و مشاوره – انتشارات معاصر – تهران : 1373

تهیه و گردآوری : همایون رستمی ــــ مشاور مدرسه ـــــ ایلام(عضو سایت روانشناسان
نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 ساعت 11:7 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 ساعت 14:52 | لینک ثابت |


 


بسم الله الرحمن الرحيم

موضوع:گشتالت درماني
مقدمه
گشتالت درماني يكي ازروشهاي مشاوره است كه فردريك پرزوهمسرش لورا آن راارائه دادند.پرزدريك خانواده يهودي متولدشد،وي بعدازاخذدرجه دكتراي طب باسمت دستيارباكرت گلدشتاين وپل شيلدردرمؤسسات روانكاوي درمقام روانكاوكارمي كرد. اوازطريق تماسهاي خود باورتايمر،تيليچ،گلدشتاين، بيوبرو ديگر
صاحبنظران مجمع علمي وحرفه اي آلمان درسالهاي دهه بيست وسي قرن بيستم ميلادي موفق شدمقدمات گشتالت درماني(
Gestalt Therapy)راتدوين كند.
تعريف گشتالت درماني:
آنچه كه بنام گشتالت درماني معروف شده است چيزتازه اي نيست،بلكه سازماندهي جديدي است ازافكاري كه ازقديم الايام درزمينه هاي مختلف وجودداشته است.
به نظرمي رسدكه پرزدرتدوين نظريات خودازسه حوزه فكري خاص ومستقل تأثيرپذيرفته است كه عبارتنداز:مكتب اصالت وجود،پديدارشناسي اروپايي وروانشناسي گشتالت.درمكتب اصالت وجود،برتجارب زمان حال فرد،درروانشناسي گشتالت برادراك وكلي نگري ودرپديدارشناسي برادراك فردازواقعيت تأكيدمي شود.درحالي كه درگشتالت درماني ضمن توجه به اهميت تجربه،ادراك فردازهستي خوددرزمان حال برارگانيزم به عنوان يك كل،همچنين چگونگي ارتباط ارگانيزم بامحيط وچگونگي كسب تجربه ازجانب فردتأكيدمي شود(به عبارت ديگرتأكيدپرزرادراك وكل نگري وچگونگي واكنش فرددرمقابل پديدها تأثيري است كه پرزازمكاتب اصالت وجود،پديدارشناسي وروانشناسي گشتالت گرفته است.درروانشناسي اصالت وجودتأكيدبرآن است كه فرددرزمان حال چه تجربه اي دارد،درحالي كه درگشتالت درماني ضمن پذيرش اهميت تجربه تأكيدبرآن است كه فرددرزمان حال هستيش راچگونه درك مي كند.تأكيدبرارگانيزم به مثابه يك كل وهمين طورتأكيدبرارتباط ارگانيزم بامحيط وفرايندتجربه فردازمفاهيم اساسي تفكرگشتالتي ومكتب اصالت وجوداست).
روانشناسي گشتالت كه به منزله نظريه اي درزمينه ادراك بوجودآمدبرروابط متقابل ميان شكل شيءوزمينه آن وفرايندهاي ادراكي تأكيدداشت وواكنشي بودنسبت به شيوهاي اجزانگرانه اي كه سعي مي كردندادراك وفرايندهاي ذهني را ازراه تجزيه آنها به اجزاويا به محتويات ذهني مطالعه كنند. ازآغازگران نهضت روانشناسي گشتالت مي توان ازورتايمر،كافكاوكهلرنام برد.
گشتالت درماني برافكارواحساسات وبرداشت فردازدنيادرزمان حال تمركزداردوبه گذشته فردتوجهي ندارد.دراين روش بيش ازاين كه به گفتگوهاي انتزاعي درموردوقايع وموقعيتهاي مختلف توجه شودبرايجادزمينه براي تجربةمستقيم تأكيدمي شود.درگشتالت درماني درمانگربه مراجع كمك مي كندكه رفتارهاي اجتنابي رابه سطح آگاهي بياوردتابدين وسيله حالت تعادل درفردايجادشود،زيراهنگامي كه فردازاميال،تحريكات وعواطف نخواسته خودمطلع شودمي تواندبامحيط تعادل مناسبتري داشته باشد.
توجه به زمان ومكان موجود(حال)وايجادحداكثرآگاهي،اساس گشتالت درماني است.فردپس ازكسب آگاهي قادرخواهدبودبه كمك اصول گشتالت رابطة بين مشكل وزمينه را وسعت بخشد وموقعيتهاي ناتمام راتشخيص داده ودرصدداصلاح آن برآيد.منظورازموقعيتهاي ناتمام نيازهاي ارضانشده اي است كه معمولاًفشاررواني زيادي برفردواردمي كنندورفتاراوراتحت تأثيرقرارمي دهند(كري،1996).
درگشتالت درماني به مسائلي نظيراينكه فردچگونه بدان حالت درآمده است،يادليل انجام كارهايش چه بوده است ويافرداچه خواهدكردوچه پيش خواهدآمدتوجهي نمي شود.معمولاً گشتالت درماني به تمركزدرماني نيزمعروف است.
هدف گشتالت درماني:هدف اصلي گشتالت درماني رشدآگاهي ومسئوليت پذيري مراجع است.آگاهي عبارت است ازكسب دانش نسبت به محيط،يعني اينكه هرچه فردبيشتربامحيط واقعي خوددرتماس وتعامل طبيعي قرارگيرد.
شناخت خود،كه آگاهي ازهمان نيازهاي ارضانشده است كه بررفتارفردتأثيرمي گذارد.پذيرش وتوانايي برقراري ارتباط بامحيط وديگران.
بدون كسب آگاهي مراجع قادربه تغييرشخصيت خودنخواهدبود.ازطريق كسب آگاهي مراجع ظرفيت مواجهه بااحساسات وعواطف انكارشدةخودراپيدامي كندودرمي يابدكه موجودمستقلي است ونيازي به وابستگي به ديگران ندارد.گشتالت درماني به مراجع كمك مي كندموانع وسدهاراازسرراه(شدن)فردبردارد تافردازحمايتهاي محيطي به حمايتهاي شخصي يعني استعدادهاي دروني كه همان بلوغ است برسدوباكشف زندگي رشدكندوسپس به بلوغ شخصي برسد.درواقع گشتالت درماني سعي مي كندكه فردآن چيزي بشودكه هست ، زماني كه فرد به بلوغ شخصي(فردي) دست
يافت مي تواندشكافهاي موجوددرزندگي خودراشناخته وشيوةپركردن آنهارابياموزدودرجهت ايجادوحدت ويكپارچگيدر زندگي خودگام بردارد.بطوركلي مي توان گفت هدف غايي گشتالت درماني برقراري تعادل مطلوب درارگانيزم است(جاكوبس ويونتف).
هدفهاي اصلي گشتالت درماني،توانمندكردن مراجع درجهت نيل به يكپارچه ترشدن،آگاهترشدن وآزادشدن براي تجربه كردن ودرنتيجه به فعل درآوردن توانايي هاي بالقوه مراجع است واساس تمام هدفهاي گشتالت درماني كسب آگاهي است.
فرآيندمشاوره اي درمان گشتالتي:
به نظرزينكردرفرآيندمشاوره اي گشتالتي انتظارمي رودكه:
1.آگاهي مراجع نسبت به خودافزايش يابد،كه اين آگاهي ازطريق تماس بامحيط،احساس نيروهاي متضاد،توجه وتمركزكردن حواس بريك موضوع،بالابردن احساس بدني،گوش دادن به توصيفهاي كلامي و… حاصل مي شود.
2.مراجع بتدريج مسئوليت تجارب خودرابه عهده بگيردوديگران رامسئول تفكرات احساسات واعمال خودنداند.
3.مهارتهاوارزشهاي موردنيازبه منظورپاسخگويي به نيازهاي خودرابدون تعدي به حقوق ديگران رشددهد.
4.نسبت به احساسات خودآگاهي كسب كند.
5.پس ازپذيرش مسئوليت اعمال خودپيامدهاي آن رانيزبپذيردوبراي هريك ازرفتارهايش اعلام قبول مسئوليت كند.
6.تلاش كندكه بجاي حمايتهاي بيروني به حمايتهاي دروني متكي باشد.
7.بتواندازديگران كمك بخواهدوبه ديگران نيزياري رساند.
دررويكردگشتالت درماني،خودشناسي تنهاازطريق درون نگري حاصل نمي شودبلكه درعمل بدست مي آيد.توجه به يك موضوع،تشخيص وجوه تمايزوتشابه موضوعهاي مختلف ،به تجربه درآوردن عواطف،توصيف كلامي،بررسي رفتارهاي نادرست و… به رشدآگاهي مي انجامدكه همان آگاهي ازخوداست.
كل فرآيندروان درماني مركب ازسه فرآيندجزئي تراست.يكي خودفرآينددرمان است كه همان رابطه مراجع ودرمانگراست.ديگري فرآينددرون بيماراست كه بوسيله علامت ونشانه هاي مرضي نشان داده مي شودوسومي فرآينددرون درمانگراست كه به فرآيندمرضي بيمارپاسخ مي دهد.فرآينددرمان يارابطه مراجع ودرمانگرتنهافرآيندي است كه نمي تواندوجودنداشته باشد،بنابراين ازاهميت فوق العاده اي برخورداراست.
به نظريونتف اگرچه درمانگردرفرآيندمشاوره به راهنمايي مراجع،ارائه تجربه ومشاهده مي پردازدولي فعاليت اصلي مشاوره بعهدةمراجع است.يونتف تأكيدداردوظيفةدرمانگرايجادفضايي مناسب است كه شيوهاي جديد«بودن»رابه مراجع بشناساند.درمانگرگشتالتي بايدتوجه زيادي به حركات بدني مراجع داشته باشد،زيرانشانه هاي غيركلامي اطلاعات بسياري رادرزمينةاحساسات مراجع ابراز مي دارد.صدا،حركات،ژستهاوسايرنشانه هابيانگراحساسات واقعي مراجع هستند.علاوه براين مشاوةگشتالتي بررابطه بين الگوهاي زباني وشخصيت نيزتأكيدبسيارمي شود.الگوهاي زباني مراجع اغلب بيانگراحساسات،تفكرات ونگرشهاي اوهستند.درواقع يك مشاورخوب درسخنان بي معناي مراجع دقت نمي كند،بلكه به شكل ظاهري كلمات مراجع مي نگرد.
مشاوردرجريان درمان كاملاً فعال است وباقدرت واعتمادبه نفس عمل مي كند،ولي ازقدرت به منظوررضاي خاطرخويش استفاده نمي كندروي اين اصل اشخاص محتاط،محافظه كاروكساني كه ترجيح مي دهندرفتارشان فقط مبتني برانعكاس مطلبي باشدكه مراجع اظهارداشته است وهمينطورافرادي كه به تجربيات خودشان آگاه نيستند،نمي توانندبه شيوه گشتالتي انجام وظيفه كنند.درگشتالت درماني ازتشخيص وبرچسب زدن استفاده نمي شودزيراتشخيص فرارازمشاركت درفرآيندفعال ارتباط مشاورومراجع محسوب مي شود.
مشاورگشتالتي همه آن چيزهايي راكه درشخص جريان دارددقيقاًموردتوجه قرارمي دهد،يعني هرآنچه راكه مراجع فكرمي كند،احساس مي كند،انجام مي دهد،بخاطرمي آورد ويابا اعضاي حسي خوددريافت مي كندوتمام اينهارابه منزلةداده هاي رفتاري درنظر مي گيردتابتواندبه رويدادهاي تجربي برحسب واژهاي كاربردي اشاره بكندواصولي رابراي تغييرآنهاپيشنهادكند.درگشتالت درماني مشاورازواژه«چرا» احترازمي كندبه اين دليل كه فقط موجب دليل تراشي مي شودوبه فهم ودرك مشكل اصلي نمي انجامد،درصورتي كه استفاده ازواژه«چگونه»موجب شناسايي رفتاروتمام وقايع جريان درمان مي شود.سئوالاتي ازقبيل«اكنون چگونه نشسته اي؟»و«اكنون چگونه حرف مي زني؟»و«داري بادست راستت چه مي كني؟»ويا«اكنون صدايت چگونه است؟»به مراجع كمك مي كندكه آن چيزي بشودكه هست نه آنكه چيزي بشودكه نيست ولي آرزو دارد باشد.
مشاورگشتالتي درصددايجادآرامش خاطر،حس آزادي،انعطاف پذيري درارتباط باديگران كمك گرفتن ازنيروهاي دروني براي حل مشكلات وخلاقيت درمراجع است.فردي كه به عنوان مراجع به مشاورمراجعه مي كنددرصددتعالي بخشيدن ارزشهاي خوداست وبه بهبودكيفيت ارتباطي خود باديگران مي انديشد.بدين منظورمراجع بايدرفتارها واعمالي راكه درصدد تغيير آن است مشخص كند،سپس با كمك مشاوربه آزمودن تجارب مختلف بپردازدونسبت به نادرستي رفتار خودآگاهي كسب كند.درطي فرآيند مشاوره،مراجع بايدبتواند توجه خودرا ازحمايتهاي محيطي به سوي حمايتهاي شخصي معطوف داردوزمينةبلوغ فكري رابراي خود مهيا سازد.تعامل بامحيط،آزمايش تجربه وآگاهي ازاصول مهم گشتالت درماني هستند.
به نظرپرز دربرخورد بامراجع بايد تلاش كردتا فهميداواز چه چيزاجتناب مي ورزد.پس موقعيتي فراهم كردكه مراجع بتوانداحساسات وعواطف خودراتجربه كندوازاجتناب بپرهيزد.مراجع بايدبه آنچه درزمان حال تجربه مي كندوچگونگي وقوع اجتناب درتجارب اينجا واكنون آگاهي يابد.بنابراين درمانگربايد مراجع راوادار كندكه ازحالت تنگنا ومعذوريت بگذرد،يعني كاملاًبا آن درگيرشودبه طوري كه بتوانداستعدادهاي بالقوةخودش رارشدوتوسعه دهد،اين كار ازطريق فراهم آوردن موقعيتهايي كه مراجع ازطريق آن بتواند حالت تنگنا راتجربه كند.سپس ازطريق ناكام كردن اوانجام مي گيرد،يعني بعد ازفراهم آوردن موقعيتها بيماررا ناكام مي كنيم تاباسدهاوموانع خودش وباشيوه اجتناب خويش رودررو قرار گيرد.
پولسترسه مرحله رادر فرآيند مشاوره مشخص كرده است:
1.مرحلة اكتشاف: مراجع بينش واقع گرايانه وجديددربارةخودو موقعيت خودكسب مي كند.
2.مرحلة انطباق:اين مرحله مستلزم شناخت مراجع نسبت به قدرت انتخاب خوداست.مراجع رفتارهاي جديدي را درمحيط حمايتي نشان مي دهدوسپس اين رفتارهارا به تمام موقعيتهاي ديگرگسترش مي دهد،درابتدا انتخاب مناسب ازجانب مراجع ممكن است ناشيانه صورت گيرد،ولي حمايت مشاوربه تدريج مهارتهاي لازم رادر انطباق با مسائل ومشكلات درموقعيتهاي مختلف كسب مي كند.درفرآيندمشاوره،مشاور دريك سيستم حمايتي،مراجع رابه عمل و
كسب تجربه باشيوهاي جايگزيني ومناسب تشويق مي كند.
3.مرحلةجذب:اين مرحله مستلزم اين است كه مراجع چگونگي تأثرگذاري برمحيط رايادبگيرد.دراين صورت مراجع احساس مي كندظرفيت وتوانايي مواجه شدن بامسائل ومشكلات زندگي رادارد.دراين مرحله مراجع يادمي گيردكه چگونه شانس دريافت آنچه راكه ازمحيط نياز داردبه حداكثربرساند.
درفرآيند مشاوره تمرين وتجربه ازاهميت بسياري برخوردارند.تمرين عبارت است ازبه كارگيري تكنيكهايي كه مراجع رابراي مواجه با هيجانات خاص نظير خشم آماده مي سازد.تجربه نيز براثرتعامل بين مشاورومراجع ايجاد مي شود.تجربه ويادگيري اساس يادگيري تجربي هستند.
زينكر جلسات درمان رابه عنوان مجموعه اي ازتجارب تلقي مي كندكه راه رابراي يادگيري تجربي مراجع بازمي كنند.به نظريونتف(1993)درگشتالت درماني تجربه پيش ازاين كه به عنوان يك تكنيك درنظر گرفته شود جزءلاينكف فرآينددرمان است.
علي رغم اين كه يادگيري زمينه رابراي ايجاد تجربه مهيا مي كند،تجربه فرآيندي مشترك است كه مشاركت فعال مراجع رامي طلبد.تجربه شيوه اي است براي ازسرخارج كردن تعارض هاي دروني مراجع وكمك به اوبراي به كارگيري اين تجارب درمحيط زندگي خود.تجربه مراجع راتشويق مي كندكه داوطلبانه ومبتكرانه از
توانايي هاوامكانات خود درجلسات درمان استفاده كند.تجربه هاي مشاوره گشتالتي اشكال گوناگوني دارد:
تصور موقعيتي تهديد كننده،گفتگوبين مراجع وفردي كه براي اواز اهميت برخوردار است،بيان خاطرات ووقايع دردناك زندگي، تجسم كردن تجربه هاي خاص زمان حال،ايفاي نقش،تمركزروي ژست ها،حالات بدني وسايرعلائم غيركلامي كه بيانگرحالات دروني هستندوگفتگوبين جنبه هاي متعارض درون فرد.درخلال اين تجربها مراجع احساسات همراه باتعارض هاراتجربه مي كند(پولستر).
براي اينكه درفرآيندمشاوره تجارب گشتالتي مفيدواقع شوندبايدموارد
زيررعايت شود:
1.مشاورمي بايست درموردزمان وملاك پايان درمان شناخت كافي داشته باشد.
2.براي اينكه مراجع ازتجارب ايجاد شده بيشترين سودراببرد،مشاوربايد دقت كافي درانتخاب زمان ايجاد تجربه داشته باشد.
3.ماهيت تجربه به مشكلات فردوآنچه فرد تجربه مي كندبستگي دارد.
4.هنگامي كه مشاور به فرهنگ مراجع توجه كافي كندوبه آن احترام بگذارد،تجارب ايجاد شده درجلسات مشاوره بيشترين كارآيي رادارند.
5.براي ايجادتجربه نقش فعال مراجع براي خود اكتشافي ضروري است.
6.انعطاف پذيري مشاوردراستفاده ازتكنيكها وتوجه به چگونگي پاسخهاي مراجع درفرآيند مشاوره ازاهميت بسزايي برخوردار است.
7. تأمل مشاوردر فرآيند مشاوره،موجب درك بيشتر مراجع ازتجارب ايجاد شده مي شود.
8.مشاوربايدتكاليف مراجع رابه گونه انتخاب كندكه احتمال موفقيت اودرانجام آن وجودداشته باشد.
9.مشاوربايد تجاربي راكه براي جلسات مشاوره وخارج ازآن مناسبند شناسايي وكفكيك كند.
علي رغم اينكه پرز اعتقادچنداني به كفكيك نداشت،تكنيكها مي توانندابزارسودمندي براي كمك به مراجع دركسب آگاهي هاي عميقترتجربه تعارضهاي دروني،حل ناهماهنگي هاودوگانگي هاوتگميل نيازهاي ناتمام باشند.
لوتسكي وپرزبرخي ازتكنيك هاراتوصف كرده است:
1.تمرين گفتگو:مراجع بخشهايي ازشخصيت خودراكه متعارض اندوتجربه شده اند،انتخاب وبين آنهاگفتگو برقرار مي كند.اين بخشهاي شخصيت شامل جزءحاكم شخصيت (فراخوديا الزامها) درمقابل جزءمطيع وپيروآن(جزءمقاوم منفعل)،حالت تهاجمي درمقابل حالت منفعل،شخصيت خوب درمقابل شخصيت رذل،مذكردرمقابل مونث ويك سلسله دوقطبيهاي ديگرمي شود.ازمراجع خواسته مي شودكه بين هريك ازدوقطبيهاي موجودگفتگويي برقرار كندتا سرانجام به آگاهي بهتري دست يابد.
2.دورچرخيدن:كه درآن ازمراجع خواسته مي شودتااگر چنانچه گفته
يااحساسي دارد،درصورت تمايل دوربچرخدوآن رابه افرادديگر جلسه گويد.اين تكنيك ممكن است اعمالي مثل لمس كردن،دلجويي ونوازش،مشاهده ومتوحش كردن رانيزدربرداشته باشد.
3.موضوع ناتمام:كه دراينجا هرموقع كه مراجع كاريا موضوع ناتمامي داشته باشدازاو خواستهمي شودبه پايان رساندوتمام كند.
4.مسئوليت پذيري:ازمراجع خواسته مي شودمسئوليت رفتارهاي خود رابپذيردوآن راباصداي بلند ابراز دارد،وبه دنبال هربياني دربارة خودش واحساساتش عبارت«… ومن مسئوليت آن رامي پذيرم»رابياورد.مثلاًبگويد«من آگاهم كه پايم راحركت مي دهم ومن مسئوليت آن رامي پذيرم»يا«من آگاهم كه نسبت به دوستم احساس تنفرمي كنم ومن مسئوليت آن را مي پذيرم».
5.رازداري:مراجع ياد مي گيردرازي راپوشيده نگه داردوتصور كنداگرديگران آن رابفهمندچه واكنشي نشان مي دهند.دراين حالت كم كم دلبستگي اوبه اين راز روشن خواهد شدواحساس گناه وشرمساري اوكشف خواهد شد.
6.فرافكني:وقتي كه مراجع ادراكي رابيان مي كندكه مؤيديك فرافكني است،مشاورازاومي خواهدتانقش مشخصي راكه دراين فرافكني وجوددارد بازكند وبدين ترتيب كشمكش خودرا در اين زمينه كشف كند.
7.وارونه سازي:درآن از مراجع خواسته مي شودنقش رفتاري متضادبا
رفتار خودراايفا كند(مثلاًبه جاي آنكه منفعل باشد،باانرژي ومهاجم باشد)تابدان وسيله باجنبه هاي پنهان شخصيت خودتماس حاصل كندوآنها راتشخيص دهد.
8.تماس وعقب نشيني:تمايل طبيعي به عقب نشيني امري شناخته شده وموردقبول است ودر درمان،مراجع مجازاست كه به تناسب ازعقب نشيني موقتي احساس امنيت كند.تماس وعقب نشيني،هردودر درمانمقول به نظرمي رسندومراجع ودرمانگرمطابق يك طرح مناسب وموزون به موقع ازهريك استفاده مي كند،ولي استفاده مداوم پيوسته ازهريك از آنها به هيچ وجه توصيه نمي شود،چراكه تماس وعقب نشيني فقط درمواقع مناسب موردقبول است.
9.مشاورسؤال مي كند«آيامي تواني بااين احساس خودبه سرببري؟»:به هنگامي كه مراجع درحالت عاطفي شديد قرار داردواحساس گيجي،يأس وناكامي شديدمي كند،مشاوراز او مي خواهد تا موقتاًبا احساس خودش بسازد ولي ادراكات وتصوراتش رابازگوكند،مشاوربه مراجع كمك مي كندتا موفق شودتصور وادراكاتش رااز هم تميز دهد.
10.تكرار:دراين طرح ازمراج خواسته مي شودتارفتاريابياني راچندين مرتبه تكرار كندوحتي دربرخي مواردرفتار را به رقصي تبديل كندويا صدا رابلندترومؤكدتركندتابدين وسيله به احساس خودآگاهي بيشتري برسد.
نتيجه اينكه گشتالت درماني درزمينة افرادنابهنجار،تربيت گروهاي حرفه اي درزمينه آگاهي دركلاس درس ودرمورد كودكان مضطرب ومراكز مراقبت كودك بكار گرفته مي شود.اطلاعات حاصل ازراه خواندن نظريه وتكنيكهاي گشتالت عملاًسودمند نخواهد بودواين اطلاعات بايد توأم باتجربه وكارورز ونظارت دقيق باشد.استفاده ازگشتالت درماني درموارد گروهي امري عادي است ولي اغلب به صورت مشاورة فردي دروضعيت گروهي اجرا مي شود.


منابع:مشاوره(مباني روان شناختي)-محمدخداياري فرد.
نظريه هاي مشاوره وروان درماني-عبدالله شفيع آبادي و غلامرضاناصري.







مشاوره گروهي:
تعاريف راهنمايي ومشاوره گروهي:
درراهنمايي انفرادي،مشاوربا يك مراجع سروكاردارد وبه جمع آوري اطلاعات وشناسايي فرداقدام مي كند.درحاليكه درراهنمايي گروهي تعداد مراجعان بيش يك نفراست.راهنمايي گروهي تجمع افراداست كه براي رسيدن به هدف وياهدفهاي معيني فعاليت مي كنند.درراهنمايي گروهي هدفها،نوع عضويت،نوع رهبري،وموقعيت گروه ازعواملي تعيين كننده اند.
به نظرماهلر(1969)هدف اصلي راهنمايي گروهي كسب اطلاعات درزمينه گروهي فعاليت سازمان يافته اي است كه ازايجادمشكل پيشگيري مي كند.مثلاًبا ارائه اطلاعات شغلي به صورت گروهي،به دانش آموزان ومراجعان كمك مي شودتا حتي الامكان انتخابهاي نادرست انجام ندهندودرآينده بامشكلاتي مواجه نگردند.لذافعاليتهاي راهنمايي جنبه پيشگيري دارند.تعدادشركت كنندگان درراهنمايي گروهي معمولاًبيست تاسي وپنج نفرمي باشدودرصورت وجودامكانات كافي مي توان اين عده راافزايش داد.
درانجام راهنماي گروهي رهبرگروه به تخصص وتبحرخاصي نياز ندارد.زيرا درچنين گروهي حل مشكل ويامسئله عاطفي ورواني مطرح نيست وتقريباًهر فردي مي تواندراهنمايي گروهي رااجرا كند.معلم نيز ازعهده انجام راهنمايي گروهي بخوبي برمي آيد.معمولاً
درراهنمايي گروهي ازابزارووسائل متعددي نظيرفيلم،اسلايد،بروشور
شغلي وغيره استفاده مي شودتايادگيري تسهيل گردد.راهنمايي گروهي براي تمام دانش آموزان ومراجعان ضرورت دارد.مي توان باارائه واحدهايي درزمينه راهنمايي،معلمان رابا راهنمايي گروهي آشناساخت وفعاليتهاي متعددراهنمايي راكه در مدارس ضرورت داردوبه آنها واگذار كرد.
مشاوره گروهي با راهنمايي گروهي تفاوت دارد.به اعتقاداولسن(1970)مشاوره گروهي يك سلسله فعاليتهاي سازمان يافته است كه باتعداد معيني شركت كننده دريك زمان انجام مي گيرد.اين فعاليت ها جنبه درماني وپيشگيري دارند.درمشاوره گروهي گاهي يك وهنگامي دومشاوربا تقريباً هشت نفرشركت كننده دورهم مي نشينندوبه بررسي وتجزيه وتحليل موضوعي عاطفي ورواني مي پردازندوتلاش مي كنندراه حلي براي مشكل بيابند.ازاينرو،هدف مشاوره گروهي دروهله اول معمولاًحل مشكل ودرمرحله بعدجلوگيري ازبروز مشكلات مي باشد.
رهبري جلسات مشاوره گروهي،به تخصص وتبحرنيازداردو هر فردي نمي تواندمشاوره گروهي راتشكيل وآنراباموفقيت هدايت كند.رهبرگروه علاوه برگذراندن دورةآموزش رهبري گروه باموفقيت
بايدشخصاًدر چندين جلسه گروهي به عنوان عضوشركت جويدوگروهايي رانز تحت نظارت متخصصين سرپرستي كندتابتواند
مشاوره گروهي راتشكيل واداره كند.
روش مشاورةگروهي:
مشاورگروهي كه مستلزم ايجاد رابطه اي عاطفي است،براي رسيدن به هدفها ومقاصدگوناگون ومتعددي تشكيل مي شود.اصول تشكيل مشاوره گروهي براي دانش آموزان دورةراهنمايي ودبيرستان رانمي توان به سايرگروهها نظير گروه دانشجويان دانشگاه،خانواده ها،وبيماران رواني نيزتعميم داد.مهمترين عامل درتشكيل مشاورةگروهي،تعيين هدفها ومقاصدگروه مي باشد.توصيه مي شودبه هنگام تشكيل مشاوره گروهي خصوصاًدرمدارس،نوع مشكلات هريك ازاعضاي شركت كننده قبلاًمشخص گرددودربارة لزوم وضرورت تشكيل گروه،بررسي هاي مقدماتي به عمل آيد.براي اينكارمعمولاًانجام يك مصاحبه تشخيصي كوتاه مدت باهريك ازداوطلبان شركت درمشاوره گروهي لازم بنظرمي رسد.
مشاور درتشكيل مشاوره گروهي،بايدگامهاي زيررا رعايت كندتا گروه به هدفهاي تعيين شده نائل آيد.به بياني بهتر،فرآيندتشكيل مشاوره گروهي رامي توان بشرح زيربرشمرد:
گام اول-انتخاب اعضاء:
بين اعضاي گروه درزمينه هاي جنس،سن،آشنايي هاي قبلي متفاوت هاي شخصيتي بايدهماهنگي موجودباشد.درصورتي كه بين تجارب گذشته اعضاي گروه، تفاوت هاي فاحشي موجود باشد اعضاي گروه
قادرنخواهدبود بطوردرست ومناسبي بايكديگرارتباط برقرارسازند.چون تشابه بيش ازحدنيز مانع پيشرفت فعاليتهاي گروهي مي گردد،ازاينروبايد سعي شودبين تجربيات وزمينه هاي قبلي اعضاي گروه حتي الامكان تعادلي موجودباشد.
به منظورانتخاب اعضاء،معمولاًيك مصاحبه تشخيصي باكليه داوطلبان شركت درمشاوره گروهي لازم وضروري است.اين مصاحبه مقدماتي،بدان سبب انجام مي گيردكه داوطلب انتظارش راازخود واز گروه بشناسد؛ناراحتي هاونگراني هاي خودرابطور كلي شناسايي كند؛به شركت مجدّانه درگروه تشويق گردد؛ميزان تمايلش به بحث درباره مشكلاتش درگروه مشخص شود؛وبا برخي ازقوانين اساسي گروه آشناگردد.اين مصاحبه مقدماتي همچنين به مشاورفرصت مي دهدتا مناسب ترين افرادرا بايكديگردريك گروه قرار دهد.
برخي ازمتخصصان(نظيراولسن،1970)تشخيص ومصاحبه مقدماتي باداوطلبان شركت درمشاوره گروهي رالازم وضروري مي دانندوعقيده دارندكه مشاوربايد درانتخاب وگزينش اعضاي گروه آزادباشد تاكساني را كه احتمالاًاز مشاوره گروهي سودبيشتري خواهندبردبرگزيند.
درمصاحبه مقدماتي،ابتدامشاور علل انجام چنين مصاحبه اي رابراي داوطلب تشريح مي كندواظهار مي داردكه به خاطرايجادهماهنگي درگروه براي كمك بيشتروپيشرفت سريع تر،انجام مصاحبه مقدماتي
ضرورت دارد.سپس ازداوطلب مي خواهدكه با اعتمادبه مشاور،درباره مشكلي كه هم اكنون باآن مواجه است صحبت كندوانتظارات وهدفهايش ازشركت درگروه راتوضيح دهد.به موازات مصاحبه مقدماتي،مي توان درمدرسه اطلاعات كلي درباره مشاوره گروهي وهدفهاي آن تهيه ودردسترس تمام دانش آموزان ومراجعان قرار داد.
گام دوّم-اندازه گروه:
معمولاًتعداداعضاء درمشاوره گروهي،بايدشش الي دوازده نفرباشد.درتعيين تعداداعضاي مشاوره گروهي،هدفهاونيزنوع مشكلات اعضاي گروه تأثيربسزايي دارند.بدين معني كه درصورت وجودمشكلات عاطفي شديدتر،گروه معمولاًبا كمترين تعداديعني شش نفرتشكيل مي شود.معمولاًتشكيل مشاوره گروهي باكمتر ازپنج نفرنمي تواندمفيدباشد.زيرا اولاً الگوهاي رفتاري اعضاي گروه محدوداست.ثانياً فشلرهاي وارده برهرفرد،جهت مشاركت درفعاليتهاي گروهي زيادمي باشد.درحاليكه اگرتعداد اعضاء بيش ازپنج نفرباشد،تنوع تجربيات وزمينه هاي قبلي اعضاءباعث يادگيري بيشترمي گردد.اگرتعداداعضاي شركت كننده درگروه بيش ازده نفرشود،احتمالاًبه برخي ازاعضاءتوجه كافي معطوف نخواهدشدو درنتيجه مشاركت آنها به حداقل خواهدرسيد.رهبري گروهي نيزبا توجه به اندازه گروه تغييرمي كند.معمولاًدرگروه هاي كوچكتر،اداره رهبرتأثيربيشتري برتصميمات گروهي دارد.درحاليكه درگروه هايي با
باتعدادبيشتر،چون مشكلات متنوع است وعكس العمل هاي بين اعضاءزياد مي باشدتصميم نهايي توسط كل اعضاءاتخاذ مي شودوادارةرهبربر تصميمات گروهي تأثيركمتري دارد.همچنين درگروه هاي كوچكتر،رهبري گروه ساده تروآسان ترانجام مي پذيرد.
درحاليكه درگروه هاي بزرگتر،رهبرگروه تاحدودي مشكلتر است.لذابه مشاوران توصيه مي شودكه درآغاز كار،تعداداعضاي مشاوره گروهي رادرحداقل نگه دارندتاتجارب كافي بدست آورندوسپس به مرورزمان اعضاي گروه راافزايش دهند.
همچنين چگونگي تركيب اعضاي گروه ازنظرجنس،موقعيت اجتماعي،شغل وسن درنحوةكاركرد گروه مؤثراست.معمولاً هرچه گروه متجانس ترباشد،اختلافها وتضادهاي درون گروهي كمترخواهد بود.به عبارت ديگرهرچه اعضاي گروه متجانس ترباشند،تفاوت درعقايد ونظريات كمتر است وبرعكس هرچه اعضاي گروه نامتجانس تر
باشند،امكان پيدايش تفاوتها وتضادها بيشترمي شود.
گام سوم-تواترتشكيل جلسات:
جلسات مشاوره گروهي،معمولاً هفته اي يكبارتشكيل مي گردد.تواترتشكيل جلسات را مي توان باتوجه به هدفها درصورتي كه ضرورت ايجاب كندتشكيل مي گردد.ماهلر(1969)معتقداست كه اگراعضاء داراي مشكلات حادي باشندكه گروه درتخفيف آلام مي تواند
مؤثرواقع شود،جلسات گروهي بايد همه روزه و يا لااقل سه باردر
هفته تشكيل گردد.
گام چهارم-تداوم جلسات:
به نظرماهلر(1969)معمولاًده جلسه رامي توان زمان لازم براي حل مسائل ومشكلات درجلسات مشاوره گروهي محسوب داشت.درعين حال دراين زمينه قانون كلي وثابتي وجودنداردوجلسات مشاوره گروهي تازماني ادامه مي يابدكه اعضاي گروه به هدفهاي تعيين شده نائل آيند.درهرجلسه بايداز پيشرفتهاي اعضاء درنيل به هدفها،ارزشيابي به عمل آيدتا براساس آن بتوان تعدادتقريبي جلسات آينده راپيش بيني كرد.
گام پنجم-طول هرجلسه:
طول هرجلسه مشاوره گروهي،با تواترتشكيل آن درهفته بستگي دارد.اگرگروه درهفته يكبارو يادوبار تشكيل گردد،وقت هرجلسه يك ساعت خواهدبود.ولي چنانچه جلسات مشاوره گروهي هردوهفته يكبار تشكيل شود،زمان هرجلسه دويا سه ساعت خواهدبود.زمان هرجلسه مشاوره گروهي به نوع گروه نيزبستگي داردمثلاًدرگروه ماراتن،زمان هرجلسه بيست وچهارالي چهل وهشت ساعت متوالي مي باشد.
گام ششم-فراهم آوردن موقعيت:
درمحلي كه مشاوره گروهي درآن تشكيل مي گردد،بايدبريا تمام اعضاءفضاي كافي وجود داشته وازهياهو ومزاحمت ديگران دورباشد.
معمولاًاگراعضاي گروه دورهم وبصورت دايره برروي صندلي ويا روي زمين بنشينند،آرامش بيشتري احساس خواهندكرد.مطالب جلسات مشاوره گروهي رامي توان برروي نوارضبط ودرمواقع لازم ازآن استفاده كرد.ضبط محتواي جلسه بايدباتوافق اعضاي گروه انجام پذيرد.
گام هفتم-مشاركت اعضاء:
هرفردي كه براي نخستين باردرجلسه گروه شركت مي كنددرمراحل اوليه بايك سري سؤالات ومسائل مواجه مي شودكه برخي ازآنها ذيلاً درج مي گردد.شناسايي اين نكات مشاوررا درتشكيل وهدايت گروه ياري خواهدكرد.بعلاوه تازماني كه فردبراي خودجواب قابل قبولي نيابد قادربه مشاركت واقعي وفعال درگروه نخواهدبود.
گام هشتم-تشخيص انواع گروه:
گروه راباتوجه به نوع شركت كنندگان،مي توان به دونوع تقسيم كرد.اگراعضاءباميل وخواست خوددر گروه شركت كرده باشند،گروه داوطلب ناميده مي شودواگر به عللي اعضاءبه شركت درگروه وادارشده باشند،گروه اجباري نامگذاري مي گردد.توصيه مي شودشركت درمشاوره گروهي آزادباشدوبه هيچوجه افرادبراي شركت درگروه تحت فشارقرار نگيرند.اگركسي بطور داوطلب وآزاد درمشاوره گروهي شرگت كرده باشد ، باعلاقه بيشتري درفعاليتهاي
گروهي مشاركت خواهدكرد.درحاليكه اگرمجبوربه مشاركت شده باشد،دربرابر فعاليتهاي گروهي مقاومت خواهدكردومانع پيشرفت گروه خواهدگرديد.
گام نهم-تعيين گروه بازوبسته:
ازنظرنوع مشاركت اعضاء گروه به دونوع بازوبسته تقسيم مي شود.گروه بازگروهي است كه درهر زماني عضوجديدمي تواندوارد گروه گرددويا عضوي ازآن خارج شود.ولي درگروه بسته،تاپايان فعاليتهاي گروه،خيچ عضوجديدي نمي تواندبه عضويت گروه پذيرفته شودوگروه باهمان تعداد اوليه كارخود راادامه مي دهد.معمولاًگروههايي كه براي حل مشكلات عاطفي تشكيل مي گردند،ازنوع گروه بسته مي باشند.نوع گروه دراولين جلسه با توافق اعضاءمشخص مي شود.
گام دهم-پايان دادن به جلسه گروه:
پايان دادن به جلسه مشاورگروهي،نظيرآغاز جلسه ازاهميت خاصي برخورداراست.درپايان بخشي به جلسه مشاوره گروهي،بايذاز فنوني استفاده شودكه رعايت آنها موجب افزايش كارآيي گروه مي گردد.ازآن جمله اينكه مشاور بايددقايقي قبل ازپايان جلسه،فرار رسيدن ختم جلسه را اعلام دارد.دراين فاصله بايد محتواي بحث جلسه مشاوره گروهي،خلاصه وازآن نتيجه گيري شود.مشاورمي تواندشخصاً ويابه كمك اعضاء محتواي بحث جلسه گروه راخلاصه
ونتيجه گيري كند.پايان دادن به جلسه مشاوره گروهي بدون نتيجه گيري كارصحيح وپسنديده اي نمي باشد.درخاتمه بايدبا توافق اعضاء وقت جلسه آينده تعيين گردد.
خلاصه:
تشكيل واداره جلسات مشاوره گروهي به تخصص نياز دارد.بريا تشكيل مشاوره گروهي،ابتدا بايدبه گزينش اعضاءاقدام شود.تعداداعضاء پنج تادوازده نفراست كه اغلب ازطريق مصاحبه تشخيصي انتخاب مي شوندقبل ازحضور درجلسه مشاوره گروهي،بايداطلاعات لازم درباره قوانين گروه دراختيار اعضاي گروه قرار گيرد.پرسشنامه اي ارائه گرديدكه بدانوسيله مي توان مشكلات داوطلبان راتشخيص دادوآنان رابراساس اطلاعات حاصله به شركت درگروههاي خاص راهنمايي كرد.تعداداعضاي گروه،درتعيين جهت ونوع فعاليتهاي گروه تأثيربسزايي دارد.باافزايش تعداداعضاي گروه نياز به ايجادسازماني منظم تردرگروه بيشتر مي شود.همچنين باافزايش تعداداعضاي گروه برقراري رابطه حسنه وكنش متقابل بين اعضاء مشكل ترمي شود.زمان وطول جلسات مشاوره گروهي به اهداف ونوع گروه بستگي دارد.علاقه مندي اعضاءبه مشاركت درگروه عامل مهمي درموفقيت گروه محسوب مي شود.درارتباط بامشاركت اعضاءمي توان به مواردي نظير اهداف،هويت،هماهنگي،اقتدار،صراحت
واعتماداشاره كرد.همچنين بايدمشخص شودكه آياگروه ازنوع بازيا بسته است.پايان دادن به جلسه مشاوره گروهي نيزفنوني دارد كه بايدرعايت گرددتا كارآيي گروه افزايش يابد.


منبع:پويايي گروه ومشاورة گروهي-دكترعبدالله شفيع آبادي

نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 ساعت 12:38 | لینک ثابت |

 

 

اختلال اضطرابی منتشر

تعریف

          احساس گاهگاهی نگرانی یا اضطراب طبیعی است. این حالت برای همه پیش می آید. در واقع میزان متوسطی از اضطراب می تواند خوب باشد . اضطراب کمک می کند که به خطرات واقعی پاسخ بدهید و می تواند برای شما انگیزه ای جهت پیشرفت در محل کار و خانه باشد.

          اما اگر احساس اضطراب بدون دلیل می کنید و نگرانی های شما زندگی روزانه تان را مختل کرده است ، امکان دارد که اختلال اضطرابی منتشر داشته باشید. این وضعیت باعث اضطراب زیاده از حد  یا غیر واقعی درمورد شرایط زندگی معمولاً بدون یک علت مشخص می شود.

          نام اضطراب دائمی که بر زندگی روزانه شما تأثیر کند اختلال اضطرابی است. اختلال اضطرابی منتشر در همراهی با فوبیا ( ترس ) حمل هول و اختلال وسواسی جبری یکی از شایعترین اختلالات اضطرابی است که حدود 4 میلیون نفر را هر ساله در ایالات متحده تحت تأثیر قرار می دهد. زنان بیش از مردان اختلال اضطراب منتشر را تجربه می کنند.

          زندگی با اختلال اضطرابی منتشر می تواند مشکل باشد، اما این بیماری قابل درمان است. داروها و مشاوره و درمان کارشناسانه می توانند را در فائق آمدن بر اثر اختلال اضطراب منتشر یاری کنند.

علائم و نشانه ها

          علائم و نشانه های اختلال اضطراب منتشر در شدت و ترکیب ( همراهی ) متفاوت هستند. آنها می توانند شامل موارد زیر می باشند :

- بی قراری

- احساس تحت فشار بودن

- احساس وجود یک توده در شکم

- مشکل در تمرکز گرفتن

-          خستگی

- تحریک پذیری

- بی صبری

-  کشش عضلانی

- ( بی خوابی ) مشکل در شروع خواب یا مشکل در خواب ماندن

- افزایش تعریق

- نفس تنگی

- درد معده

- اسهال

- سردرد

          اگر مبتلا به اختلال اضطراب منتشر باشید امکان دارد زمانهائی را تجربه کرده باشید که نگرانی هایتان بر طرف شده اما شما هنوز احساس اضطراب کنید. ممکن است در مورد بیشتر
جنبه های زندگی تان یا همه آنها احساس فشار کنید. مثلاً ، ممکن است احساس نگرانی شدید در مورد امنیت خود یا افراد محبوبتان داشته باشید یا ممکن است احساس کنید اتفاق بدی برایتان در حال رخ دادن است، حتی اگر هیچ خطر فوری وجود نداشته باشد.

          اختلال اضطراب منتشر غالباً در سنین پائین و علائم و نشانه های آن ممکن است خیلی آهسته تر از دیگر اختلالات اضطرابی بروز کند. بسیاری افراد مبتلا به اختلال اضطراب منتشر به یاد
می آورند که آخرین بار چه زمانی احساس راحتی و آرامش کرده اند.

علتها

          وقتی احساس می کنید بدنتان هورمونهایی را برای آماده کردن شما جهت مقابله با تهدید آزاد می کند. این را پاسخ جنگ و گریز می نامند. زمانی که اضطراب خارج از کنترل می شود، این پاسخ تقریباً  به صورت مداوم اتفاق می افتد حتی در زمانهایی که آرام به نظر می رسید. پزشکان و محققین کاملاً نمی دانند که این مسئله چرا اتفاق می افتد.

          گر چه علل اختلال اضطراب منتشر ناشناخته است، بعضی عوامل ممکن است با این اختلال مربوط باشند .

          وضعیتهای پزشکی خاص :  اختلالات خاصی مثل غدد تیروئید پر کار ( هیپرتیروئیدی ) می تواند باعث ایجاد اضطراب شود.

          سازگاری با بیماری:  داشتن یک بیماری جسمی جدی، مانند سرطان می تواند شما را مضطرب کند. نگرانی در مورد تشخیص و درمان احتمالی می تواند زیاد خسته کننده باشد.

          استرس : یک زندگی پر استرس می تواند به اضطراب زیاده از حد دامن بزند. مثلاً ابتلا به یک بیماری جسمی همراه با استرس از دست دادن شغل یا درآمد می توانند با هم ترکیب شده و یجاد اختلال اضطراب منتشر کند.

          شخصیت : بعضی افراد با انواع خاصی از شخصیت بیشتر مستعد اضطراب هستند.  افرادی با نیازهای فیزیولوژیک برآورده نشده مانند داشتن یک رابطه نزدیک که ارضاء کننده نبوده است ممکن است احساس امنیت کمتری کنند و در خطر بیشتری برای اختلال اضطراب منتشر قرار گیرند علاوه بر این، اختلالات شخصیت مانند اختلال شخصیت حد واسط نیز می توانند دچار اختلال اضطراب منتشر شدند.

          ارث : بعضی تحقیقات پیشنهاد می کنند که اختلال اضطرابی منتشر می تواند بصورت خانوادگی اتفاق بیفتد.

عوامل خطر

          برخی عوامل می توانند، خطر اختلال اضطراب منتشر را افزایش دهد: اینها شامل موارد زیر هستند .:

- مجموعه ای از استرس ها

- یک بیماری جسمی طولانی مدت یا جدی

- یک نوع خاص شخصیت یا اختلال شخصیتی که بیشتر مستعد اضطراب است

- یک اختلال اضطرابی در خانواده شما

          اختلال اضطرابی و سایر اختلالات اضطرابی به فراوانی در بین افرادی که بیماری طبی مزمن مانند دیابت و پرفشاری خون دارند دیده می شود.

چه زمانی باید به دنبال توصیه های پزشکی بود؟

          اگر برای کنترل نگرانی های خود مشکل دارید، یا اگر اضطراب با زندگی روزانه شما تداخل دارد،  به پزشک خود مراجعه کنید.

غربالگری و تشخیص

          اختلال اضطرابی منتشر با طول زمان تداومش و اینکه چه میزان بر زندگی روزمره تأثیر
می گذارد از نگرانی معمولی و سایر اختلالات اضطرابی تشخیص داده می شود. اگر اضطراب و نگرانی شدید را به طور مداوم برای مدت شش ماه یا بیشتر تجربه کرده اید، ممکن است اختلال اضطراب منتشر داشته باشید .

          اضطراب مداومی که روزانه شما را گرفتار می کند یک مشکل طبی در نظر گرفته می شود.

          پزشک شما احتمالاً معاینه بالینی و ارزیابی های فیزیولوژیکی را انجام خواهد داد که سایر اختلالات و مشکلات طبی را که ممکن است اختلال اضطراب منتشر را تقلید نمایند رد کند.

          ارزیابی بالینی شامل یک پرسشنامه در مورد خودتان و مصاحبه با پزشک می باشد.  سایر آزمایشات مانند یک تست آزمایشگاهی برای اندازه گیری فعالیت تیروئید هم ممکن است انجام شود. بسته به علت و شدت وضعیت شما ممکن است به یک کارشناس بهداشت روان یا سایر متخصصین پزشکی ارجاع شوید.

عوارض

          افرادی که اختلال اضطرابی مانند اختلال اضطراب منتشر دارند احتمال بیشتری برای ابتلا به سایر بیماریهای پزشکی دارند و داشتن یک اختلال اضطرابی می تواند دوره این بیماریها را طولانی کند.

          اختلال اضطرابی منتشر معمولاً به طور همزمان با افسردگی و سایر اختلالات روانی مانند حملات هول و فوبیا ( ترس ) اتفاق بیفتد.

          وابستگی به مواد یا سوء استفاده از آنها که اغلب به صورت خود درمانی غلط انجام می شود. ممکن است با اختلال اضطراب منتشر همراه شود.

          اضطراب و فشار ناشی از اختلال اضطراب منتشر می تواند موجب کم خوابی ، سندرم روده تحریک پذیر، سردرد و دندان قرچه شود.

درمان

          دوره درمان عمده برای اختلال اضطرابی منتشر درمان طبی و روان درمانی هستند که
می توانند به تنهایی یا در ترکیب با یکدیگر به کار بروند.

داروها

          پزشکان از داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب برای درمان اختلال اضطراب منتشر و سایر انواع اختلالات اضطرابی استفاده می کنند. داروهایی که به طور عمده تجویز می شوند شامل موارد زیر است :

- داروهای ضد اضطراب

          بنزودیازپین ها و داروهای آرامبخش غالباً بین 30 تا 60 دقیقه اضطراب را رفع می کنند اما اگر بیش از چند هفته از آنها استفاده کنید می توانند ایجاد عادت کنند. به این علت پزشکان ممکن است آنها را برای مدت کوتاهی برای کمک به شما جهت رهایی از یک دوره اضطرابی خاص تجویز کند. شایعترین آرامبخش هایی که تجویز می شوند شامل موارد زیر هستند :

          آلپرازولام ( زاناکس )، کلرودیازپوکساید ( لیبریوم )، کلونازپام ( کلونوپین) ، دیازپام ( والیوم ) و لورازپام ( آتیوان )، این داروها می توانند باعث بی ثباتی ، خواب آلودگی، کاهش هماهنگی عضلات شده و مشکلاتی در تعادل ایجاد کنند. دوزهای بالاتر دارو و استفاده طولانی مدت از آن می تواند باعث مشکلات حافظه شود. زمانی که از این داروها استفاده می کنید رانندگی و کارهای سنگین ماشینی انجام ندهید.

          داروی دیگری که برای اختلالات اضطرابی مانند اختلال اضطراب منتشر تجویز می شود بوسپیرون است( Buspar ) اگر در گذشته از بنزودیازپین ها استفاده کرده باشید این دارو اثر
نمی کند. یک عارضه جانبی شایع بوسپیرون احساس موقتی « سبکی سر » بلافاصله پس از مصرف دارو است. عوارض جانبی ناشایعتر، سردرد ، تهوع، عصبیت و بی خوابی است.

- ضد افسردگی ها

          این داروها بر فعالیت برخی مواد شیمیایی خاص مغز ( نوروترانسمیترها) که به سلولهای عصبی مغز شما کمک می کنند تا پیامها را دریافت کنند تأثیر می کنند.

          مثالهائی از داروهای ضد افسردگی مورد استفاده در درمان اضطراب در زیر آورده شده است فلوکستین (Prozac)، پاروکستین ( پاکسیل) ، ایمی پرامین ( تروفانیل) و نلافاکسین ( رافکسور).

          ضد افسردگی ها عموماً در 60 تا80 درصد موارد مؤثر هستند.اما چون پزشک شما نمی تواند پیش بینی کند که چه دارویی برای شما بهتر است، ممکن است لازم باشد بیش از یک دارو را امتحان کنید که ببینید کدام دارو برایتان بهتر است.

          علاوه بر این ضد افسردگی ها معمولاً فوراً اثر نمی کنند.

          ممکن است حدود 2 هفته طول بکشد تا اثر دارو شروع شود اما این مسئله ممکن است تا زمانی که شما متوجه اثر کامل دارو شوید حدود 8 هفته طول بکشد.

- رواندرمانی

          این درمان که گفتگو ( حرف ) درمانی هم نامیده می شود. به دریافت کمک از یک کارشناس یهداشت روان از طریق ترکیبی از گفتن و شنیدن اطلاق می شود.

          یک نوع از رواندرمانی درمان رفتار – شناختی است که اختلالات تفکری را که موجب مشکلات روانی می شوند امتحان می کند. درمان رفتار – شناختی در درمان بیماریهایی روانی بخصوص اختلالات اضطرابی مانند اختلال اضطراب منتشر بسیار مؤثر است. این درمان بر این اساس پایه گذاری شده است که شما چیزی هستید که فکر می کنید. در حین درمان رفتار – شناختی، درمانگر به شما کمک می کند افکار و اعتقادات ناجوری که باعث استرسهای روانپزشکی ترس یا افسردگی می شود را تعیین کنید .

          شما یاد می گیرید که افکار منفی را با ادارک مثبت تر و واقعی تر جایگزین کنید. شما راههایی را یاد می گیرید که وقایع زندگی را درست تر ببینید و با آنها کنار بیایید. عموماً در یک درمان کوتاه مدت رفتار- شناختی بر یادگیری ایجاد حس ارزبابی و کنترل فکرها و احساساتتان تأکید می شود.

          درمان اختلال اضطرابی منتشر یا هر بیماری روانی دیگر بسته به هر فرد تعیین می شود. هیچ رژیم درمانی واحدی برای همه یکسان کار نمی کند. بسیاری درمانها بر اساس درمان سرپائی هستند اما بعضی افراد امکان دارد نیاز به مراقبت در بیمارستان داشته باشند.

مراقبت از خود

          این نکات می تواند به شما کمک کند که اضطراب خود را کم کنید:

- فعال باشید : تعیین کنید که چه چیزهایی شما را مضطرب می کند. مثلاً اگر مسایل مالی نگرانتان می کند. پس انداز کنید.

- Let it go : در نگرانی گذشته خود را غرق نکنید. آنچه را می توانید تغییر دهید و اجازه دهید بقیه چیزها مسیر خود را طی کند.

- چرخه را بشکنید:  زمانی که احساس اضطراب می کنید قدم بزنید یا مشغول سرگرمی خاصی که باعث تمرکز شما می گردد، بشوید.

- از خود مراقبت کنید: استراحت کافی داشته باشید. غذای متعادل مصرف کنید. ورزش کنید و زمانی را برای آرامش در نظر بگیرید. از کافئین و نیکوتین که باعث تشدید اضطراب می شوند پرهیز کنید. برای رهایی از اضطراب به الکل یا داروهای بدون نسخه پناه نبرید.

- با کسی صحبت کنید:  مشکلات خود را با یک دوست با مشاور کارشناس که می تواند به شما کمک کند همه جانبه نگاه کنید در میان بگذارید.

- مهارتهای سازگاری

          زندگی با اختلال اضطراب منتشر می تواند مشکل باشد. به علاوه حین دست و پنچه نرم کردن با نگرانی ها ممکن است به سایر وضعیتها مثل افسردگی که غالباً با اختلال اضطراب منتشر همراهی می کند و می تواند باعث شود احساس اضطراب و نگرانی بیشتری کنید، دچار شوید. اضطراب می تواند به تقابل شما با دوستان و خانواده، توان تولید کنندگی شما در محیط کار و کیفیت کلی زندگی شما اثر بگذارد.

          ممکن است پی ببرید که صحبت با یک مشاور یا درمانگر می تواند در سازگاری با اثرات اختلال اضطراب منتشر به شما کمک کند. یا امکان دارد در یک گروه حمایتی اضطراب احساس تشویق و درک متقابل پیدا کنید.

          گرچه گروههای حمایتی به درد همه نمی خورند اما منابع اطلاعاتی خوبی هستند. اعضای گروه در مورد آخرین درمانها اطلاع دارند و تمایل دارند که تجربیات خود را با شما در میان بگذارند. اگر دوست داشته باشید پزشکتان ممکن است گروهی را به شما توصیه کند.

 

نوشته شده توسط سید حسین اطیابی در دوشنبه بیستم فروردین 1386 ساعت 23:3 | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar